افغانستان کشور کثیرالملیت است .یکی از این ملیت های ساکن نورستانی ها هستند. اسلاف نورستانی ها از دوران قبل از میلاد با اسلاف سایر قبایل آریایی که احفاد آنها نیز امروز در کشور ما حضور دارند ،یکجا حیات به سر برده اند.گرچه اختلاف عقیدتی بعد ها صد ها سال آنها را ازهم دور ساخته، با آن هم دریک کشور یا دریک محیط ومنطقه جغرافیایی درکنار هم به سر برده اند.

نورستانی ها تا اواخر سده نزدهم اسلام نیاورده به کیش کهن آریایی(چندخدا باوری،طبیعت گرایی،قداست آتش و ..) پابند مانده بودند؛ به همین جهت نزد قوام همسایه به کافر معروف بوده و سرزمین آنها نیز کافرستان نامیده می شد؛ اما درسال ۱۸۹۵ م با یورش دولت افغانستان وتصرف آن منطقه ، نورستانی ها به اسلام گرویدند ونام این سرزمین، به نورستان تغییر یافت. اما نورستانی های که در سه دره در آنسوی دیورند(مرز افغانستان و هند بریتانوی) قرار داشت اشغال نشد. و مردم ساکن آنجا که اکنون کالاش نامیده می شوند همچنان به اعتقادات قدیمی خود پابند ماندند.

ویژه گی وخصوصیات ظاهری مردم نورستان بخصوص  چشمان آبی، موخرمایی،سفید پوست، بلند قامت، باریک اندام می باشند.آنان باشنده گان اصلی هندوکش بوده از جمله آریایی های کوه نشین این دیار محسوب می گردند.

متن:

قبل از آن که درباره نژاد نورستانی ها معلومات ارایه گردد، لازم میدانم تا پرامون آریایی ها و مسکن و ماوای شان نکات چند به عرض برسانم.

از اسناد آریایی یعنی ویدا ،اوستا برمی آید که مسکن اولی آریایی ها، سرزمین سرد بین سرچشمه اکسوس و سیر دریا بوده و از آنجا به طرف جنوب سغد و باختر منتشر شده اند.

روایات نشان می دهد که آریایی ها در حدود ۴۰۰۰ – ۳۵۰۰ ق م در اثر سرما و خنک از آریانا ویجه مهاجرت کرده از سغد یا سغدیانا و مورو(مرو) به بخدی یا باختر آمده اند. محققان در باره علت این مهاجرت آریایی ها نوشته اند که وقتی سایبریا از اروپا جدا شد و علت این جدایی وجود  دریاچه بزرگ ارالAral sea  وخزر sea Caspian بوده به محض این که خشکی باتلاق های ارال وخزر و ذوب یخچال های ارال شروع شد وهوای سایبریا رو به سردی نهاد،اقوام آریایی از آنجا به مهاجرت پرداختند و دسته دسته ازآنجا حرکت کردند. (ا:۲۳)

اما این که علت مهاجرت آریایی ها  به باختر چرا صورت گرفته ،دانشمندان به این عقیده اند که به نسبت نبود شرایط مساعد(شاید ازدیاد نفوس و یا جنگ ها) آریایی ها ناچار به مهاجرت به طرف جنوب شدند و به باختر آمدند که از نظر آب وهوا و نوعیت زمین برای سکونت شان مساعد بود.

 به عقیده عده ای این مهاجرت آریایی ها به باکتریان د حدود ۲۵۰۰ ق م اتفاق افتیده است. آنها در آنجا دهکده ها وشهرها را بنا و بخدی زیبا را با بیرق های بلند مزین کردند و با اساس گزاری یک دولت جدید از حوالی ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰ سال ق م حد اقل ۳۰۰۰ سال در باختر بود و باش داشتند. 

قابل تذکر است که آریایی ها از باختر به جنوب هندوکش نیز مهاجرت کرده اند. این مهاجرت در حوالی ۲۰۰۰ ق م اتفاق افتاده است. یک دسته بزرگ آنها به صفحات جنوب هندوکش سرازیر و در دره های خوش آب وهوا و وادی های سرسبز وخرم اسیای جنوبی و شرقی منتشر شدند.

درکتاب (روایات اساطیری آریایی) چنین آمده است: آریایی های باختری درجریان مهاجرت باختر درحوالی ۲۵۰۰ ق م در دو گروه به شرق وغرب رفتند. تعداد دیگر شان با آن که از باختر کوچیده از هندوکش به جنوب عبور کردند در جنوب کوه در اراضی وسیع ووادی های سرسبز باقی مانده، نظام و زنده گی جدیدی را بر بنیاد اصول کهن اساس گذاشتند. آریایی ها طی این کوچ از مرکز باختر در آریانا (هرات وغور) اراکوشیه یا اراکوزیا( قندهار وهلمند) بلوچستان، تخارستان(قطغن وبدخشان تا دریای طارم) بلورستان(نورستان،چترال،سوات وغیره) پاکتیا(علاقه جات پشتون های امروزی) تا پنجاب و کشمیر و غیره جا ها پراکنده وتقسم شده، سکونت اختیار نمودند. (۲ :۳۵)

الینا ها یا اجداد قدیمی نورستانی های امروز یکی از همان گروپ های آریایی اند که در جریان مهاجرت از باختر به جنوب هندوکش با سایر اقوام آریایی یکجا فرود آمدند اما آنها را در سفر  به طرف سند و هند همراهی نکردند؛ بلکه در وادی ها و دره های شاداب جنوب هندوکش رحل اقامت افگندند. ( ۱: ۲۵)

قابل تذکر است که دانشمندان و مورخین تحقیقاتی را که در باره اقوام آریایی ها منجمله نورستانی ها انجام داده اند تا حال شک و تردیدی در باره اجداد نورستانی ها که همانا الینا ها می باشند به دل راه نداده و به آن مهر تایید زده اند. 

الینا ها (اجداد نورستانی ها) درگوشه شمال شرقی آریانا وادی ها و دره های صعب العبور ومرتفع هندوکش جنوبی را اشغال کردند و از همان  زمان های عصر ویدی که قبایل بیشتر به جا ها خود مستقر شده اند تا حال به جا های خود البته با تغیرات محلی نستباً کوچک باقی مانده اند. الینا ها چون در دره های خیلی دشوار گذر زنده گی کرده اند، در طول زمان تماس شان با سایر قبایل بنا بر عللی بیشتر از پیش کم شده، از همین جهت نژاد،زبان،کلتور و عرف و عادات قدیمی آریایی در میان آنها هنوز هم خوبتر محفوظ مانده، از این جهت بعضی دانشمندان نورستانیها را از روی نژاد به صفت هوموالپینوس یعنی آریایی های کوهی یاد می کنند.( ۵: ۱۰۳)

با شهادت متون ویدی و اوستا و ماخذ قدیم یونانی،کتله خالص آریایی را در ماحول و داخل دره های هندوکش دیده می توانیم. باشنده گان این ساحه به حیث یک آشیان سنگی که نظر به ساختمان طبیعی کمتر با مناطق بیرونی در تماس بوده اند، بناءً بیشتر و بهتر از سایر نقاط افغانستان و جهان عرق، خون و ممیزات نژادی، زبان و فرهنگ ، عرف و عادات، خواص اخلاقی باستانی خود را محافظت کرده اند.(۷: ۲۱)

معلومات موثق و اطلاعات دقیق که از داستان ها وقصه در میان قبیله گوار یا گور موجود بوده است می رساند که در گذشته ها نورستانی ها از طرف همسایه گان شان به نام الینا یاد  می شدند. اشارات روشن موجود است که در ساحه جنوب هندوکش که بدون شک تمام وادی کنر را احتوا می کند، در گذشته ها سه اداره موجود بوده است.

۱- الینا (اداره یا سلطنت اجداد نورستانی ها)

۲- مونگول (اداره یا سلطنت اجداد چترالی ها)

۳- گوار – گور ( اداره اجداد گوار ها) (۱: ۲۸)

بناءً الینا ها همان آریایی ها هستند که با قبایل بهاراته، شیواها، پکت ها، بهالانا وغیره قبایل از باختر به سوی جنوب هندوکش به کوچیدند. قبایل بهاراته وشیوا ها به سوی دریای سند پیش رفتند. قبایل پکت ها وبهالانا از  هندوکش گذشته در اطراف کوه سپین غر مستقر گردیدند، اما قبیله الینا تا جنوب هندوکش با قبایل یاد شده در این کوچ بزرگ همراه بود. آنان در جنوب هندوکش مناطق مساعد را برای امور مالداری وزاعت اختصاص داده به ادامه کوچ با سایر قبایل آریایی به طرف سند و ماورای آن خود داری کردند.

بر اساس مطالعا ت وپژوهش های که توسط دانشمندان و محققین بخصوص در بخش زبان ، قیافه شناسی و فرهنگ مردم نورستان صورت گرفته،بر آریایی بودن شان مهر تایید زده اند. برعلاوه آریایی بودن ، به دو فرضیه دیگر که عده ی به اشتباه یا به اثر نداشتن معلومات کافی، نورستانی ها را یونانی یا عرب میدانند روشنی می اندازم. دراین مورد دانشمند گرانمایه سمیع الله تازه در کتاب( ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان) می نویسد: یک هیات المانی بعد از پژوهش نوشته است: تقریباً نصف نورستانی ها رنگ گندمی، چشمان آسمانی دارند . دربین شان اشخاصی یافت می شوند که ساختمان جسمی شبیه اروپایی ها دارند. مردم این سرزمین عموماً از نژاد آرین اند.( ۱: ۷۱)

مرحوم کهزاد در اثر معروف خویش (تاریخ افغانستان) می نویسد که طبیعت زیبای نورستان مردان و زنان تندرست ، نیرومند، صاحب خرد وخوش قیافه را در دامن پرورانید ومدت مدیدی برخی از جهات فرهنگ ، سنن و عقاید مذهبی آریایی ها را در خود حفظ نمود.

نورستانی ها از نظر تاریخی ، فرزندان قبیله الینای آریایی اند که در هنگام کوچ بزرگ از بلخ به سوی جنوب هندوکش روی آورده در وادی و دره های جنوب هندوکش سکونت اختیار نموده و در آنجا سال های زیاد با فرهنگ وسنن آریایی ، در کنار سایر قبایل آریایی به سر برده اند. (۴: ۷۵)

به قول محمد صفر وکیل غرزی : رابرتسن عضو انجمن شاهی جغرافیای لندن که مدت یک سال یعنی از سال ۱۸۹۰ – ۱۸۹۱ میلادی مهمان نورستانی ها بود، درمورد منشای نژادی آنان نوشته است: قیافه عموم نورستانی ها واضحاً خوب و از آرین خالص نماینده گی می کند. خاصتاً بینی آنها نهایت خوش ساخت است. اهالی موجوده اساساً از نژاد هندوآریایی افغانستان شرقی می باشند که در قرن یازدهم میلادی از قبول دین اسلام سر باز زده، در وادی صعب العبور مسکن گزیدند. نفوس قدیمی آنجا را تابع ساخته ،با آنها درآمیخته اند.(۹: ۱۲)

 درترجمه مقاله که درشماره های ۶ و ۷ سال ۱۳۱۵ خورشیدی درمجله کابل نشرشده،آمده است: قیاقه عموم نورستانی ها به طور واضح از آرین بودن خالص آنها نماینده گی می نماید.مخصوصا بینی آنها نهایت خوش ساخت است.همچنان اهالی موجوده نورستان اساساً از نژاد اهالی هندواروپایی افغانستان شرقی می باشند که در قرن ۱۱ میلادی از قبول اسلام سرباز زده برای دریافت پناه گاه در این وادی صعب العبور مسکن گزیدند.درمقاله آمده است: تاریخ قدیم نورستان پوره روشن نیست که این سرزمین کوهستانی تا همین اواخر طوری که شاید است مورد تتبع محققین و زبان دانان علاقمند قرار نگرفته بود. ( ۹: ۱۳)

 یک بشر شناس امریکایی به این عقیده است که مردم نورستان نماینده گی از قبایل هندو اروپای شرقی می کنند و بقایای مردمی هستند که در جنوب روسیه و اسیای مرکزی زیست داشتند. (محمد علم مله بار، مجله آریانا شماره ۲ و۳ سال ۱۳۵۷) همچنان ساختمان سر نورستانی ها نشان می دهد که آنها از قدرت خاص دماغی برخوردار اند و سیمای کاملاً آریایی دارند. ( ۱: ۷۲)  

مارگنسترن در زمان امیر امان الله خان به نورستان رفت و پس از پژوهش بر زبان و مردم آن منطقه به این نتیجه رسید که نورستانی ها شاخه ی از تبار آریایی ها اند. درهمان زمانی که شاخه هندی ها از آریایی ها جدا شد،نورستانی ها نیز همزمان از این شاخه جدا شدند ولی آنان به هندوستان نرفتند .(۱۰ : انترنت)

قابل ذکر است قبل از آن که دانشمندان از نزدیک با مردم نورستان آشنا شوند ،عده ی بنا بر مشاهده چهره سفید وفرهنگ نورستانی ها به این عقیده شدند که آنها یونانی هستند. اما هنگامی که محققین از نزدیک مردم و جامعه نورستان را مشاهده و مطالعه نمودند، به این باور رسیدند که آنها با چهره واضحاً آریایی، متعلق به آریایی های الپینوس هستند.

احمد علی کهزاد نوشته است: نورستانی های امروزه و کافرهای قدیم هندوکش،بقایای آریایی های هستند که در وطن اصلی خود باقی مانده اند. تحقیقات هیات مردم شناسی دنمارک ثابت ساخت که مردمان چشم آبی،موخرمایی سفید پوست، بلند قامت و باریک اندام این ناحیه،باشنده گان اصلی هندوکش بوده و از جمله آریایی های کوه نشین این دیار می باشند. (۶: ۲۷۳- ۲۷۹) 

با در نظرداشت آنچه گفته آمدیم،دلایل آریایی بودن نورستانی ها را به طورخلاصه چنین میتوان رده بندی نمود:

-لسان ولهجه مردم نورستان به لهجه ولسان اوستا و ریگویدای آریایی های مهاجر شباهت وقرابت زیاد دارد.

-ثقافت زنده ی آریایی های باستانی امروز هم در نورستان به مشاهده می رسد.

-رسوم وعادات آریایی های باستانی هنوز هم در بین افراد وقبایل نورستان معمول ومروج است.

-ازنظر ساختمان فزیکی بدن، اکثر نورستانی ها دارای جلد سفید،چسمان آبی،بینی بلند وچشمان فراخ وقد های بلند می باشند.

۲- فرضیه یونانی بودن: به نسبت این که نورستانی ها دارای چهره سفید وچشمان آبی وموهای خرمایی اند و در حیات روزمره از میز و چوکی استفاده می نمایند،همسایه های شان حدس زدند که آنها ممکن است از بقایای لشکر مقدونی باشند. درتاریخ خورشید جهان آمده است: مردم ترک،تاجک ومغل وغیره طوایف فارسی زبان، این طایفه را کافر فرنگ می گویند. وجه تسمیه ایشان به کافر فرنگ، از سبب ملک قدیم این طایفه است. یعنی ملک فرنگستان که اسلاف ایشان از ملک روم و فرنگ همراه سکندر به این ملک آمده بودند. رنگ شان سرخ وسفید، تمام قد،فراخ چشم،راست بینی،یونانی چهره،خوش اندام شکری چشم مایل به سیاهی اکثراً بیضاوی خوشرنگ نفیس میباشد. (۳: ۹۰)

 الفنستن نوشته است ؛ما دریافتیم که کافران یعنی مردمان کوهستان های شمال باجور، وجوه مشترک متعددی با یونانیان دارند. آنان معروف به زیبایی و داشتن سیمای اروپایی،بت پرستی ومی نوشی درجام های سیمین بودند. از میز وچوکی استفاده می کردند و به زبانی سخن می گفتند که برای همسایه های شان آشنا نبود. (۳: ۹۱)

باید گفت که قلمداد کردن نورستانی ها به احفاد یونانی ها دقیق نیست ؛چنانچه درکتاب (ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان) با نقل قول از یک پرو فیسور امریکایی آمده است: شواهد و افسانه های امروزه نورستانی نشان می دهد که عساکر سکندر وقتی که به عزم تسخیر سوات حرکت کردند با جنگجویان نورستانی مواجه شدند. آنان چندین بار عساکر سکندر را شکست داده و به عقب نشینی مجبور شان ساخته بودند. سران لشکر به شجاعت و پایمردی نورستانی ها تعجب کرده، تقاضای کمک نمودند؛ در نتیجه یک تعداد از قهرمانان جنگی که تعداد شان از هزار تا دو هزار می رسید، برای جنگ سوات آماده شدند. این جنگجویان در محاربه جهلوم یا جیلم اشتراک نمودند و بعد از جنگ دوباره به نورستان باز گشته اند .آنان برخی از پدیده های کلتور یونانی ها را باخود آورده اند. (۱: ۳۳)

دیده می شود که عده ی از نویسنده گان به نسبت مشاهده پدیده های کلتوری ،منشای نورستانی ها را یونانی قلمداد کرده اند ؛درحالی که انتقال بعضی از پدیده های فرهنگی به هیچ وجهه مبین یونانی بودن نورستانی ها شده  نمی تواند. امکان این می رود که بعضی از افراد قشون سکندر درهمان ناحیه متوطن شده ویا در جمع سایر جنگجویان نورستانی بعد از بازگشت ، دیگر به وطن آبایی شان نرفته و در محل بودوباش نورستانی ها اقامت گزیده باشند.

یکی از شهر های آباد که در تاریخ باستان مخصوصاً در لشکر کشی های سکندر مقدونی در بخش شرقی کشور ما شهرت دارد شهر،نیسا و یا نیکا است، که آن را شهر دیونیزوس هم یاد کرده اند. در این دهکده باغ های انگور زیاد بوده و چون مردم آنجا به نوشیدن  شراب عادت داشتند، بناءً دیونیزوس رب النوع انگور یا شراب بانی این شهر بوده و به همین لحاظ به دیونیزوس مشهور شده  است. شاید هم یونانی ها این لقب را داده باشند.

معبدی در جنوب هندوکش به نام دیو نیزوس وجود داشته  در اطراف آن معبد تاک غرس می نمودند و رب النوع را در آنجا می گذاشتند. شاید هم این معبد بین کاپیسا وننگرهار موقعیت داشته است. به گفته یکی از مورخین وقتی که سکندر وارد نیسه می شود، به مردم نورستان هیات خود را می فرستد وتقاضا می نماید تا به وی راه عبور را بدهند اما جواب یافت که این سرزمین از رب النوع دیونیزوس است و هیچ یک جز او حق مالکیت بر آن ندارد و هر گاه می خواهید این حقیقت را بدانید در اینجا صرف بلوط و بوته هما روییده می تواند و بیگانگان را در سرزمین ما هیچ راهی نیست.

محترم سمیع الله تازه به نقل از کتاب (افغانستان دروازه به طرف هند) نوشته هربرت تیخ می نویسد: یونانی ها می گویند که در نیسا ما با مردمی برخوردیم که آنها اصلاً از نژاد هندی نه، بلکه از نژاد یونانی بودند که از نظر  عقیده هم به یونانی ها شباهت داشتند. آنان از معتقدین دیونیزوس بودند که صد سال قبل از سکندر از منطقه عقب زده شده بودند. (۱: ۳۶)

باید گفت که نورستانی ها به هیچوجه یونانی نبوده و بازماندگان لشکر سکندر کبیر نمی باشند. دلایلی که تعدادی از مورخین بیان داشته اند که نورستانی ها یونانی تبار هستند، به ترتیب زیر بیان می شود:

-بعضی عادات اروپایی ها در بین مردم نورستان به مشاهده می رسد.

-مردم نورستان عادت دارند که بالای چوکی ها و میز های که مخصوص خودشان است، می نشینند.

-سپورت های مردم نورستان شباهت با سپورت های مردم یونان دارند. مانند انداختن گلوله که نورستانی ها آن را شیل می نامند ویا انداختن سنگ پهن مدور مانند آله ی سپورتی دِسک . همچنان بازی هاکی.

-چشمان آبی ومو های خرمایی مردم نورستان را دلیل بر یونانی بودن آنان می دانند.

۳- فرضیه عرب بودن:  عده ی از نورستانی ها هنوز هم با این فکر نادرست بسر می برند که گویا اجداد شان قریش عرب بوده و از عربستان آمده اند. به قولی: نورستانیان از روی روایاتی که ارزش تاریخی محدود دارد ، درسال ۱۸۰۱ میلادی مور کرافت Moor Craft آن را خاطر نشان نموده بود،نشان می دهد که کافران از بازماندگان قبایل قریش اند.

این روایت زیاد تر در حافظه مردمان پشه یی،کام  ... موجود است که گویا اجداد شان از قبول دین اسلام سر باز زده و به کوه های هندوکش پناهنده شده اند. همچنان دریکی از سروده های قبیله کام داستان مهاجرت آنان از مکه شروع می شود که از سرزمین اصلی به هندوستان می روند و از آنجا به طرف کنر رانده شده و بعد در دره پیچ و بالاخره در مسکن حالیه جایگزین شدند. (۳: ۹۴)

سمیع الله تازه نوشته است:در اسطوره محلی که من در قریه پښکی پارون در مورد معبد یمرا یا مارا ثبت نموده ام نیز حاکی این است که گویا مردم پارون از مکه به سبب نه پذیرفتن دین اسلام ،با برداشتن مشتی از خاک حرکت نموده و به هر جا که می رسیدند خاک مکه را با خاک آنجا موازنه می نمودند؛ تا این که خاک مکه باخاک قریه کشتکي پارون هموزن آمد. بناءً در آنجا رحل اقامت افگنده معبد بزرگ یمرا (مارا) را بنا نهادند.(۳: ۹۴)

و اما مفکوره عرب بودن در واقع در دوره امیر عبدالرحمن خان به هدف سیاسی و به منظور اسلامیزه ساختن سریع نورستان، طرح گردیده بود. با در نظر داشت بی اعتمادی و رقابت های که در آن وقت میان خانواده های مدعی قدرت از یک طرف، و از طرف دیگر خوانین قدرتخواه و با نفوذ وجود داشت؛ امیر خواست نورستانی ها را که شجاع و صادق یافته بود، در ارگ جهت امنیت خود بگمارد. برای این که مخالفین او را جهت به خدمت گرفتن کافرهای سابق، مورد ملامتی و طعن قرار ندهند، فرضیه عرب بخصوص قریش بودن نورستانی ها را پخش نمود، که اساس علمی و حقیقت نداشته بلکه به هدف سیاسی ایجاد شده بود.

 امیر یک تعداد  از نورستانی ها را در نظام عسکری ارگ جا به جا نموده و عده دیگر را نیز به خدمات نزدیک به خویش گمارد. خدمات صادقانه  نورستانی ها ثابت ساخت که این عملکرد زیرکانه امیر به جا بوده است. چنانچه در تاج التواریخ آمده است: این ها طایفه شجاعی می باشند . تقریبا تمام جوانان آنها به جهت خدمت نظامی تربیت می شوند. (۳: ۹۳)

به هر ترتیب نورستانی های که خود را نورستانی های اصیل می دانند نه خود را عرب مید انند و نه یونانی ، ایشان مدعی اند که نورستانی ها از شاخه صاف وپاک از نژاد آریایی بوده و در قطار آریایی های کوهستانی قرار می گیرند. صافی خون وعدم اختلاط با دیگران،تاثیر محیط سرد و مرتفع کوهستانی به آنان لقب هوموالپینوس، یعنی انسان های کوهستانی داده است.(۹: ۷)

ویژه گی های فزیکی اروپایی، مانند مو و پوست روشن و چشمان آبی که در بین این مردم دیده می شود، ممکن است این خصوصیات از ذخیره جنتیکی مهاجران اولیه هندو اروپایی  یا آن چنان که بسیاری معتقد اند ، ناشی از باقی ماندن سربازان یونانی ارتش سکندر در این منطقه باشد. یا حتا رسیدن نسل نورستانی ها به مردمان موسوم کوشانی باشد، که در حدود ۲۰۰۰ سال پیش در این منطقه می زیستد.

نتیجه گیری:

نورستان امروزی که یکی از ولایت های مهم و در عین حال ستراتیژیک و صعب العبور جغرافیایی به شمار می رود، مردم آن دارای عنعنات خاص خود بوده و صاحب فرهنگ غنی واصیل می باشند .

نورستانی ها ازجمله قبایلی بوده اند که اولین بار از آریانا مهاجرت کرده و در بلخ باستان تمدن عالی را ایجاد نمودند، اما در اثر مشکلاتی در کنار هم زنده گی را ادامه داده نتوانسته  راه مهاجرت را درپیش گرفتند.

در بین این قبایل الینا ها توانستند بعد از سپری نمودن مشکلات زیاد خود را در محلی که  امروز بودوباش دارند، برسانند. الینا ها که قبیله پنجم آریایی محسوب می گردند و در سروده های ویدی نیز از آنها یاد شده است. اجداد نورستانی های امروزی طبیعت زیبای دامنه های جنوب هندوکش را پسندیدند،در همین ساحه متوطن شده،  توانستند اداره بلوریا را پايه گذرای نمایند.

بلوریا ها یا نورستانی های امروز در ازمنه تاریخ شاهد تهاجم جهانگشای بودند که یکی از آنها سکندر مقدونی است که بعد از فتح فارس و آریانا قصد حمله بر هند را کرد و خواست از طریق بلورستان به سوی هند پیش رود؛ و اما در اثر مقاومت جوانان آن خطه  از راه تفاهم پیش آمده ،توانست از شهامت و نیروی بلوریا ها استفاده نموده بر هند حمله کند.

کوشانی ها تمدنی را که درتخارستان و گنداهارا ایجاد کرده بودند همچنان کیداری ها که بقایای کوشانی ها بودند که کابلشاهان نیز از لحاظ  موقعیت ستراتیژیک که نورستان آن روز داشت، حملات شان را انجام داده اند. اما نتوانستند به مقاصد نهایی شان نایل آیند.

نورستانی ها از دید نژادی آریایی هستند چنانچه آریایی بودن آنها را تعداد زیاد مورخین و دانشمندان تصدیق نموده اند. موقع که سکندر کبیر میخواست برهند حمله نماید ،ممکن است جوانان نورستانی او را  یاری داده، در باز گشت امکان دارد تعدادی از عساکر سکندر  قصد همراهی باسکندر را ترک و با جوانان نورستانی یکجا به نورستان آن زمان برگشته باشند.

 عرب بودن آنان نیز از لحاظ نژادی ، برخورد های اجتماعی و فرهنگی و هم از لحاظ روی و پوست نیز با نورستانی ها مقایسه شده نمیتواند.  نیرو های امیر عبدالرحمن خان به کافرستان حمله کردند کافرستان را اشغال و مردم آنجا را به دین مبین اسلام مشرف و در پایان کار امیر لقب سراج الملة والدین را به خود برگزید.

لذا نورستانی ها نه یونانی و نه عرب، بلکه از مردمان بومی آریایی های ساکن کشور هستند.

مآخذ:

۱-تازه، سمیع الله،ریشه های تاریخی و فرهنگی نورستان،کابل،مطبعه دولتی،۱۳۶۷،ص۲۳

۲- تازه، سمیع الله ،روایات اساطیری آریایی در اساطیر نورستانی،کابل،وزارت امور سرحدات اقوام وقبایل،۱۳۸۹،ص۳۵

۳- تازه، سمیع الله،نگاهی به سرزمین نورستان،(فشرده از جغرافیا،تاریخ وفرهنگ)،کابل ،نهاد فرهنگی میرزا تازه گل خان،۱۳۸۵،ص۸۳  

۴-عابد،عبدالجبار، چگونگی مذهب در نورستان قدیم،مجله عرفان،کابل،وزارت معارف،۱۳۹۵،ص۷۵

۵- کهزاد،احمدعلی،تاریخ افغانستان،جلد اول،کابل، انجمن تاریخ، ۱۳۲۶، ص۸۶

۶- کهزاد، احمد علی، افغانستان در پرتو تاریخ،کابل، مطبعه دولتی،۱۳۴۶،ص۲۷۳- ۲۷۹

۷-کهزاد، احمدعلی، از سروبی تا اسمار،کابل ۱۳۳۳

۸- مله بار ، محمد علم،تاریخ محلی کلاشوم نورستان،مجله آریانا،کابل،اکادمی علوم ،شماره ۲ و ۳ سال ۱۳۵۷

۹- وکیل غرزی،محمد صفر، نورستان، کابل، مطبعه دولتی،۱۳۳۹،ص۷

۱۰- ویکی پيدیا دانشنامه آزاد(نورستان) https://fa.wikipedia.org/wiki