درمناطق شرقی ومرکزی وغربی نورستان قبل ازاسلام ،خانه های بخصوصی دراغلب قراء وجود داشته است که درآن ها برعلاوه برگزاری مراسم نیایش ودعا ها به ارباب الانواع (شاید رب النوع آسمان ویا مجموع ارباب الانواع)، بزرگان قریه گردهم آمده،راجع به موضوعات مهم قریه باهم به مشورت پرداخته وتصامیم مهمی را اتخاذ می نمودند.
اینکه این تالار،که به نام توصیفی کنتارکوݩټ Kantār kũț، کنتار اما Kantār amā ، اوله اما ölǝ amā ومریلی اما Mareli amā ویمرای اما yamrai amā یاد می شد، واین که این تالار یا خانه به صورت اخص وجهه مذهبی داشت یا اجتماعی، نمیتوان قضاوت نمود،زیرا عناصر هردو بخش آن به حدی برازنده ومتبارز است، که نمیتوان یکی را بردیگری، ترجیح داد.
ازطرف دیگر باگذشت زمان این گونه خانه ها نه تنها ازمیان رفته ،بلکه کسانی که درمورد آن معلومات داشتند،نیز چهره به خاک کشیده اند. لذا تحقیق وجمع آوری اطلاعات دقیق ازافراد درین باره متاسفانه دشوار وحتا ناممکن شده است. صرف میتوان ازنوشته های محققینی که قبلاً به نورستان رفته ودر این مورد تحقیقات ساحوی انجام داده اند،استفاده نمود.
خانه های مذکور ازخانه های عادی ومعمول که به نام اما Amā یاد می شوند،با ساختمان خاص خود مجزا وقابل تشخیص بوده اند . تالار یا سالون کنتارکوݩټ اکثراً به شکل الحاقیه ،برنده سرپوشیده وپیوست به خانه، اعمار شده بود. بناءً می توانست به سهولت از سایر خانه ها تفکیک وشناخته شود.
سکالرجونزSchuyler Jons درین رابطه نوشته است: قبل ازبحث روی وظایف بخصوص این گونه خانه ها، آنچه باید گفت این است، که برنده چهاردیواری شده مذکور، نه تنها سیمای مشخص کنتارکوݩټ است ، بلکه شناخت از روی ستون های که سقف برنده کنتارکوݩټ را استوار نگهداشته واشیای که درآن گذاشته شده بود، نیز فرق داشت.
یکی ازویژگی های این گونه خانه ها این است که به واسطه کندنگاری ها روی چوب اراسته شده بودند. این خانه ها درامتداد دیوار بیرونی یا موازی وپیوست با دیوار دروازه خانه (اما) ساخته شده اند.
دریک نگاه سرسری، کنتارکوݩټ چهار دیواری نمودن برنده وساختن راهرو است، اما درمناطق کلښوم واښکون گل، این گونه منازل را کنتارکوݩټ نامیده، ازمنازل کمیاب ومهم دینی واجتماعی بوده و ارزش بسیار مهم را در دوره قبل از اسلام داشته است. (ا)
خانه های عادی نورستان (اما) معمولا ً بالای یک تهکوی اعمار می گردد. به غرض ایجاد صحن درمقابل دروازه خانه ،ساختمانی به کمک پایه ها،تیرها وتخته های بزرگ چوبی ساخته می شود وبه نام بیرم گنجه یاد می شود، که برای نگهداری کاه وغیره ضروریات ازآن استفاده می شود.
بام بیرم گنجه یا کاه خانه،صحن مقابل خانه را تشکیل می دهد. کنتار کوݩټ بالای آن احداث می شود. بعضی اوقات کنتارکونټ ،صحن مقابل دوخانه کنار هم را به شکل سرتاسری، به مانند یک تالار بزرگ احتوا نموده است. البته دروازه ورودی کنتارکوݩټ نظر به موقعیت آن می توانست ازطرف راست وچپ باشد.
طرز ساختمان کنتارکونټ درمناطق مختلف ازهم فرق داشته است . مثلا درقریه ږنچیگل بالای یک بیرم گنجه ساخته شده است. البته چوکات این ساختمان به طریق بخصوص بااستحکامات خانه که درهر کنتار کوݩټ ساختمان مرکزی یا اصلی می باشد، تحکیم وارتباط یافته است.
پایه های داخلی کنتارکوݩټ تناور ومنقوش بوده و ازطریق کلکین های چوبی، که به شکل روَک باز وبسته می شد، روشنی می گرفت. درزیرکلکین ها وکنار راست وچپ کنتارکوݩټ تخته های طویل چوبی جهت نشستن مدعوین ، گذاشته شده بود.
سکالرجونز درسال ۱۹۷۰ م درقریه پایین ده ویگل دوکنتارکوݩټ کنارهم را دیده است که در مقابل دو خانه کنارهم ساخته شده وبرنده های باز داشته اند. این کنتارکوݩټ برخلاف نمونه ږنچیگل، بالای بیرم گنجه ساخته نشده، بلکه مستقیما روی پایه ها استوار نگهداشته شده است.
باید گفت که هردو کنتارکوݩټ دراوقات مختلف ساخته شده، طوریکه یکی آن تقریبا جدید ودیگری کهنه می باشد، اما ازنگاه ساختمان به طرز مشابه و با تفاوت کم اعمار شده اند. البته برنده واحد سرتاسری امکانات گردهمایی افراد بیشتر را، مساعد می ساخت.
وی درمعرفی همچو خانه ها درپارون نوشته است: درقریه ډیوه یک خانه یا تالار مجلس به نام اما موجود است. ساختمانی که دارای سقف مربع شکل ودر چهارطرف آن چوکی ها گذاشته شده است. اتاق ازطرف شمال شرق وجنوب دیوار گردیده ، سمت غرب آن باز وسنگ های هموار درآنجا گذاشته شده است که نطاق به آن طرف ایستاد می شد.
دربیرون اما به طرف شرق ،صحنی است به نام بوسوم سگام . به طرف شمال شرق آن یک خانه است که به گمان غالب، عبادتگاه اهالی قریه بوده است.
چنان معلوم می شود که این گونه خانه ها در ډیوه، خانه قبیلوی بوده ،محل ملاقات وعبادتگاه اهالی یکجا اعمار شده است. درقریه ښټوی پارون هشت خانه قبیلوی ،همه آنها ملکیت جمعی باشنده گان همان قریه بوده است.
کنتارکوݩټ ملیل وسایر قرای اښکوݩ گل مشابه خانه های است که درویگل دیده شده است. معلوم می شود که معماران ویگل کوشیده اند تا دردستک بندی وشکل دادن خانه ها دقیق باشند. فرق عمده ایکه در همچومنازل دراښکوݩ گل به مشاهده می رسد،ازگل کمترکار گرفته شده، ونمای بیرونی آن کمی فرق دارد. (۲)
داکترمکس کلیمبورگ Max Klimburgدرمورد کنتارکوݩټ یا کنتاراما می نویسد: این گونه منازل ازنگاه معماری به خانه های عادی ،باداشتن یک برنده دارای بام، ستون های کندنکاری شده ودیوارمنقش با کلکین های قابل گشایش متحرک، فرق واضح داشت. کندنکاری ستونهای برنده و چهار ستون خانه عقبی ،واقعا غیرعادی بود.
موصوف واضحاً بیان می کند، درهرقریه منطقه کلښوم منزلی که با برنده پوشانیده دربیرون خانه وجود دارد، به نام کنتارکوݩټ یا د می شود که قسمت بالایی هرستون برنده، بایک سرستونی چهارکله یی ، اراسته گردیده بود.
ازاسناد وشواهد به دست آمده فهمیده می توانیم که درزمان قبل از اسلام، دردره کلښوم، اښکوݩ گل و پارون، همین گونه منازل موجود بوده واین خانه ها مربوط به فامیل های مهم بوده است. جای که روح فامیل ساکن بوده، وبه واسطه مجسمه چوبی، مجسم می گردید.
دو کنتارکوݩټ درویگل ونیشیی گرام وکنتاراما درږنچیگل نشان دهنده آن است، که این ساختمان ها، محلات مهمی درقرای مذکور بودند. درکنتار کوݩټ نیشیی گرام، زنجیر بزرگی قرار داشته است، که به تقاضای دیموتا(قهرمان افسانوی آن قریه) ، توسط هفت نفر به آنجا انتقال داده شده بود. توسط این زنجیر فرد یا شخص متهم به جرم وجنایت، برای دو تا سه روز بسته می شد، بعد ازآن متهم رها می گردید که به اثراین شکنجه،شخص خطا کار یا زنده می ماند ویا تلف می شد.
این خانه بامعیار محلی ، احتمالاً توسط دیموتا قهرمان افسانوی نیشیی گرام اعمار شده بوده است، کسی که طبق افسانه، بعد از تولد تیر را به بالا پرتاب کرد و درآنجا فرود آمد، خانه ی به نام او یعنی دیموتا ساخته شد، وبالاخره به دیموتا کوݩټ مسمی گردید، که بعداً به محل برگزاری مراسم دینی ومعبد تبدیل شد. (۳)
اما موضوعی که برای ما مهم می باشد ،این است که ریشه کنتار،کنتارکوݩټ یا کنتار اما چه وچه مفهومی را بیان می کند.
جورج مورگنسترن زبانشناس معروف نارویژی میگوید: لمسدنLumsden (درسال ۱۸۶۰ در قندهار کشیش مذهبی بود.تازه) زمانی که همراه چندین اسیرکافر، درقندهارقبل ازسال ۱۸۶۰ م ملاقات کرد،فهمید که کنتار یک رب النوع بوده وکافرها آن را کنتار Kantaurتلفظ می کردند. او اولین معلومات خود را ازطریق شخصی به نام ویلرس لیستر T.Villiers Listerکه اولین زن کافر را درتهران قبل از سال ۱۸۶۲ م ملاقات کرده بود، به دست آورده است.
مورگنسترن نتیجه گیری نموده نوشته است: بنابرین من فکر می کنم که کنتاریا کݩتار، یک رب النوع بوده است. (۴)
درقریه پایین ده ویگل ، کنتار اهمیت زیاد داشته است. به خصوص کنتار به حیث رب النوع باران وحامی دودمان یا نسب ښي دریṣai dari تلقی می شد. بناءً کنتار وکنتارکوݩټ درقریه ویگل سفلی، به درجه ی مهم تلقی شده که قریه مذکور به نام کنتاردیش یعنی قریه کنتار، مسمی شده است . (۵)̣
لینارت ادلبرگLennart Edelberg محقق دنمارکی می نویسد: درسال ۱۹۷۰ م هنگامی که مصروف مشاهد کنتارکوݩټ ږنچیگل بودم، بعد ازرعد وبرق خطرناک،باران شدید بارید.سطح آب بسیار بالا آمد وموجب ویرانی ها گردید. رهنمای من فریاد زد که این وضع به سبب آمدن وحضورما درکنتارکونټ می باشد. (۶)
سکالرجونز جامعه شناس ازقول محمد امین یکی ازباشندگان قریه ږنچیگل درسال ۱۹۶۲م نوشته می کند: کنتار اما ،کهنترین خانه درږنچیگل است. درزمان قبل ازاسلام،خدایان را کنتار می گفتند واین کنتاراما زیارت بوده، وکنتاراما به معنای خانه خدا وبه معنای خانه مقدس می باشد. درین خانه که توسط جد بزرگش ساخته شده ،فیصله های مهمی صورت می گرفت وتصامیم مهم اتخاذ می گردید. آنها درهنگام طلوع آفتاب جمع آمده، درین جا فیصله ها وموافقات را انجام می دادند، زیرا که این خانه جای مقدس بود. (۷)
داکترمکس کلیمبورگ درین رابطه نوشته است: وظیفه عمده و ارتباط این گونه منازل با کنتار یا خدای آسمان ها Sky Heaven می باشد. کنتار کوݩټ یا قلعه آسمانی، به نام کنتار اماKantār amā یعنی خانه آسمان یا خانه آسمانی نیز توصیف می گردید. از این گونه خانه ها درنیشیی گرام درسال ۱۹۷۵ م و در پایین ده ویگل اندکی بعد از آمدن اسلام، ازمیان رفتند.(سومین آن در ږنچیگل سال ۱۹۹۹ م درحالی که بسیار کهنه شده بود، توسط آخرین مالک آن ویران ساخته شد.تازه) این نوع خانه درقریه نیشیی گرام به نام دیموتا اما نیز یاد می شد،که از نگاه قدمت، ساختمان اصلی بوده وبه نام کنتاراما مشخص وبرجسته می گردید.
کلیمبورگ می گوید: مردم نیشیی گرام بار بار برایش گفته اند که کنتار به معنای خدا می باشد. آنها قویاً باوردارند که نسبت دیموتا ،مرد افسانوی قریه شان، به کنتار همان خدای آسمانها می رسد.
دراسطوره دیموتا ذکر است که او مرد افسانویی بود که به شکل معمایی ازمادر مجرد به دنیا آمد. کسی که درچند روزه گی حرف زده است. مردم قریه اورا فرزند آسمان وگاهی هم فرزند شاهین، می دانستند. بعد ازمرگ دیموتا رهبری نسل بعدی او را نواسه اش به نام کوسوگKusog به عهده گرفت، که به نام کنتار اوپنهKantār upuna یعنی نسل ویا زاد خدا یا اولاده آسمان و یا روحانی زاده، می باشد، یاد می شد. کلیمبورگ فکر می کند، شاید درین وقت بود، که منزل مسکونی وی به نام کنتارکوݩټ وکنتاراما ،به زبانها افتاد.
گویند درکنتار کوݩټ نشیی گرام نهالی به نام کنتارکڼلیKantārKaṇalī قرار داشت که با پارچه های سه گوشه یی مزین شده بود. باری بعضی ازافراد طایفه کوسوگ دری، نهال مذکور را قطع نمودند ، وبه روایت دیگری، برآن خون پاشیدند. روحانی زاده ها با آگاهی ازموضوع فردی ازخانواده خود را به غیب گوی(دیال) فرستادند. دریافتند که ستاره بخت و اقبال کنتاراوپنه ها، یعنی نسل کنتار یا نسل آسمانی، رو به زوال نهاده است. ازهمان زمان درشمار افراد فامیل مذکور، کاهش زیاد رونما گردیده است.
کلیمبورگ درادامه می نویسد: به کنتار کوݩټ نه صرف مردها ،بلکه زنها نیز برای دعا به الهه زن ،به همان کنتار کوݩټ یا مریلی اما می رفتند. به این ترتیب آنها (زنها) همتای مردان به حساب می آمدند، زیرا به محلی می رفتند که تنها مردان بزرگ و مهم قریه حق داشتند، درآنجا با هم ملاقات نموده و روی موضوعات مهم قریه، باهم صحبت ومفاهمه نمایند.
درکنتارکوݩټ نیشیی گرام طبق معلوماتی که به آن کمتر می توان باور کرد، پیکره رب النوع ایان پڼاوAyān paṇāw یا الهه اوتلی کورötali kür ازطرف زنان پرستش می شد. آنها سلامتی وبهبودی اطفال خود را ازوی طلب می نمودند. درهنگام سسی ناټSasi nāṭ خون گاو قربانی را به کنتارکونټ آورده، طی مراسم دینی بر تمثال می پاشیدند. مراسم وتشریفات مشابه مذهبی به عین دلیل، در قریه سفلای ویگل نیز اجرا می گردید، که یک سنگ ویا تمثال به نام پریک اوشتوںPrek üštü̃ درتاقچه قرار داده شده بود.
بربنیاد معلومات محققین، تا هنگام انتشار دین مبین اسلام درنورستان، سه کنتارکونټ یاد شده، به حیث محل برگزاری آیین دعا خوانی زنان برای کنتار،خدای آسمان ورعد وبرق اختصاص داشت، تا درصورت وقوع توفان ویا خشکسالی طلب مدد نمایند، که احتمالاً وظیفه همین رب النوع بوده است.
کلیمبورگ می نویسد: طوریکه درږنچیگل وویگل برایم گفته شد، مراسم با قربانی نرگاو بربام کنتارکوݩټ آغاز می گردید. مردقربانی دهنده، پارچه گوشت وخون را میان دود وآتش می گذاشت، و زنان در داخل کنتار کوݩټ می رقصیدند، ومراسم دعا خوانی را به جا می آوردند.
درقریه ږنچیگل واضح است که گاو قربانی را درمیان آتش می گذاشتند وبه نام پن لوښpan lüṣ یاد می کردند. درین هنگام آتش بزرگی درکوه های اطراف قریه برپا می نمودند. اسناد وشواهد به دست آمده از دو کنتار کوݩټ درږنچیگل ونیشیی گرام نشان دهنده این است، که این ساختمان ها محلات مهم برگزاری مراسم دینی بودند . (۸)
درکنتارکوݩټ نیشیی گرام درهنگام فرا رسیدن بهار، با قربانی دو نربز ،برای آفتاب بعضی عبادات و مراسم ازطریق دروازه شرقی اجرا می شد. کنتارکوݩټ مذکور که به نام دیموتا کوݩټ هم یاد می شد، بیشتربه دیموتا ارتباط می گیرد، که طبق عقیده مردم همان وقت ، نیمه اش کنتاریا خدا بوده است.
لذا این خانه که شکل بالکن را داشته است،یک ارتباط باجهان بالا را تمثیل می کرد، که درهنگام خاص مانند توفان وخشکسالی، درآنجا نیایش وعبادت صورت می گرفت. بناءً آنها به حیث یک معبد نسبی و دودمانی ، به آن عقیده داشتند.
درداخل کنتارکوݩټ مجمر وقربانگاهی نبوده است. به روی دیوار عقبی یک تخته طویل سرتاسری محکم گردیده بود، که به نام اوتریںütrẽ ، یعنی تاقچه یاد می شد. درین جا بعضی از اشیای طرف ضرورت مراسم مذهبی و جنگاوری گذاشته شده بود، که زنان حق داشتند به آن دست بزنند. (۹)
کنتارکوݩټ ویگل سفلی که بعد از انتشار دین مبین اسلام ویران ساخته شد، به یک فامیل با اعتبار مذهبی تعلق داشت. درمورد یمرای اماYamarai amā که تا سال ۱۹۸۷ پا برجا بود، اینکه چگونه بوده وچه مراسمی درآنجا برگزار می شد، چندان معلومات دردست نیست . حدس وگمان بر این است، که کنتارکوݩټ بعضی اوقات به نام یمرای اما، نیز یاد شده است.
کلیمبورگ نوشته است : کنتار کوݩټ واقعا خانه نسبی و دودمانی بود، اما خانه که پیوست با کنتارکوݩټ بود،معمولاً محل سکونت مرد روحانی ومذهبی بود که برای قبیله ونسب خود، موفقیت وحاصلخیزی، وبه صورت عام خوبی وبهبودی وموفقیت را پیشگویی وطلب، می نمود. روح ماورالطبیعی یا رب النوعی که گویا با وی درین راه کمک می کند، توسط یک مجسمه چوبی تمثیل می گردید، که طبق معلومات درخانه (اما) درپشت دو جوره ستونهای عقبی قرار داده شده بود.
سکالرجونز درین باره می نویسد: کنتار کونټ وکنتار اما ها، همه بنا های قبل ازاسلام بوده، آنها اگر خانه های قبیلوی بودند یا خانه رییس قبیله، مسکن روح طبیعی که منبع خوشبختی ، حاصلخیزی وسعادت همگانی اعضای قبیله شمرده می شد، بود، که به واسطه مجسمه چوبی نشان داده می شد. (۱۰)
بناءً فکر می شود که درهنگام قبل ازاسلام، درمناطق کلښوم(دره ویگل)،اښکوݩ گل وپارون هرنسب و دودمان کنتارکوݩټ ویا ساختمان مانند آن را، داشته اند. خانۀ متصل به کنتارکوݩټ، محل سکونت مرد روحانی، که غالبا سردسته نسب یا طایفه نیز بود، بوده است.همچنان اما یا خانه، محل وجایگاه روح حامی همان نسب نیز پنداشته می شد، که به واسطه مجسمه چوبی، تمثیل می گردید.
فلهدا کنتارکوݩټ یا کنتار اما ،محل مقدس وجای نیایش وخانه ملحق به آن، محل بود وباش سرکرده ومرد روحانیی نسب بوده است.
کارل یتمار وکلیمبورگ به نقل ازجونز نوشته اند: وی نتوانست دقیقا دریابد که کنتارکوݩټ معبد خاندانی یا نسبی (دِری Dari = Deri ) بود ویا طایفوی وقبیلوی، که به نام (مټه Mațǝ ) یاد می شود. معلوم می شود که درقرای شمال دره کلښوم، هرنسب یا دودمان به نام (دِری) برای خود خانه نسبیClan House داشتند که معماری خاص، به آن چهره وسیمای یک برنده سرپوشیده برجسته را داده است، که به نام کنتارکوݩټ یا کنتاراما، یاد می شد.
درقرای جنوب دره،خاصتاً درقریه نیشیی گرام مدرکی موجود است نشان می دهد که هرقبیله وطایفه که به نام مټه یاد می شود، مالک یک کنتارکونټ بودند، که نمای بیرونی آن، باخانه های عادی ومعمول، چندان فرقی نداشت.اما نمای داخلی به خصوص ستونها ، با دیزاین کندنکاری وچهره آدم ها، زیبا ساخته شده بود.
آنها فاقد بالکن بودند،چیزی که درقسمت شمالی دره،یکی ازمشخصات عمده این گونه منازل به حساب می شود. جونز فکر می کند که کنتارکوݩټ نیشیی گرام در اساس ساختمانی مانند بالکن داشته است، اما مدرکی را درین رابطه به دست آورده نتوانسته است. (۱۱)
درکنتارکوݩټ ها موضوعات مختلف به اجرا گذاشته می شد. درقریه ږنچیگل ازکنتاراما به مقاصد مختلف استفاده می شده است.مثلاً بعضی اوقات برای اثبات جرم کارگرفته می شد، طوریکه آتش بزرگ درمقابل آن برپا می شد، متهم یا قاتل نرگاو را به حضور کنتار حاضر می ساخت و آن را قربانی نموده به آتش می گذاشت، وبرای کنتار نیایش می کرد تا بیگناهی اش را ثابت سازد. طبق عقیده همان وقت ،متهم درصورت مجرم بودنش، فوراً هلاک می گردید.
کارل یتمار به نقل از مورگنسترن نوشته است: طبق معلومات وی در ږنچیگل کنتار یک خانه خانواده گی بود ، درحالیکه کنتاراما ازنگاه ملکیت به مرد روحانی تعلق داشت . اما درنیشیی گرام کنتارکوݩټ که به نام دیموتا کوݩټ شهرت داشت، به نسب قهرمان افسانوی آنجا، که نیمه آسمانی ونیمه خدا تصور می شد، مربوط بود. (۱۲)
محققین در اثر مطالعه خویش درباره کنتار کوݩټ به این نتیجه رسیدند که کنتارکوݩټ یا کنتاراما محل مقدس بوده، علاوه ازمسایل نیایش ودعا به رب النوع کنتار، (به تعبیردیگربه مجموع خدایان) بزرگان قریه در اینجا جمع آمده، راجع به مسایل مهم قریه، به بحث می پرداختند، وتصامیم مهمی را که مربوط به سرنوشت قریه بود،اتخاذ می نمودند.
درین مجلس که بزرگان ومتنفذین قریه صلاحیت حضور در آن را داشتند، درمورد اموری صحبت وبحث می کردند، که اجرای آن بازهم ازصلاحیت ایشان بود. این جرگه مشابه به جرگه سمیتی آریایی بود.
درمورد اسم کوݩټ Kũț که پسوند دراسم کنتار کوݩټ می باشد،باید گفت که کوݩټ در زبان نورستانی به برجهای دفاعی اطلاق می شود که درزمان قبل ازاسلام ،منحیث ضرورت، به خاطر حفظ امنیت ودفاع ازقریه، درتمام قرای نورستان وجود داشت. هریک ازین برجها یا شخصی بود ویا توسط گروپی ازاهالی قریه ویا دودمانی نگهداری و مراقبت می گردید.
گفته می شود که درداخل بعضی از این برج ها محلی برای اجرای مراسم دینی هم موجود بوده است ،ولی کوݩټ همیشه به حیث برج و موضع نظامی مطرح بوده ،هیچگاه وجهه دینی ومذهبی نداشته است.
برج های مذکور که یکی ازوظایفش مراقبت ازراه های ورودی به قریه ها بود، قد برافراشته احداث می گردید وازنگاه امنیتی به آن توجه بیشتر و دایمی مبذول می داشتند. دراینجا باید علاوه نمایم که درنورستان قبل ازاسلام دونوع معابد ویا محل نیایش وارایه نذور بود.
۱- دربیرون قرا . ۲- داخل قرا.
معابدی که دربیرون قرا موقعیت داشت ،به نام تاںTā̃ یاد می شدند که به نام ارباب الانواع مختلف در محلات مختلف قریه ها، موجود بود. درآنجا برعلاوه نیایش به رب النوع، با ذبح حیوان نذر نیزصورت می گرفت. من فکر می کنم کنتار یگانه و یا ازمحدود رب النوعی بوده است، که درداخل قریه و در داخل یک احاطه سرپوشیده ،برایش نیایش وعبادت صورت می گرفت.
لذا جهت ارجگذاری زیاد به رب النوع کنتار ،عبادتگاه اورا به جای اینکه خانه کنتار مسما سازند، کنتارکوݩټ یعنی برج کنتار ویا قلعه کنتار نامیده اند. به این ترتیب معبد او را از حد معمول وعام کشیده، از روی احترام، درمقام بالاتر، قرار داده اند.
کلیمبورگ با توجه به اسطوره دیموتا واعتقاد بی پایان مردم نیشیی گرام به الوهیت نامبرده، فکر می کند که مفکوره کنتارکوݩټ در ابتداد درهمان قریه به وجود آمده وبعد به قرای ږنچیگل وویگل انتقال یافته است. ( ۱۳)
این اشتباه دانشمند مذکور، درجامعه شناسی نورستان قبل ازاسلام است. زیرا قرار گفته موصوف دیموتا هشت نسل قبل از امروز درنیشیی گرام زنده گی داشته است ، اما کنتار به حیث رب النوع وکنتارکوݩټ به حیث یک نهاد معتبردینی واجتماعی ومحل برگزاری مراسم دینی واجتماعی،جزعقیده مذهبی قسمت اعظم مردم نورستان بوده است.
جنگهای واختلاف های داخلی اهالی دهات نورستان قبل ازاسلام سبب شده است که پدیده های اجتماعی وکلتوری ازیک قریه به قریه دیگر به مشکل انتقال و یا اصلاً نه نماید، بلکه کوشیده اند که پدیده های دینی وکلتوری خود را به حیث ارث نیاکان، حفظ نمایند.
امکان طرق و وسیله انتقال این پدیده فرهنگی نیز، خلاف نظرکلیمبورگ ،ضعیف است. اگرقبول کنیم این پدیده به دو قریه ږنچیگل وویگل ازقریه نیشیی گرام انتقال یافته باشد، پس این نهاد فرهنگی به قرای اښکوݩ گل وپارون ازکجا انتقال نموده است.
احترام به کنتار کوݩټ به حیث محل نیایش ،دعا خوانی وبرگزاری مجالس بزرگان قریه ،جز اصلی کلتور دیرینه مردم نورستان بوده است. مغلق بودن این نهاد دینی و اجتماعی وسیاسی از نگاه وظایف آن همان طور که کلیمبورگ خودش اعتراف می کند ،میرساند که نهاد مذکور جزکلتور وعقیده پارینه ودیرینه مردم نورستان می باشد. ازهمین سبب است که این نهاد درتمام قرای نورستان به حیث یک مرکز مهم دینی واجتماعی مطرح ومورد توجه، بوده است. درواقع این همان نهاد است که آریایی ها به نام سمیتی (شورای بزرګان) یاد می کردند.
ماخذ :
۱-schuyler jons, Nuristani Buildings, 1984,p.123
۲- //
۳- Max Klimburg, The kafirs of the Hinduk kush vol 1 , 1999,p. 360
۴- Linart Edelberg , Nuristani Buildings, 1984,p.119
۵- Max Klimburg,p.152
۶- L.Edelberg,p.119
۷- Edelberg, p.124
۸- m.Klimburg, p.124
۹- Karl yettmar, The Religion of the Hindu kush, 1986,p.115
۱۰- M.Klimburg. p.152, 172
۱۱ - //
۱۲- S.Jons,p124
۱۳- K.Yettmar , p115





