درنورستان قبل از اسلام، رب النوع یمرا ، مارا، ایمرا yamra- mara,imra (ا) درتمام دهات به حیث رب النوع برتر، در معابد داخل و خارج قریه ، پرستش می شد؛ اما بزرگترین و معروفترین معبد یمرا- مارا در قریه کشتکی یا کشتکی گرام kuštaki gram پارون بوده است. در این معبد به شمار زیاد مجسمه ها گذاشته شده و به شمار زیاد مردم برای نیایش رب النوع مارا به آنجا مراجعه می کردند.چنانچه رابرتسن نیز درکتاب خود به نام کافران هندوکش The Kafirs of The Hindukush آن را والا ترین معبد و قریه کشتکی را در سطح نورستان قبل از اسلام، مکان مقدس یاد کرده است .(۲)
اگر از نگاه جغرافیایی به دره پارون نگاه شود، قریه کشتکی تقریبا در وسط دره مذکور موقعیت دارد. به طرف شرق قریه دریای پارون جریان داشته و به طرف غرب، کوه قرار دارد؛یعنی قریه مذکور در پای یک کوه اعمار گردیده است. صخره که در نزدیک قریه وجود دارد ،امکانات پناه دهی را در هنگام جنگ، برای اهالی مساعد ساخته است.مردم قریه کشتکی نیز با مساعد بودن امکانات صخره، پناهگاهی به شکل بسیار جالب ، در آغوش همان صخره ساخته بودند. طبق روایات باشنده گان قریه کشتکی، در زمان قبل از اسلام، موقع که مهاجمان به قریه کشتکی یورش می آوردند، ساکنان قریه به آنجا پناه می بردند.
در قسمت پایینی این صخره، به شکل خیال انگیز، ساختمان هیبتناک وجالب، طبیعی سنگی وجود دارد. در سرزمینی که هر قله و سنگ کوه آن جایگاه جن تصور شود، و در سرزمینی که مردمان آن به جن ها قدرت وتوانایی فوق العاده قایل بوده و برای پرستش قوای قاهره طبیعت، ارباب الانواع مختلفی را داشتند ،انسان با دیدن چنان ساختمان ترسناک طبیعی بی گمان تحت تاثیر قرار می گیرد. معبد مارا یا یمرا در چند متری همین صخره اعمار شده بود.
چون این مرکز دینی نورستان قبل از اسلام، هم در زمان خود بسیار معروف بوده و هم بعد از ویرانی آن به دست قوای امیر عبدالرحمن خان به حیث بزرگترین مرکز دینی یاد شدهو در باره آن روایت ها را شنیده و خوانده بود، باعلاقمندی زیاد میخواستم آن را از نزدیک مشاهده نمایم.
درسفری که درسال۱۳۸۳ هـ ش به پارون داشتم ، امکان مشاهده ساحه مذکور را به دست آوردم. بعد از بازدید ازپناهگاه نظامی و ساحه معبد،با یکی از ساکنان قریه کشتکی به نام امیر محمد که در آن هنگام حدود هفتاد سال عمر داشت، در رابطه به معبد معروف قریه شان صحبت نمودم.
نامبرده از قول گذشته گان خود افسانه ی را حکایت کرد که گویا اهالی پارون از مکه عربستان به آنجا آمده اند.او در ادامه گفت: اهالی قدیمی پارون درهنگام کوچ از عربستان، با خود خاک آنجا را برداشته بودند. به هر جا که می رسیدند آن را با خاک همان منطقه وزن می کردند، تا این که به منطقه کشتکی رسیدند. هنگامی که هر دو خاک را ترازو کردند، وزن خاک ها معادل هم آمد. بعد از تول و ترازو نمودن خاک ،شخص نا آشنای را دیدند که مردم را تشویق می کردتا در همان ساحه سکونت اختیار نموده به گونه مکه با شصت بت، معبدی بسازند ؛ که هر بت آن برابر بغل نُه نفر باشد. آن کس یکی از بت ها را (مارا) نامید.گوسفندی را کشته خونش را بر بت پاشیده نا پدید شد. بعد از همان روز معبد مارا اعلام و به هر جا آوازه اش پخش گردید. مردم از هرطرف با هدایایبز و گاو به این معبد می آمدند.
به گفته راوی افسانه، در هنگام مراسم مذهبی در معبد مارا ، حیوان را قربانی نموده، خون قربانی را برمجسمه پاشیده و دل جگر را درگوشه معبد می گذاشتند. این مواد بدون این که پوسیده و متعفن گردد، فورا خاک می گردیدند.
عبادتگاه مارا- یمرا به شکل مربع در سه منزل با پایه های قطور و بزرگ اعمار شده بود. درمنزل اول معبد، مراسم قربانی برپا می گردید. در این بخش ، آتش بزرگ روشن نموده شاخچه های سرو را بر آتش می گذاشتند و برآن روغن می ریختند تا دود آن به بالا ها برسد و هم فضا را معطر سازد.
در منزل دوم زایرین به رقص مذهبی و شادمانی وشکر گزاری می پرداختند،در منزل سوم تماشا گران قرار می گرفتند. مراسم عمومی عبادت یا جشن بزرگداشت مارا ، درسال یک بار در اوایل ماه عقرب برپا می شد. مردم برای اشتراک در این مراسم از دور دستها از مناطق شرقی و غربی نورستان، با تحایف و نذور به معبد می آمدند. مراسم پرستشو بزرگداشت،سه روز دوام می یافت.
راوی افزود: در روز اول، مراسم رقص نیایش و عبادت بود. در روز دوم، رقص خوشی وشادمانی و روز سوم، رقص شکرانه ایجابت دعا ها بود. هر سه روز مراسم با قربانی و ارایه نذور توام بود. در پایان اجرای مراسم روز سوم، جشن بزرگداشت و نیایش مارا به پایان می رسید و شرکت کنند گان، به مناطق خویش عودت می نمودند. برای کسانی کهخارج از مراسم سالیانه دعا خوانی ، برای پرستش و ارایه نذر به معبد مارا مراجعه می کردند،طرز برگزاری مراسم دعا،طور دیگر بوده است.
قرار گفته راوی نامبرده، یک نفر مسئولیت این عبادتگاه را داشت. او مراسم عبادت و دعا خوانی و قربانی را تنظیم ، واز معبد سرپرستی می نمود . این شخص طرف احترام زایرین و مردم بوده و همه می پنداشتند که او به مارا نسبت به سایرین نزدیکتر بوده و از مقربین می باشد. (این شخص اوتاutaرهبر روحانی بود.تازه)
معبد مارا – یمرا هفت دروازه داشته است. شش دروازه آن همیشه باز بوده و دروازه هفتمی که مربوط به مارا پنداشته می شد، توسط شخص مسئول همیشه مسدود نگهداشته می شد؛صرف در موقع و فرصتی باز می گردید که کدام زایر برای عبادت و ارایه نذر و قربانی به آنجا مراجعه می نمود.
زایر به شخص مسئول معبد (اوتا) عرض حال نموده خواستار کمک در برگزاری مراسم دعا خوانی و عبادت می شد. اوتا در صورتی که عذر نذر دهنده را مورد ایجابت قرار می داد ،دروازه هفتم را که صدای بسیار بلند داشت، باز می نمود.
درهنگام باز نمودن دروازه ،صدای بلند آن به همه جای قریه کشتکی می پیچید. اهالی با شنیدن صدای درواز هفتم معبد، می دانستند که زایری برای عبادت و ارایه قربانی آمده است. آنها نیز جهت اشتراک در مراسم دعا خوانی و عبادت و قربانی، کارهای خود را گذاشته به معبد می آمدند و با زایر یکجا در مراسم اشتراک می نمودند. این مراسم صرف برای یک روز برپا می شد.
جورج رابرتسن نماینده انگلیس درگلگیت به هدف گردآوری اطلاعات درسال ۱۸۸۹ م به کامدیش نورستان سفر مختصر نمود. او بعداً ازماه سپتمبر ۱۸۹۰ تا اکتوبر ۱۸۹۱ سفری به دره نورستان شرقی نمود. در این ضمن او سفر مختصری به پارون نیز کرد.طی این سفر او تنها توانست راپور درمورد معبد بزرگ و هیبتناک مارا در قریه کشتکی یا کشتکی گرام را تهیه نماید. او بعداً مشاهدات خود از معبد مارا را درکتابی به نام کافرهای هندوکش ثبت و نشر نموده . (۳)
رابرتسن نوشته است: در پرسونگل (پارون) نخست مردم اعتراض نمودند که من چرا از معبودان شان دیدن می کنم. وقتی که همراهان من به آنها حالی نمودند که من نیز مانند آنها کافر هستم،با بی میلی پذیرفتند که از معبودان شان دیدن نمایم.
خالص ترین شکل مذهب کافران را احتمالاً در برسونگل می توان یافت .در پرسونگل که فضای مشخص مذهبی دارد در دهکده ها شیاطین فراوان اند. آنها عقیده دارند که نهر های قدیم را ارباب الانواع یا رب النو ع ساخته است . مهمترین معبد در این دره، معبد مارا است که درکافرستان معروف است.کافران معبود بزرگ را یمرا می نامیدند که در راس معبودان آنها قرار داشت و در عین زمان معبود مرگ نیز میدانستند.معتقد بودند که او خلق می کند و می میراند.
مردم پارون عقیده داشتند کهیمرا یا مارا با خورشید ارتباط داشت؛ او بود آفتاب ومهتاب را به آسمان آورده وگردش آنها را تنظیم کرد. مارا بعد از آن که طرز زنده گی را به مردم آموخت،کافرستان را ترک کرد. به نوشته مورگنسترن نورستانی های قدیم معتقد بودند که یمرا در میان ابرها و غبار زنده گي می کند. (۴)
در پرسونگل هر دهکده در پناه و مواظبت یک رب النوع قرار داشت که روستاییان نسبت به همه ، آن را بیشتر می پرستیدند و احترام می کردند. بزرگترین معبد یمرا در کشتکی گرام آباد شده بود که یکی از مراکز مهم مذهبی تمام کافرستان محسوب می شد و به نام مارا گرام هم معروف بود و دوصد بز به نام مارا قربانی می شد.اما بهترین مناسبترین قربانی برای مارا گاو بود.(۵)
احمد علی معتمدی به نقل از کتاب رابرتسن درمعرفی معبد مذکور نوشتهاست: این معبدکه ساختمان با هیبت ماهرانه و استادانه داشت،در ۵۰ تا ۶۰ فت مربع مساحت با بلندی ۶۰ فت اعمار گردیده بود. درجناح شرقی، ایوان یا رواق مربع شکلِ پوشیده داشت. سقف آن بالای ستون های حکاکی شده چوبی قرار یافته و یک ردیف ستون ها را تشکیل داده بود. ایوان آن رخ به طرف شرق و جنوب داشت. طرف شمال آن را تخته کوبی کرده بودند. حکاکی های ستون ها بسیار ظریف ساخته شده بود. همه آن به سه طریقه طرح شده بود. نخست قطار قابل توجه، سرهای قچ ها است که در هر یک از پایه ها از بالا تا پایین، دیده می شود.
طرح دوم که بسیار معمول می باشد،سرحیوانی است که در ستون حک شده و شاخ های آن چندین بار تا سر ستون، پیچ خورده است. در بین هر دو انجام شاخ ها ، یک شکل عجیب و غریب دیده می شود که باهر دو دست شاخ ها را محکم گرفته بود.
طرح سوم آن عبارت از نمونه نقش تکری بافت بود. در زیر آن ایوان قربانی های بسیار صورت می گرفت. در قطار پایه ها سنگ قربانی قرار داشت. نزدیک آن ،یک دو رواق مخصوص مجسمه ها بود. به طرف شرق معبد جای که ایوان ساخته شده بود،هفت دروازه بود که بر سر هر یک ، دروازه های کوچک وجود داشت که محکم بسته شده بود،
از هفت دروازه بزرگ پنج باب آن باز نمی شد. دو دروازه دیگر کهدر انتهای جنوبی قرار داشت ، در روز های فرخنده باز شده و به مردم اجازه دخول داده می شد، تا مکان مقدس را تماشا نمایند.در این دو دروازه ، به فاصله ها هشت پیکره بزرگ مارا برجسته تراشیده شده و حکشده بود که قسمت بزرگ آن ،دیوار شرقی معبد را تشکیل می داد. هیکل ها احتمالاً هفت فت بلندی داشت که مارا را در حال نشسته مشکزدن نشان می داد. چهره هر کدام از هیکل ها شگفت انگیز بود. زنخ آن که مربع شکل تراشیده شده بود، به مشکی که بالای زانو های معبود گذاشته شده بود، می رسید.
ابرو ها و بینی با خطوط نشان داده شده بود.لوحه ی تزیین یافته با اشکال کوچک شاخدار بالای سر این هیکل های بزرگ نصب بود. قسمت خارجی معبد به طرف شمال پنج مجسمه بزرگ سقف را چون ستون ها استوار نگهداشته بود. درقسمت جنوب تزیینات کاملاً در حصه بالایی دیوار به عمل آمده بود که عبارت از یک سلسله تخته های حکاکی شده بود.
به طرف غرب تزیینات اندک بود. در داخل معبد در مرکز فرش آتشدان قرار داشت. در چهار گوشه آن،چهار ستون تا سقف عمارت میرسید. در هرستون بیش از یک شکل حک شده بود. به طور مثال در یکی از آن، دو چهره بزرگ حک شده بود. مقابل دروازه ورودی ، در وسط دیوار غربی ساختمان مذبح دیده می شد که از گِل بنا یافته و دارای تخته چوبی بود. دربالای آن در دیوار نقش های مربع شکل به نظر می خورد. به دیوار جنوبی نیز نقش های مشابه اما به شکل مختلف دیده می شد که عموماً رسم های حیوانات به سبک مروج کافران ،طرح شده بود.
درگوشه شمال شرقی معبد ،قسمت بالایی مجسمه مارا به نظر میخورد. یک ساختمان چوبی به شکل سایه بان در فرق معبد بر سر مجسمه ساخته شده بود. دیوار های معبد مزین به شکل کلاه های نیمه کروی غیر منظم حکاکی شده ،نمایش یافته بود. معلوم می شد که مردم پارون به افتخار مارا وقت زیادی را صرف تکمیل این بنای شگفت انگیز کرده بودند.
نزدیک به دیوار جنوبی، بیرون معبد یک چوب کوچک مربع شکل و سنگی به ارتفاع چهار فت گذاشته شده بود.درچهار کنج پایه ها سر قچ نصب بود. یک تعداد سنگ ها نیز وجود داشت که کافران عقیده داشتند که نشان دست مارا در آن نقش شده است و به شکل نوشته های مقدس معلوم میشد. این نوشته های فرضی شگفت انگیز روی سنگ معدنی خاکی آبی که یک جلای براق تاریک داشت، ترتیب یافته بود. سنگ ها لشم و درخشنده بود. مریضان جهت صحت یابی، بر سر این سنگ ها قربانی می کردند.(۶)
احمد علی معتمدی در بخش دیگر در رابطه به معبد کشتکی از قول ریش سفیدی از قریه مذکور نوشته است: مردم در ماه (یوله) از سایر دهات پارون آمده بز و گاو را قربانی می کردند. خون قربانی را به شاخه های سدر می ریختند و یا به مجسمه مارا می مالیدند. هیچکس حق نداشت بدون روز های خاص از مارا گرام زیارت نماید. متخلف مکلف به قربانی یک گاو بود.
به قول راوی در گوشه شمال شرق معبد ،مجسمه مارا گذاشته شده بود. مجسمه کوچکی بالای سنگ سپید طرف چپ آن قرار داشت. به دیوار غربی خطوط مربع شکل به رنگ سرخ نقش شده بود. بالای دروازه معبد کلکین های کوچکی بود که به روز های عبادت باز می شد. هنگامی که نور آفتاب بر مجسمه می تابید، نوازنده گان با الات موسیقی به سرود آغاز می کردند و زنان به رقص می پرداختند.(۷)
درهنگام بازدید از قریه کشتکی، موسفیدان قریه به من گفتند که در هنگام پخش دین اسلام ، مردم قریه کشتکی هفت روز مقاومت نمودند. قوای حکومتی بالاخره از تصرف قریه مذکور صرف نظر نموده، به اشغال قرای بالایی وپایینی اقدام نمودند. در انجام فتح قرای مذکور،قریه کشتکی توسط قوای حکومت اشغال گردید.
قبل از اشغال کشتکی، مردم آنجا به این فیصله رسیدند که دو بت بزرگ را که یکی آن منسوب به مارا و دیگری منسوب به معاون وی از معبد برداشته مخفی ساخته، بعد به قوای حکومت تسلیم شوند.
این دو مجسمه که اولی آن از چوب سپیدار و دوم آن از چوب درخت جلغوزه ساخته شده بود، درکدام محلی پنهان ساخته شده اند. مردم معتقد اند که این مجسمه ها هنوز هم در کدام محل نا معلوم موجود اند. مجسمه دیزانی که بعد ها از یک منزل به دست آمده و به کابل انتقال گردید شاید یکی از آن دو مجسمه باشد.
قوای حکومت بعد از اشغال قریه کشتکی، معبد مارا را ویران و مجسمه های موجود را نابود ساختند. در محلی که روزگاری مردم برای بزرگداشت مارا جمع می آمدند، امروز در مسجدی برای عبادت به ذات اقدس (ج) گرد هم می آیند.
ماخذ:
۱- مارا،یمرا، ایمرا، صورت ها مختلف نام یک رب النوع است که در سرتاسر نورستان قبل از اسلام، به حیث رب النوع برتر پرستش می شد . ریشه این نام ها، به نام همان اولین شاه اساطیری آریایی بلخ به نام یما، میرسد، که در میان اقوام مختلف آریایی به مرتبه خدایی بالا برده شده است.
2- George Robertson. The Kafirs of The Hindu kush,p. 388.
3- Dr.Max Klimburg . The Kafirs of The Hindu kush, p. 30
۴- احمد علی معتمدی . مذهب قدیم نورستان،ص ۲۴ و ۲۸،کابل ۱۳۷۰
۵-همان کتاب ، ص ۲۹
۶-دیده شود: ص ۱۰۸ –۱۰۹ Robertson, p . 389 -
۷- // ، ص ۱۱۲ -۱۱۳


