نامه به کنفرانس ایتالیا
جناب رییس،هیات رییسه و دانشمندان محترم
ازکوهپایه های جنوبی هندوکش، از سرزمین نورستان افغانستان، به شما دانشمندان محترم، سلام و تمنیات نیک می فرستم.
کار کرد دانشمندان گرامی مانند شما، در هر زمان رهگشای مردمان و آینده سازان علوم و دانش بشری بوده است.در طول زمان، کار های سازنده دانشمندان عرصه های مختلف حیات بشری، در واقع شمع راه انکشاف بشری بوده است.
اگر از نورستان خود صحبت نمایم،قبل از همه از آن دانشمندانی که در مورد نورستان تا حال تحقیق نموده اند، ابراز قدر دانی می نمایم. بیشترین تعداد این دانشمندان که در مورد نورستان تحقیق کرده و آثار گرانبهای را برای ما به ارمغان گذاشته اند ، در مجموع ، از غرب آمده بودند.
امروز که از اسلامیزه شدن نورستان یکصدو بیست و نه سال می گذرد،همه آن افراد که از فرهنگ و زنده گی قبل از اسلام نورستان نماینده گی می کردند، دیگر حیات ندارند و آنهای که از آن زمان چیزی شنیده و یا دیده بودند، نیز دیگر درمیان ما نیستند. آن چه برای ما از زنده گی اجتماعی و فرهنگی نورستان قبل از اسلام حکایت می کند، کتب ،یادداشت های دانشمندانی اند که با قبول دشواری ها و تکالیف به نورستان صد سال قبل رفته و آثار ارزشمند را برای جامعه علمی و ما، به جا گذاشته اند. اگر آثار این دانشمندان نبود، به یقین ما نسل امروز ،از همه آن گنجینه های فرهنگی وتاریخی و از طرز حیات و تمدن باستانی که از حیات آریایی نماینده گی می کرد و آخرین میراث دار آن مردم نورستان قبل از اسلام بودند، نا خبر بودیم.
فرهنگ کهن نورستان که نگهدار و پاسدار آخرین نمونه های تمدن آریایی بود، عناصر ارزشمند آن، اکنون درحال نابود شدن اند. بسیاری از پدیده های فرهنگی که از حیات و تمدن باستانی نماینده گی می کردند و درحیات روز مره مردم نورستان وجود داشت، از میان رفته اند و آن اندک و انگشت شمار که باقی مانده بود، نیز درحال از میان رفتن اند.
بعد از اسلام تا امروز ،دولت های افغانستان هیچگاه و به هیچ صورت، به فرهنگ باستانی نورستان ارزش قایل نبوده اند.از همان نخست،همه فشار ها برای نابود ساختن پدیده های با ارزش فرهنگی به عنوان عناصر و پدیده های کفری متمرکز بوده است. چون عناصر فرهنگی ریشه در تاریخ باستان داشتند، تا سال ۱۹۷۸ که کودتای چپی ها در افغانستان صورت گرفت،تاحدی مقاومت نشان داده و جریان امحای آنها تدریجی و آهسته بود.
بعد از کودتای هفت ثور(۲۶ اپریل ۱۹۷۸) افغانستان، که مقاومت در برابر حکومت مرکزی از نورستان آغاز گردید،احزاب اسلامی قوت بیشتر یافتند. درنتیجه ضربات بیشتر بر عناصر فرهنگی و تاریخی نورستان وارد گردید. به اصطلاح محلی افغانستان، تبر ملا ها بیشتر دسته یافت و مردم نیز در جریان مقابله با قوای حکومت مرکزی، به عناصر فرهنگی جامعه بی توجه و بی تفاوت شدند.
درمدت ادامه جنگها علیه اتحاد شوروی سابق، چون جامعه شدیدا به اثر تبلیغات زیاد در شوک قرار گرفته بود،بسیاری از عناصر فرهنگی به فراموشی سپرده شدند؛ حتا اطفال نیز بازی های عنعنوی خود را به فراموشی سپردند.
درمدت بیست سال جمهوریت که نظام جمهوری حاکم بود، مردم نورستان برای از میان بردن عقب مانده گی اقتصادی اجتماعی خویش، دست به کار شدند. مردم بیشتر به فکر وارد نمودن تغییرات در بخش های اقتصادی و اجتماعی، که موجب سهولت درحیات روز مره شان می شدند، تمرکز کردند. به قریه ها سرک کشیده شد.در قرأ بازار ها پدیدار شدند. مسأله تنویر منازل با انرژی آبی و آفتابی به راه افتاد. در نظام عنعنوی زراعت و مالداری تغییرات آمد. درمسایل صحت خانواده ها موضوعات نوین راه یافت؛ و همچو سایر دیگر گونی ها. البته در عقب برخی از این تحولات مثبت اجتماعی واقتصادی، کمک های مالی و تخنیکی برخی موسسات ملل متحد و موسسات غیردولتی کشور های غربی که در پشاور پاکستان مستقر بودند، قرار داشتند.
در زمان جمهوریت که طالبان دو باره به فعالیت خویش آغاز نموده و در دهات نورستان برای فعالیت های خویش هسته گذاری نمودند، با استفاده از احساسات دینی، به جذب ملا ها و افراد متعصب بیسواد پرداختند. این ها، به خصوص ملا ها، از قبل وسیله کارا برای سرکوب فرهنگ بوده اند.
فرهنگ نورستان که در دوران جهاد تاحدی ضربه دیده بود، گروه های طالبان توانستند در هر دو دور حاکمیت شان، بنیاد فرهنگ کهن نورستان را به ویرانی کشند. ترور ها،تشدد و سرکوب هرنوع مخالف با افکار طالبانی و نفاق ترویج شده به نام های گوناگون، توانست پیوند های محکم سنتی روابط خانواده گی و نَسَبی را که میان تمام قبایل نورستان ریشه بسیار قوی و کهن داشت ،متزلزل نمایند. طالبان با تمام انواع، برفرهنگ نورستان به عنوان عناصر کفری و به حیث افکار مخالف عقیده و جریان شان ضربه زدند و اگر به صراحت گفته شود، فرهنگ نورستان را نابود ساختند.
امروز که جوانان علاقمند احیای برخی از عناصر فرهنگی مانند رقص و آواز خوانی و سپورت های محلی اند،بنا بر گسست با گذشته و حاکمیت نا مساعد ذهنی از سوی ملا ها، نمی توانند آنها را احیا نمایند؛ بلکه برای فرو نشانی علاقه طبیعی شان از آواز خوانی و رقص های دیگران کاپی می نمایند.
این است وضع عناصر مادی فرهنگ نورستان امروز؛اما وضع زبان های نورستانی که وسیله مهم در شناخت نورستانی ها می باشد، در وضع بدتر از این قرار دارد.
در نورستان امروز به صورت مشخص سه نسل حیات داشته و برخورد هر کدام آنها با زبان متفاوت است. به نظر من بیسوادی فراگیر و نا آگاهی مردم از ارزش معنوی زبان کهن شان، در مجموع ،مشکل عمده می باشند. به همین دلیل هجوم لغت های زبان های پشتو و دری بر زبان های نورستان قوی و روز افزون میباشد.
برای تحلیل وضع کنونی زبان های نورستانی، جامعه به سه گروه سنی به گونه ذیل مشخص می شود.
۱- افرادی که سن شان بالا تر از ۶۰ سال است. این گروه افراد، تاحدی از فرهنگ و لغت های زبان آگاهی داشته اما نمی توانند بر جامعه و ماحول خود تاثیر گذار باشند، بلکه خود شان هم تحت تاثیر تغییرات زبان قرار گرفته اند.
۲- در گروه دوم افرادی هستند که سن شان از ۳۰ – ۶۰ سال می باشد. افراد این گروه که بیشترین عمرشان در دوره جهاد و بعد از آن سپری شده است،دارای احساسات وعلایق دینی بوده، در زمان جهاد و بعد از آن با سهولت های شهری آشنایی حاصل نموده در فکر اوردن تغییرات در شیوه و شکل حیات خانواده گی ، اجتماعی و اقتصادی خود می باشند. این طیف جامعه درمورد نگهداشت فرهنگ و زبان چندان دلگرمی ندارند. افراد این گروه که قسماً شهر دیده و باسواد و یا نیمه با سواد اند، در مکالمات روزمره، کلمات دری و پشتو و حتا اردو را بدون توجه، به کار می برند.
۳- در گروه سوم جوانانی شامل اند که سن شان از ۱۰ – ۳۰ سال می باشد. این گروه از عناصر مادی و معنوی فرهنگ نورستان قبل از اسلام و یا پنجاه و شصت سال قبل از امروز، اصلاً آگاهی نداشته و راجع به آن فکر هم نمی کنند. زبان روزمره این گروه پر از کلمات دری و پشتو و اردو می باشد ؛ که یا در آموزش کسب کرده اند و یا از دیگران شنیده اند. افراد این گروه سنی کلمات زبان های بیگانه را به این گمان که گویا کلمات زبان مادری شان است، به کار می برند.
در تخریب زبان نورستانی ملا ها و افراد تحصیل کرده سهم بیشتر داشته و دارند. آنها به جای این که برای بقای زبان مادری خویش خدمت کنند، نا آگاهانه و بدون توجه ، بیشتر برای نابودی آن خدمت میکنند. متاسفانه چون آنها از ارزش تاریخی زبان نورستانی، و از ازرش هر زبان که در شناخت یک قوم دارد، آگاهی اندک هم ندارند.
آقای ریچارد سترند که مدتی درکامدیش بوده است ، متوجه بی توجهی مردم نورستان در نگهداشت زبان تاریخی شان بوده و آن را در مقاله ی که برای کنفرانس (نورستان در گذرگاه تاریخ ) (مورخ ۱۱ سپتمبر ۲۰۱۳) درکابل، نوشته و به کنفرانس فرستاده بود،برجسته ساخته است.
آقای سترند نوشته است:درسال های که من در نورستان بودم، متوجه شدم که نورستانی ها تمایل دارند زبان های دری و پشتو را نسبت به زبان خود ترجیح دهند، به جای کم شمردن زبان خویش، نورستانی ها باید میراث ۵۵۰۰ ساله زبان خود را پاس بدارند و به آن افتخار نمایند. نسل جوان باید شوق وعلاقه داشته باشد که از طریق فرا گرفتن زبان، آن را مطالعه وتقویه کنند. نورستانی ها باید بدانند که زبان محرک فرهنگ است؛ اگر زبان از بین برود، فرهنگی که از آن نماینده گی می کند، نیز ازبین خواهد رفت.
گفتار فوق نشان می دهد که تمام عناصر و پدیده های با ارزش تاریخی و فرهنگی جامعه نورستان که از قبل به میراث مانده بود، آخرین نمونه های آنها، در زبان هم درحال فنا شدن اند. درچنین شرایط است که اهمیت آثار دانشمندان که در مورد تاریخ و فرهنگ از جمله زبان نورستان نوشته اند،برجسته می شود. به صراحت می توانم بگویم که نسل های بعدی ما صرف از طریق همین آثار نویسنده گان و پژوهشگران غربی از فرهنگ غنی و کهن نیاکان خویش آگاهی به دست خواهند آورد.
روشنفکران نورستانی در سطوح ضعیف تلاش دارند که از نابودی زبان شان جلو گیری نمایند.البته در این مورد همکاری برخی از موسسات خارجی، به خصوص موسسه (SIL) به نام سمر مستقر در کابل قابل ذکر می باشد. این موسسه درکنار تهیه کتب درسی ،برای معلمین سمینار ها دایر می نماید. اما از جنبش و تحرکی که باید برای حفظ زبان ، با شامل ساختن تدریس زبان در نصاب تعلیمی و ایجاد کورس های سواد آموزی و سایر فعالیت ها از سوی دولت به راه انداخته شود،خبری نیست.
وضع زبان های نورستانی در درجات مختلف قرار دارد. زبان کته ویری نسبتاً در وضع بهتری قرار دارد. این زبان درنشرات کتبی و رادیویی از امکانات دولتی استفاده می کند. سایر زبان های نورستانی همچو امکانات نداشته، به صورت وقفه یی دریک محدوده و به صورت انفرادی، کار صورت می گیرد و در برخی از آن ها اصلاً هیچ تحرکی دیده نمی شود .
من با وجودی که از فرهنگ قبل از اسلام تا حدی از گذشته گان خود شنیده ام، به تمام معنا گفته می توانم که معلومات خود را به کمک آثار محققین غربی تقویت می بخشم. من در همه آثار خویش از آثار و نوشته های محققین غربی استفاده می کنم و معلومات آنها را که بکر می باشند، به نسل بعدی انتقال می دهم. اگر ما این آثار را نمی داشتیم، از بسا از عناصر تمدنی فرهنگ نورستان قبل از اسلام، اصلاً بی خبر بودیم.
در اغلب کنفرانس های فرهنگی علمی که در کشور های مختلف دایر می شود، در آنها در مورد فرهنگ نورستان صحبت شده، اطلاعات جدید از نا شناخته های فرهنگ قدیم نورستان، توسط پژوهشگران گرامی به میان آورده و به بحث گذاشته می شود. همه معلومات های ارایه شده در نشست های علمی یاد شده، برای شناخت بیشتر و بهتر نورستان قبل از اسلام، از اهمیت والای برخوردار می باشند. جا دارد که از همه دانشمندان مذکور قلباً سپاسگزاری کرد.
از سلسله کنفرانس های ایتالیا ،محقق جوان و دوست من آقای سواتیسلاو کیورین به من معلومات داد. از ایشان سپاسگزار هستم که از جریانات فرهنگی که در اروپا در مورد فرهنگ و زبان نورستانی صورت می گیرد، بنده را درجریان گذاشته و اسناد آن ها را با من شریک می سازد.
با استفاده از فرصت می خواهم از تلاش های تمام آن دانشمندان گرامی که از آغاز تا امروز، برای شناخت و معرفی فرهنگ و تاریخ و زبان نورستانی،با قبول زحمت همت گماشته اند،به نماینده گی از نورستانی های خویش،قلباً ابراز سپاس و قدر دانی نمایم.همچنان برای شما دانشمندان گرامی که در این کنفرانس حضور دارید،آرزوی موفقیت می نمایم.
سمیع الله تازه
کابل – افغانستان
۲۹ اکتوبر ۲۰۲۴


