افغانسان درقرن نزده با موقعیت خویش درمیان دو امپراطوری متجاوز، زار روس وهند بریتانوی ،وضع دشوار را تجربه می کرد. انگلیس ها جهت دور نگهداشتن امپراطوری روس از هند طلایی ،و به عرض استیلا، دوباربه افغانستان لشکرکشیدند، که هر دوبار با شکست مفتضحانه، مواجه گردیدند؛ اما حضور خود را به گونه نامریی، که احساسات ملی ودینی ملت افغانستان را بر نه انگیزد،حفظ نمودند.
در جنگ جهانی اول که دولت انگلیس از موضعگیری افغانستان به جانب داری از قوای متحدین(المان، اتریش وترکیه) درهراس بود،دولت افغانستان به رهبری امیرجبیب الله بیطرفی خود را اعلان نمود. دولت انگلیس درقبال این اقدام به دولت افغانستان تعهد سپرد، که بعد ازختم جنگ، استقلال سیاسی افغانسان را به رسمیت شناخته، شصت ملیون کلدار حق السکوت وسالانه تا دوملیون وچهارصد هزار کلدار را نیز، به افغانستان می پردازد، که به یکی آن هم عمل نکرد. (غبار، افغانستان درمسیر تاریخ،ص۷۳۹)
دولت افغانستان به اساس معاهده سال ۱۹۰۵ م که امیرحبیب الله با دولت انگلیس امضا نمود، تما م معاهدات امیرعبدالرحمن خان با انگلیس ها ،ازجمله معاهده سال ۱۸۹۳ دیورند را به رسمیت شناخت . با امضای این پیمان،تجزیه خاک ومحرومیت افغانستان ازاستقلال کامل سیاسی، تسجیل گردید. (دیده شود: غبار،ص۷۲۸)
شرایط در داخل کشور درحال تغییر بود. احساسات مردم برای جهاد علیه انگلیس ها از درون دربار تا بیرون، درحال اوجگیری بود. درکنار احساسات گرم ملت برای جهاد ،روشنفکران نیز درتلاش آوردن تغییرات درنظام مطلقه، بودند. اما درمقابل این جوشش، پادشاه تلاش نمود همه احساسات ملی ودینی ملت را به نام اینکه ،جهاد بدون اجاره و امر پادشاه اسلام ناجایز می باشد، فرو نشاند. این امر موجب نا رضایتی بیشتر ملت از پادشاه، شده بود.
درچنان وضع امیر حبیب الله به تاریخ ۲۰ فبروری ۱۹۱۹م درکله گوش لغمان کشته شد ونایب السلطنه نصرالله خان، درجلال آباد اعلان سلطنت نمود. درعین حال عین الدوله امان الله خان که درکابل جانشین سلطنت بود، توانست با گرد آوری قوا به تاریخ ۲۳ فبروری ۱۹۱۹ م اعلان سلطنت نماید. نصرالله خان با شنیدن این خبر، جهت جلوگیری از خونریزی، از ادعای سلطنت دست کشید.
امان الله خان با وجود مخالفت های برخی اراکین بلند پایه دولت ، سلطنت خود را درمیان آنها، علنی اعلان نمود. دراین فرصت که تردید ها وجود داشت، نایب سالار صالح محمد خان نخستین کسی بود که به امان الله خان بیعت کرد. درعین زمان جنرال عبدالوکیل خان نورستانی که درآن وقت فرمانده قوای پایتخت بود، از صحنه بیرون رفته، سپاه تحت فرمان خود را به نفع امان الله خان به سرعت گرد آورده، در برابر سلام خانه ، به حالت تیارسی درآورد. لشکر سلام شاهی نواخت وامان الله خان سوار بر اسپ، سلام عسکری را پذیرفت، وتوپخانه به رسم بیعت وخوشی، به صدا درآمد. به این صورت پادشاهی امان الله خان رسما اعلان گردید.
فردای همان روز(۲۴ فبروری) مردم ولشکریان کابل، درمیدان مراد خانی گردهمایی بزرگی برپا نمودند وامان الله خان درحالی که شمشیربرهنه درکمر آویخته بود ،سوار براسپ ، تنها درمیان جمعیت مذکور ظاهر گردید. درمیان همین جمعیت بود، که طی سخنرانی تاریخی از استقلال کامل افغانستان واز آزادی فردی در داخل کشور واز مساوات ،برابری وبرادری وتامین عدالت میان همه مردم کشورسخن زد، که با شور حاضرین استقبال گردید. (غبار،ص ۷۵۳)
امان الله خان به تاریخ ۲۷ فبروری، طی اعلامیه چاپی مردم افغانستان را مخاطب و هدف خود را شرح نمود که فشرده آن این گونه بود:
ای ملت معظم افغانستان! من هنگام شهادت پدر، وکالت سلطنت را درکابل داشتم واکنون به اصالت آن، بارسنگین امانت را متوکلاً ومعتصماً بالله، به عهده گرفتم. وقتی که ملت بزرگ من تاج شاهی را برسرمن نهاد، من عهد بستم که بایستی دولت افغانسان مانند سایر قدرت های مستقل جهان، در داخل وخارج کشور آزاد ومستقل باشد. ملت افغانستان در داخل آزادی کامل داشته و از هرگونه تجاوزو ظلم محفوظ ومردم فقط باید مطیع قانون باشند وبس.
کاراجباری وبیگار درتمام رشته ها، ممنوع وملغاست. حکومت ما درافغانستان اصلاحاتی خواهد نمود که ملت ومملکت ما بتوانند دربین ملل متمدن جهان، جای مناسب ومقام خود را حاصل نماید. من دراجراات امور کشور، مشورت را به حکم وشاورهم فی الامر، رهبر قرار خواهم داد.
ای ملت عزیر وای قوم باتمیز! درحفظ دین ودولت وملت خود بیدار، ودر نگهداری وطن خویش هوشیار باشید. من ازخداوند برای شما واهل اسلام وکلیه بنی نوع انسان، خیر وسعادت می خواهم . ... ( غبار، ۷۵۲)
امان الله خان درماه مارچ ۱۹۱۹ م رسماً به هند بریتانوی نامه فرستاده خواستار تجدید نظر معاهده ۱۹۰۵ م گردیده و آماده گی خود را برای امضای یک معاهده جدید براساس تساوی حقوق که در واقع به معنای استقلال افغانستان بود، نشان داد. موصوف منتظر جواب انگلیس ها نشده ، بلکه سیاست مستقل و آزاد خود را در پیش گرفت.
یازده روز بعد از اعلان استقلال یک جانبه از منبر مسجد عیدگاه، هیات سیاسی را به رهبری محمد ولی خان دروازی به روسیه فرستاد . دولت روسیه با استفاده از فرصت به دست آمده، که کینه دیرینه با انگلیس ها داشت، نخستین کشوری شد که استقلال افغانسان را توسط اعلامیۀ، در ۲۷ مارچ ۱۹۱۹م به رسمیت شناخت.
دولت امان الله خان درکنار ادامه فعالیت سیاسی برای شناسایی استقلال سیاسی کشور، برای یک جنگ احتمالی نیز آمادگی می گرفت، وبه نام حفظ سرحدات کشور ازشورش های که درسرزمین هند علیه انگلس ها درجریان بود، و ازاحساسات آزادیخواهی افغان ها آب می خورد ، به سرحدات نیرو فرستاد. انگلیس ها تلاش نمودند مانند همیشه درداخل کشور علیه حکومت امان الله خان توطیه چینی نمایند تا اعلیحضرت از داعیه استقلال خواهی، مصروف وضع داخلی گردد، که به جای نرسید. درعوض اوضاع به سوی یک جنگ واقعی نظامی پیشرفت نمود. تا اینکه جنگ درچهار جبهه، درجبهه مشرقی به قوماندانی سپهسالار صالح محمد خان، جبهه چترال به قوماندانی جنرال عبدالوکیل خان نورستانی، جبهه قندهار به رهبری عبدالقدوس خان وجبهه پکتیا به قوماندانی جنرال محمد نادرخان آغاز یافت.
با آغاز جنگ در جبهه خیبر، که خلاف پلان جنگ ،قبل از سایر جبهات آغاز یافت روابط سیاسی دو طرف قطع گردید. به دنبال آن درتمام جبهات جنگ آغاز یافت. انگلیس ها عبدالرحمن خان سفیر افغانسان درهند را به اسارت به جبهه خیبر آوردند. بعد از آن که قوای افغانی درجبهه پکتیا پیشروی نمودند، انگلیس ها توسط عبدالرحمن خان، به کابل پیام متارکه را فرستادند.
دولت افغانسان متارکه را به شرط تصدیق استقلال از سوی دولت انگلیس، پذیرفت. درنتیجه به تاریخ ۳ جون۱۹۱۹ م میان طرفین متارکه اعلان گردید. بعد ازمتارکه و تبادله مکاتیب میان طرفین، هیات افغانی به رهبری علی احمد خان وزیرداخله (پسرخوشدل خان لویناب) جهت مذاکره روی استقلال کامل افغانستان، به هند سفرنمود وبه تاریخ ۸ اگست ۱۹۱۹ م در راولپندی معاهد صلح پنج ماده یی میان طرفین امضا ګردید.
درماده پنجم این معاهده ذکربودکه : دولت افغانستان سرحد بین هندوستان وافغانستان را که امیر مرحوم (حبیب الله) قبول نموده بود،قبول دارد. ونیز متعهد می شوند که قسمت تحدید نشده خط سرحد طرف مغرب خیبر درجاییکه حمله آوری ازجانب افغانستان دراین زمان واقع شد، به واسطه کمیشن دولت بهیه برتانیه بزودی تحدید شود وحدی را که کمیشن دولت بهیه برتانیه تعیین نمایند،قبول کنند. عساکر دولت بهیه برتانیه براین است که درمقامات حالیه خود خواهند ماند وتا وقتی که تحدید حدود مذکور به عمل بیاید. (غبار، ۷۷۵)
پیروزی که افغان ها درمیدان جنګ به دست آورده بودند ، بربنیاد این معاهده، درمیز مذاکره از دست دادند علی احمد خان این مقوله را ثابت ساخت که افغان ها درمیدان جنګ برنده ، اما درمیز مذاکره بازنده هستند. این معاهده که به هیچ صورت به نفع افغانسان نبود، به اساس آن ازیک طرف ثمره فتح جنګ از دست رفت ، و از طرف دیګر اراضی از دست رفته افغانستان درزمان امیر عبدالرحمن خان ، به حیث جزخاک هند برتانوی، به رسمیت شناخته شد. هرچند امان الله خان علی احمد خان را به این نسبت سرزنش نمود، ولی فرصت از دست رفته بود.
به دنبال آن، بعد از تبادله مکاتیب به غرض امضای یک معاهده کامل ونهایی مبتنی بر آزادی کامل افغانستان، هیاتی به ریاست محمود طرزی به تاریخ ۱۲ اپریل ۱۸۲۹ م ،عازم هند گردید.
انگلیس ها که بربنیاد معاهده راولپندی به هدف خود رسیده بودند، برای امضای معاهده جدید چندان علاقمند نبودند. ونیزدراین فرصت با مقاومت مردم هند مواجه بودند، به این واهمه که به رسمیت شناختن استقلال افغانستان موجب تقویت روحیه مقاومت مردم هند خواهد شد،مانع پیروزی این دورمذاکرات گردیدند. لذا هیات افغانی بعد از چهار ماه مذاکره در منصوری هند ، بدون عقد قرار داد، به کابل برگشت. (غبار، ص ۷۷۷)
دراین زمان انگلیس ها متوجه شدند که دولت افغانستان به تامین روابط سیاسی با کشور های دیگر ادامه می دهد. محمد ولی خان دروازی درسفر به کشور های خارجی موفقیت بیشتر به دست می آورد. انگلیس ها به ناچا ر هیاتی را به رهبری سر هنری دابس درماه جنوری ۱۹۲۰ جهت مذاکره به کابل فرستادند و مذاکرات درکابل از سوی افغانستان به رهبری محمود طرزی اغاز یافت.
بعد از موضعگیری های تند وجدی طرفین ،استقلال افغانسان بامراعات ماده پنجم معاهده راولپندی مورخ ۸ اگست۱۹۱۹ که مشعر بود، دولت افغانستان سرحد بین افغانستان وهندوستان را که امیر مرحوم(حبیب الله خان) قبول نموده بود،قبول می نماید ... از سوی دولت انگلیس به رسمیت شناخته شد.
درماده دوم معاهد کابل ذکرشده که، دولتین علیتین عاقدین بالمقابل سرحد هندوستان وافغانستان طوریکه دولت علیه افغانستان به موجب ماده پنجم عهد نامه که به تاریخ ۸ اگست ۱۹۱۹ راولپیندی انعقاد یافته است، قبول کرده، قبول می نمایند. (غبار،ص ۷۷۹)
به این ترتیب، افغانسان درعصر طلایی اعلیحضرت امان الله خان به اراده ملت ازیوغ استعمار کهن انگلیس، که آفتاب درسرزمین ظلم واستبدادش غروب نمی کرد، استقلال خود را به دست آورد وبیرق سه رنگ آزادی را به اهتزاز درآورد، و افغانستان سرمشق برای تمام آن ملت های گردید که زیر یوغ استعمارسیاه انگلیس برای آزادی تقلا مینمودند.