نوت: ین مضمون را دکتر دیوید کتز برای کنفرانس دو روزه  که تحت عنوان( نورستان درگذرگاه تاریخ ) درماه سنبله ۱۳۹۲ از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ درکابل دایر گردیده بود ،با زبان انگلیسی  فرستاده بود.

نورستان دارای گذشته تاریخی غنی و پرماجرا است؛میراثی که در افغانستان و در بعضی موارد در تمام جهان بینظیر می باشد. یکی از فکتور های مهمی که آینده نورستان را شکل خواهد داد چگونگی برخورد مردم نورستان با میراث گذشته شان است.

این منطقه برای قرن ها محققین را جذب کرده و فریفته است. مسافران اروپایی در امتداد جاده ابریشم در جریان قرون وسطی داستان های را در باره باشنده گان این کوه های نا هموار و صعب العبور و فرهنگ عجیب شان، نقل کرده اند.

جورج سکات رابرتسن برمبنای زنده گی یک ساله اش در کامدیش ازسال ۱۸۹۰ – ۱۸۹۱ م که در کتاب (کافرهای هندوکش) جزئیات مطالعات خودش را ارایه داده است. واضح است که این منطقه و مردم آن شایسته مطالعه جدی تری بودند و می بایست اطلاعات موجود در مورد آن ها ، مفهوم بیشتری می یافت.

علاقمندی به این منطقه حتا منبع الهام رومان نویسان از جمله رودیارد کیپلنگ در داستان ( مردی که پادشاه می شود) بوده است. ایریک نیوبای و ویلفرد تسیگر از سفرنامه نویسان معروف در جریان دهه ۵۰ میلادی به این سرزمین ناشناخته رسیدند. برعلاوه محققین بزرگی از طریق گزارش ها در مورد فرهنگ فوق العاده این منطقه و تفاوت زبانی آن ، به آن علاقمند شدند.

در جریان قرن بیستم، زبان شناسان، بشرشناسان و فرهنگ شناسان غالباً نا موقانه تلاش کردند مقامات دولت افغانستان را قناعت دهند تا آنان را برای تحقیق روی زبان، رسوم و فرهنگ نورستان اجازه سفر دهند.

اهمیت ثبت تاریخ و رسوم مردم، درمیان مردم افغانستان قابل درک است. آنگاه که کافرستان به نورستان مبدل گردید و توجه خارجی ها را به خود جلب کرد، درمیان افغان ها نیز بعضی ها مسئله شناخت به یک اولویت مبدل ساختند. چند تن از این افراد به حدی به این کار متعهد و علاقمند بودند که به دانشگاه ها رفتند تا مهارت های کافی را کسب کنند وزنده گی حرفه يي خود را صرف این کار نمایند.

برای شخص خودم یکی از مهمترین تجربه های زنده گی ام حضور هجده ماهه ام در نورستان از مارچ ۱۹۷۶ تا جولای ۱۹۷۷ بوده است. در جریان این مدت، من یکی از زبان های محلی را آموختم که مرا قادر ساخت با مردم و فرهنگ آنها آشنا شوم ومهمتر از همه، اجازه داد تا روابط ایجاد نمایم و دوستانی بیابم که بعضی از انها از مهمترین افراد در زنده گی من بودند.

آنچه را که امروز با شما شریک می سازم، نظریات شخصی من برمبنای تجربه و ارتباط دوامدار من با نورستان ومردم آن می باشد. این نظریات بیانگر سیاست و موقف رسمی وزارت خارجه ایالات متحده امریکا ، دولت امریکا و یا هیچ نهاد دیگری نیست.

تجربه من در نورستان با حس احترام و قدر دانی من نسبت به مردم نورستان و شیوه زنده گی آنها پایان یافت. برای قرن ها فعالیت معیشتی اجداد آنها، به صورت گسترده از فعالیت های مردمی که در نزدیکی آنها زنده گی می کردند، متفاوت بوده است. ساکنان این کوه نه تنها این که زنده ماندند، بلکه در محیط سخت وغیر قابل تطابق،رشد کردند. آنها با ایجاد گروه های منسجم و قوی که در امور امنیتی و اقتصادی همکاری می کردند، به این دستاورد رسیدند. ارزش های  آنها  مشوق ابتکارات فردی بود، ولی در عین زمان، به سهم گروه به رفاه وامنیت تمام اجتماع احترام می گذاشت و از آن تقدیر می کرد.

در نبود هیچ حکومتی و یا قدرتی مافوق که امنیت ومصونیت آنها را ضمانت کند، ساکنان این کوه ها درک کردند که زنده گی آنها  همه وابسته به خود آنها است. آنها درباره سرنوشت گروه های دیگر که قبل از آنها در ساحه زنده گی کی کردند اما نابود شدند، میدانستند. آنها همچنان در باره اجداد خویش که در زمین های کم ارتفاع و حاصلخیز زنده گی می کردند، اما توسط گروه های قوی تر و بزرگتر که به منطقه آمدند و آنها را وادار به ترک آنجا کردند، نیز می دانستند.

اجداد نورستانی های  کنونی  درک کردند که برای دفاع و محافظت از خود، باید جنگید. آن ها می دانستند که اگر دشمنان شان زمین های آنها را بگیرند و آنها را بیرون برانند، جای دیگری برای فرار وجود ندارد. بنا‌ءً عجب نبود که در منطقه به عنوان جنگجویان وحشی و بی رحم شهرت یافتند؛ جنگجویانی که با یورش بیباکانه قلب سرزمین های دشمن را می شکافتند.

هدف این حملات ایجاد ترس ووحشت در میان دشمنان و وادار ساختن آن ها به صرف زمان، انرژی و منابع برای دفاع از خود، خانواده و ملک شان بود. به این صورت، دشمنان شان نمی توانستند به سرزمین آنها یعنی (کافرستان) حمله کنند و کافران را به شمول زنان و اطفال را به عنوان برده م فروخته، یا برای باجگیری نگهداشته می شدند، و یا هم به خاطر انتقام و دست یافتن به لقب (غازی) به قتل می رسیدند، بازداشت نمایند.

در زمان حضورم در نورستان و از طریق تحقیق و تحلیل های مداوم درک کردم ؛ به شیوه که مردم کنونی نورستان و اجداد آنها در آن محیط دشوار دوام آوردند، باید بسیار احترام گذاشت.

من نورستان را در دهه ۱۹۷۰ هشتاد سال پس از  آن که تحت سلطه امیر افغانستان قرار گرفت، درحالی یافتم که مردم آن در باره گذشته خود گیچ و بی باور بودند. دلیل آن بیشتر  عقیده وتعهد قوی آنها به اسلام، زنده گی به عنوان یک مسلمان و در این که پدران ونیاکانی که هنوز برای شان قابل احترام اند، به عنوان مسلمان زنده گی نه کرده اند، بود. به همین دلیل بسیاری از رسوم گذشته وتاریخ خونین جنگ های قهرمانانه آنها برای دفاع در مقابل دشمنان مسلمان شان، احساسات گوناگون را بر می انگیخت.

بعضی از نورستانی ها میخواستند گذشته را فراموش کنند، درحالی که بعضی دیگر برای حفظ رسوم و عنعنات که باور داشتند هنوز با ارزش و مهم است، تلاش می کردند. آنها این کار را با سره کردن و حذف عناصر اسلامی و حفظ مواردی که در اسلام مجاز بود، می کردند.

درآن زمان، در وسط دهه ۱۹۷۰(زمان حکومت داود) این یک موضوع بسیار حساس و جنجال برانگېز بود، بالاخره جنجال به میان آمد و عجیب نبود که سیاست و رقابت ها برای قدرت محلی در تلاش ها برای حفظ گذشته آنها دخیل شد. گروه ها در درون اجتماع سرسختانه روی این که کدام رسوم وعنعنات مطابق اسلام است و کدام ها مردود، باهم مشاجره می کردند.

 این جنجال ها در زمان جهاد، حکومت مجاهدین وطالبان( دور اول) نه تنها قوی تر وخشن تر شد؛ تا آنجا که دلیل کاهش و از میان رفتن نفوذ حکومت مرکزی در منطقه گردید که افراطی ها، ارزش ها و رویکردهای تازه را اجازه دادند تا از بیرون برمردم نورستان تاثیر بگذارد.محرک دیگر این اختلاف ها، ورود اسلحه و پول بیشتر به نورستان و قدرتمندان خارجی بودند که جنجال های خونینی را که هیچ ربطی به نورستان نداشت، به آنجا آوردند.

تمام این موارد وضعیتی را به وجود آورد که در آن تصور کار روی گذشته و میراث های تاریخی نورستان را دشوار تر می ساخت. درجریان دهه های جنگ، با گذشت زمان، افرادی که در باره گذشته نورستان می دانستند، از دنیا رفتند و این معلومات و خاطرات از ذهن دیگران نیز پاک شد. اما نورستانی ها برای زنده ماندن باید هر کاری که نیاز بود را انجام می دادند. این تلاش ها برای زنده ماندن اغلباً شامل پذیرفتن آگاهانه یا نا آگاهانه ی رسوم اسلامی وارد شده که هیچ فرصتی برای استفاده و احترام به عنعنات گذشته را نمی داد، نیز می شد.

این زمان خطرناک، بیشتر از سی سال دوام کرد. دوام این وضعیت بدان معنا است، که ممکن است نورستانی ها مقدار زیاد از بقایای تاریخی و میراث های فرهنگی خود را از دست دهند. زمانی که یک بار این میراث ها نابود شد، هیچگاهی دوباره به دست نمی آید و این از چندین بعد می تواند یک فاجعه باشد.

یکی از نکات بسیار مهم این است که ارزش شیوه زنده گی باشنده گان این منطقه که با آن در طول قرن ها زنده مانده اند،بلکه به موفقیت رسیدند، باید درک شود. آنها به حد کافی موفق بودند که توانستند فرهنگ خویش را غنی بسازند که شامل هنر های تزئینی ، موسیقی ،رقص و ورزش می گردید. نورستانی ها همچنان راه های ساده برای حل اختلافات در میان اجتماعات کوچک را پیدا کردند؛ اختلافاتی که اگر حل نشده باقی می ماند، اجتماعات پراکنده را بیشتر در مقابل دشمنان شان آسیب پذیر می ساخت.

در این شکی نیست که نورستان از زمانی که تحت سلطه امیر عبدالرحمن خان نیامده بود، ومسلمان نشده بود، بسیار تغییر کرده است. اما خیلی چیزها هنوز هم تغییر نکرده است. مطمینا چالش محیطی و این که چگونه باید کار کرد تا حاصلات وافر داشت و مطمین شد که زمین ها حاصلخیز باقی می ماند، تغییر نکرده است؛ و نیاز است به مردمی که با رسیدن به دستاورد های فردی به جامعه نیز نفع برسانند، هنوز به اندازه گذشته مهم است.

سوال امروز این است که چه گام های عملی باید برداشته شود  تا با کار روی گذشته نورستان، به رفاه آینده آن ولایت و مردم آن کمک کرد؟. این مهم است که نسل های آینده به تاریخ و میراث های تاریخی و هر آنچه که برای نسل کنونی مهم و با ارزش است، تا آخرین حد ممکن دسترسی داشته باشد.

مردم نورستان و خارجی های که در این منطقه کار کرده اند باید گام های فعالانه بردارند تا مواد باقی مانده از نورستان که در هر نقطه جهان موجود است را حفظ و مستند سازی نموده و در دسترس همه قرار دهند.

اگر چه چند محقق توانستند تحقیقات خود را در نورستان انجام دهند، اما مواد به دست آمده در جریان قرن بیستم دارایی است که اکنون به دلیل درک نشدن، اهمیت آن در معرض نابودی قرار دارد. حتا اگر این مواد حفظ شود، درصورتی که محققان اصلی آن  مواد را به گونه که قابل درک باشد، ترتیب نکنند، از اهمیت آن کاسته خواهد شد. ولی با پیشرفت علم و تکنالوژی، کار جمع آوری و ادغام این مواد هر روز ساده تر و کم مصرف تر می شود. امروز و در آینده، این مواد می توانند به صورت الکترونیکی( انلاین) جمع آوری شده و در دسترس قرار گیرد و نیاز به جمع آوری آن، حفظ ومراقبت از آنها به صورت فزیکی در یک مکان واحد وجود ندارد. اما نیاز به یک نهاد هنوز وجود دارد تا مسوولیت پلان، تنظیم و مدیریت این تلاش ها را با آگاهی کامل و درک نگرانی های مشخص که این مواد از آنها نماینده گی می کند، به عهده گیرد.

به همین دلیل است که خود نورستانی ها باید رهبری نهادی که میراث آنها را مدیریت کند، عهده دار شوند. من مطمین هستم که نهاد های علمی، موزیم ها ومراکز تحقیقاتی در سراسر جهان علاقمند اند تا با نهادی که هدفش جمع آوری معلومات و مواد درمورد نورستان است ، همکاری نمایند. تعداد زیادی از این نهاد ها برنامه های دارند که برمبنای آن معلومات و مواد جمع آوری شده توسط محققین و نهاد های همکار با آنها باید در دسترس تمام گروه های علاقمند قرار گیرد. این نهاد ها منابع، دانش و تخصص در باره چگونگی انجام این کار را دارند که ممکن است مایل باشند با نهاد حفظ میراث های نورستان شریک سازند.

خوشبختانه  سیستم های تخنیکی وفناوری قدرتمند و پیچیده که برای انجام چنین کاری وجود دارد، بسیار گران نیست. با استفاده از این تکنالوژی و یک پلان درست که متمرکز برهمکاری با سایر نهاد ها باشد، یک نهاد حفظ میراث های نورستان می تواند بدون نیاز به منبع مالی بزرگ شروع به کار کند. بسیار مهم این است که یک تیم تصمیم به ساختن این نهاد را بگیرد، در آن  سهیم شود و سپس برای پیشبرد فعالیت های آن، یک برنامه جدی را طرح کند.

میخواهم تاکید نمایم که برای این کار، نیاز به خرید برنامه ها وسیستم های جدید نیست و حتا نیاز به دفتر و کارمند برای ساختن و فعال کردن چنین نهادی نیز وجود ندارد. بهترین شیوه یافتن نهاد های که در این راستا کار می کنند، و ایجاد روابط همکاری با آنها است. زمانی که این نهاد تاسیس شد وصاحب یک برنامه و طرزالعمل کاری شود ،چالش اصلی رسانیدن پیام، ایجاد رابطه با افراد و نهاد های که مواد مرتبط را  در اختیار دارند و کار با آنها برای شریک سازی این معلومات و مواد خواهد بود.

در ذیل چند نکته مهمی است که در انجام چنین کاری باید مورد توجه قرار گیرد.

- طرز العمل برای به دست آوردن،فهرست کردن و استفاده از این مواد انکشاف داده شود. برای این کار، متخصصین استفاده  و حفظ معلومات مانند مسوولین ارشیف و کتابدار ها از سایر نهاد ها مانند موزیم و مراکز تحقیقی باید بتوانند با موسسه حفظ میراث های نورستان کار کنند.

- ایجاد انگیزه میان افراد علاقمند در نهاد حفظ میراث های نورستان و همکاران احتمالی در مورد تدوین طرز العمل ها و سیستم های که به منظور جمع آوری،فهرست کردن و قابل دسترسی ساختن این مواد استفاده می شود.

-  با افراد و نهاد های که به صورت مستقیم و فعال در نورستان کار کرده اند تماس گرفته شود، و خواهان رضایت و توافق آنها برای شریک سازی بیشترین مقدار مواد ممکن، به صورت فوری و در آینده شود.(پس از آن که خود آنها مواد را در تحقیقات شان ضرورت نداشته باشند.)

- یک برنامه باید طرح گردد که چگونه این مواد در دسترس تمام مردم نورستان به شمول کسانیکه در مناطق دور افتاده زندگی می کنند و به شبکه های مخابراتی و برق وصل نیستند، قرار گیرد. فناوری ارزان قیمت ممکن دسترسی به این مواد را به مردم در اینده نزدیک ممکن بسازد.

- مردم نورستان برای سهم گرفتن در تمام ابعاد و فعالیت های این نهاد باید مورد تشویق قرار گیرند.

- به دخیل سازی جوانان در کار روی این میراث ها باید توجه جدی صورت گیرد. آنها می توانند نقش بزرگی را به عهده گیرند. جوانان می توانند به عنوان نماینده های این نهاد کار کنند و با افراد و نهاد ها در کشور ها و مناطقی که زنده گی می کنند، ارتباط برقرار نمایند. آنها می توانند در کار های که نیاز به کارمند زیاد دارد کمک کنند؛ مانند سکن کردن و دیجیتال سازی اسناد ونسخه ها، تهیه توضیحات مواد مورد نیاز برای فهرست کردن، بیرو کشیدن کلمات کلیدی برای تسهیل تحقیق، دو باره یابی و کار و همکاری با محققین و نهاد ها برای تهیه و ارایه معلوماتی که مواد را بیشتر قابل درک سازد. این تلاش ها باید در جا های مانند ایالات متحده امریکا و اروپا که محققین زیاد موجود اند، صورت گیرد. سهم گرفتن فعالانه جوانان در جامعه نورستان می تواند به آنها کمک کند تا ارتباط با سرزمین نیاکان شان را تحکیم بخشند.

- توجه جدی در ساختن نهادی که مواد موجود را استفاده کند اما آنها دوباره سازی نکند. مثلاً اگر ارشیف و مواد در جای مانند( مرکز معلوماتی افغانستان در دانشگاه کابل) موجود است، باید به دنبال همکاری با آن نهاد به منظور توسعه و تقویت کار های انجام شده و استفاده از سیستم و طرز العمل های موجود بود.

- مقابله با مشکلاتی که تلاش های از این دست را در گذشته ناکام ساخته است و طرح ساختار نهاد به گونه ی که در آینده تحت تاثیر افراد قدرتمند و سیاست های محلی و یا مشکلات بودجوی، ازهم نپاشد. در نهادی که افراد دخیل در آن نظریات متناقض داشته باشند، بروز بعضی مشکلات غیر قابل پیشگیری خواهد بود و این باید حین ساختن نهاد در نظر گرفته شود. تفاوت دیدگاه ها  که به میان می آید نباید ارزش و مفادی که چنین نهادی به دست می آورد، تضعیف سازد و یا به مخاطره اندازد.

 به عنوان کسی که سپری کردن چندین ماه در نورستان را داشته و از مهمان نوازی عالی، دوستی وتحمل مردمی که با آنها زنده گی کرده ام، احترام می گذارم، سود و لذت برده ام، تنها آن مواد را نگمیدارم  و از آن استفاده  می کنم. مالک اصلی آن مردم و جامعه ی است که این مواد از آن جمع اوری شده و زنده گی شان را انعکاس می دهد. ارزش این مواد برای من و زنده گی من بسیار بوده است و می تواند برای مالکان اصلی آن حتا بیشتر باشد.

تعهد شخصی من این است تا همه مواد را به خود مردم نورستان انتقال دهم. من در انتظار تاسیس چنین یک نهادی که  در بالا از آن صحبت شد، هستم. من امید وارم با نمایندگان آن برای تهیه و ترتیب مواد که جمع آوری کرده ام کار کنم تا بیشترین ارزش و اهمیت را حاصل کند . توقع دارم سایر کسانی که فرصت داشته اند تا در نورستان کارکنند نیز عین موقف من را در قبال موادی که درا ختیار دارند، داشته باشند.

نورستان و مردم آن با تاسیس نهادی که متعهد به حفظ میراث های تاریخی آن باشند، قدرتمند تر و ثروتمندتر خواهند بود. همچنان که تمام ملت افغانستان از آن سود خواهد بود.