به تاریخ ۱۸ جوزا ۱۳۹۹ مطابق ۷جون ۲۰۲۰م به اساس پیشنهاد اداره محیط زیست ومنظوری رییس جمهور، ولایت نورستان به حیث پارک ملی اعلان گردید. بعد از سال ها بی توجهی به ولایت نورستان وخواست های مردم آن ، این یک اقدام مناسب به وضع طبیعی نورستان بوده ،از آن استقبال می نماییم.

پس منظر موضوع:

یکی دوسال بعد ازاستقرار نظام جمهوری داود خان که گردشگری رونق یافته بود، ولایت بامیان به سبب داشتن آثارتاریخی بخصوص دومجسمه بودا به نام های صلصال وشمامه، ونورستان به نسبت داشتن فرهنگ کهن ومناظرطبیعی وهوای صاف، از نگاه گردشگری مورد توجه بیشتر بودند.

به یاد دارم که شناخته شدن نورستان به حیث منطقه حفاظت شده ویا پارک ملی، دراجندای کاری حکومت داود خان قرار گرفته بود، اما پیشآمد ها نگذاشت، این هدف درعمل پیاده گردد. حکومت داودخان به دو دلیل به جنگلات نورستان وکنر، توجه زیاد معطوف نموده بود.

 یک ـ ازنگاه بودن جنگلات وسیع سوزنی برگ که درصنعت وتجارت با ارزش ترین چوب محسوب می گردد.

 دوـ به نسبت سرحدی بودن این ساحه، می خواست آن را به یک ساحه نمونه يي ازنگاه انکشاف، به رخ حریف درآن سوی سرحد، بکشد.

ایجاد اداره انکشاف جنگلات به کمک ترک ها درکنر ،احداث سرک ولسوالی چوکی به سوی جنگلات و پلان اعلان نورستان به حیث پارک ملی، شامل اهداف یاد شده حکومت داود خان بود.

بعد ازتخلیه ولایت کنر از سوی حکومت داکترنجیب الله درسال ۱۳۶۸ و استقرار مجاهدین در آنجا ، استخبارات پاکستان، به زود ترین فرصت وارد صحنه شده، تحت نام بهترسازی راه های مواصلاتی برای اکمالات مجاهدین، توسط موسسات بین المللی سرک ها از سرحد پاکستان به ولایت کنر تمدید ګردید.

بعد از اتصال سرک ها با ولایت کنر، ازطریق ولسوالی های اسمار و سرکانو، ایجنت های استخبارات پاکستان، قوماندان جهادی نورستان وکنر را تشویق نمودند تا به قطع جنگلات بپردازند. افراد استخبارات پاکستان تحت پوشش تاجران چوب، وارد منطقه شده، با توزیع پول بسیارناچیز به گونه پیش پرداخت، قوماندانان را تشویق نمودند که به قطع جنگلات آغاز نمایند.

مافیای قطع جنگلات ایجاد و فاجعه به راه افتاد. از ولسوالی چوکی کنرتا ولسوالی کامدیش نورستان قطع وانتقال چوب های چهارتراش وسلیپرارچه به پاکستان، به مصروفترین کسب وکار مردم مبدل گردید. با آمدن اداره طالبان، دراین جریان نه تنها سکتگی ایجاد نگردید، بلکه با اطمینان بیشتر، قطع و انتقال چوب به پاکستان ادامه یافت. درآن وقت درهر چند کیلو متری کنرونورستان انبار های بزرگ چوب، دیده هربیننده را خیره می ساخت.

سرباند مافیای قاچاق چوب که از متنفذین ولایت کنر بوده وارتباط قوی نیز با شبکه های آن طرف سرحد داشت، جهت دستیابی به جنگلات انبوه ولسوالی غازی آباد،آن ولسوالی را که قبلا مربوط ولایت نورستان بود، با حمایت وکمک یکی از معینان آن وقت وزارت داخله، از ولایت نورستان منفصل و به ولایت کنر ملحق نمود.

در زمان اوج قطع جنګلات نورستان وکنرمن که دریکی از موسسات خارجی مسوولیت گردانندگی مجله را داشتم، با همراهی یکی از مسوولین جنگلات اداره خود، از کنر تا کامدیش سفر نمودم. ازولسوالی چوکی کنر تا کامدیش، درهرساحه، انبار های بزرگی از چوب ها دیده می شد، که روزمره ازیک طرف از جنګل به آنجا ها آورده می شد و ازطرف دیګر، چوب های قبلا آورده شده، توسط قاطر ها و موترها به پاکستان انتقال می یافت، این وضع جریان تقریبا روزمره بود. هیچ کسی نبود که بگوید: چرا ؟ . وضعی بود بسیاراندوهبار، و نمونۀ بود از چپاول بیرحمانه منابع طبیعي کشورازسوی استخبارات پاکستان با همدستي باندهای بی ضمیرمافیای داخلی .

من از مسوول جنگلات پرسیدم حجم چوب های قطع شده نورستان وکنربه چه اندازه خواهد بود؟ او گفت به اندازۀ که میتوان ازیک تا دو بار، به دور کره زمین دور داد.

همه آن انبار ها که به تپه ها وکوه ها شباهت داشتند، طی سال ها، بدون هیچگونه ممانعت، با خاطر آسوده به پاکستان انتقال و از آنجا، بعد از پروسس درلاهور و کراچی به قیمت بسیار گزاف، به کشور های خارجی به خصوص به کشور های عربی صادر می گردید.

شخصی که در فاجعه وخیانت قطع جنگلات افغانستان وانتقال آن به پاکستان دست داشت، باری به من گفته بود، به گفته او دراین تجارت(؟) حتا مقامات بسیاربلند پایه دولت پاکستان، تا سطح وزرا ،جنرالان وبه گفته او، خانواده صدراعظم، شریک بودند.

حاصل فاجعه قطع جنگلات این بود که استخبارات پاکستان با پول بسیار ناچیز به برخی خاینین، جنگلات ارزشمند کشور را برباد فناد داده، درعین حال این ایجنت ها، قوماندانان و افرادی را که درقطع و انتقال چوب دخیل بودند، با هم مواجه ساخت. همه آنها به اثراختلافاتی که میان شان دامن زده شد، به گونه علنی ویا مرموز کشته شدند؛ ویا مجبور به ترک وطن ګردیدند.

وعجب این که به گفته افراد محل، هیچکدام از آنهای که به قطع جنگلات پرداختند، جز خواری و ذلت، صاحب آرگاه وبارگاه نشدند.

 درنتیجه قطع جنگلات اراضی لچ شده، موجب جاری شدن سیل های مدهش گردیده، سبب تخریب محیط جنگلی و اراضی پایینی آن گردید.

به این بسنده می کنم که استخبارات پاکستان مستقیماً درنابود سازی برخی از جنگلات ولایات نورستان و کنر رول مستقیم و عمدی داشته و پیآمد بد آن، تا الحال در هردو ولایت ادامه دارد. به خصوص که در سال های اخیر، با وارد نمودن اره برقی، درختان صد ها ساله را درظرف چند دقیقه به زمین می خواباند.

دورنمای اعلان نورستان به حیث پارک ملی:

اعلان تمام ساحه جغرافیایی ولایت نورستان از سوی دولت یک اقدام بس نیکو وقابل قدر است که بعد از سال ها، کم توجهی به نورستان، صورت گرفت.

گرچه جنگلات نورستان خاصتاً در شرق نورستان، ساحات ولسوالی کامدیش که دارای جنگلات قابل وصف زیبا وانبوه بود، خساره مند گردیده، اما درکل، نورستان هنوز هم دارای ذخایرقابل ذکر طبیعی از جمله جنگلات می باشد. با اعلان ولایت نورستان به حیث پارک ملی، مسوولیت مقامات ولایت نورستان درجهت حفظ تمام منابع طبیعی، بیشتر گردیده است.

اکنون ایجاب می نماید تا رهبری ولایت نورستان متوجه نگهداری تمام منابع طبیعی از آب تا خاک، از بته تا نباتات، ازدرخت تا جنگلات، ازحیوانات جنگلی تا پرنده گان ومعدنیات گردیده، همه آنها را شامل منابع طبیعی پارک ملی نموده، برای حفظ همه آنها پلان جامع ساخته شود.

اعلان نورستان به حیث پارک ملی، پروژه بزرگ بوده، درکنارامکانات کاریابی برای مردم محل ،پروژه های انکشافی و زیربنایی را نیز با خود دارد، که باید بیشترمردم محل به کار ګماشته شوند.

مقام ولایت باید متوجه باشد که تطبیق این پروژه ملی، باید همه جانبه و به اساس یک پلان جامع با همکاری حکومت و اداره محیط زیست عملی گردد؛ نه این که چند پروژه کوچک نمایشی توسط موسسات شخصی به تکه ګرفته شده، اینجا وآنجا ساخته ویا نیمه کاره رها گردد،و ازطرف دیګرتحت نام پارک ملی، ولایت نورستان از سایر حقوق ومسایل انکشافی دولت محروم گردد.

پیشنهاد من به مقام ولایت نورستان این است که ازاین فرصت به منظورانکشاف همه جانبه ولایت نورستان استفاده اعظمی نموده، به ساخت زیربنا های انکشافی که منتج به اشتغال زایی و انکشاف گردد، بیشتر توجه مبذول نماید؛ تا چهره طبیعت نورستان، به حیث نگین سبز وشفاف کشور مبدل گردد، وبه مرکز گردشگری و تفرجگاه هموطنان و بالاخره جهانگردان خارجی شود. کوشش شود که درانکشاف به انرژی پاک بیشترتوجه شود تا محیط وفضا آلوده نگردد.

 در اخیر به اداره محیط زیست پیشنهاد می نمایم که درگام بعدی، ساحات جنگلی سوزنی برگ ولایت کنررا نیز شامل ساحات حفاظت شده کشورنماید. این کار از یک طرف درحفظ منابع طبیعی کشور کمک می نماید وازطرف دیگر، به صورت مستقیم ویا غیر مستقیم به حیث یک کمربند حمایتی، در حفظ محیط پارک ملی نورستان کمک می نماید. ومهمتر از همه اینکه با این اقدام، از انتقال هرگونه چوب به پاکستان جلوگیری به عمل می آید.

یک بار دیگر از اعلان ولایت نورستان به حیث پارک ملی، با گرمی استقبال می نماییم. کارشایسته شد وکسانی که دراین مساعی سهم داشتند شاد باش می گویم.