درطرز کندنکاری کلاسیک نورستانی در روی چوب، سمبول های مختلف ومتعددی نقش شده اند، که حاوی مفاهیم مختلف بوده است. به عبارت دیگر، برای مفاهیم مشخص اجتماعی ونظامی، سمبول های مشخص بوده است.گاهی هم مفاهیم اجتماعی ونظامی دریک سمبول گنجانیده شده است. درجامعه قبل از اسلام، طبقه نجبا محرک ومشوق محوری کندنکاری بوده اند.آنها هویت جنگجویی، مهمانی دهی ومقام مذهبی خود را، ازطریق نقش بستن سمبول ها ونماد ها، در دروازه ، ستون ها وتاقچۀ منازل شان، به رخ دیگران می کشیدند، وبه این طریق برازنده گی خود را بردیگران نمایان وبه اصطلاح، فخر می فروختند. البته تعجب آور نیست، زیرا این یکی از ممیزه های سالاران در تمام جوامع بشری بوده است.
دراین میان برای جنگجویان ورزمنده گان نامور، برعلاوه سمبول سپر (کېړه keṛa ) به شکل دایره، که به حیث بالا ترین سمبول ،اهدا می گردید، سمبول دیگری نیز بوده است، که ازنگاه رزمی وضیافت دهی، بسیار با اهمیت تلقی شده است. به عبارت دیگر، این سمبول دربرگیرنده هر دو مفاهیم مهم اجتماعی، یعنی رزمی وضیافت دهی، بوده است. این سمبول که به نام کنتار پڼاو(۱) ، کنتار پڼوک(۲) و گاهی هم به نام کیړه گوݩچه یاد شده است، در کندنکاری های سرتاسر نورستان، به مشاهده رسیده ، و در محلات مختلف، به نام های مختلف، یاد شده است.
سمبول کنتارپڼاو، آن گونه که در تصاویر ضمیمه دیده می شود،گاهی به تنهایی به مانند یک زنجیرۀ تاب خورده ترسیم شده است و گاهی نیز، سمبول دایره(کېړه) درمتن آن جا داده شده است.بعضا هم سمبول کنتارپڼاو که مجموعۀ از دایره و زنجیرۀ محاط می باشد، گفته می شود که بلند ترین و با اهمیت ترین سمبول برای جنگجویان ضیافت دهنده بوده است، که در سرتاسر نورستان قدیم شهرت داشت. سمبول مذکور که بیشترسمبول رزمجویی وجنگاوری بوده است، به نظر می رسد که در زمان نه چندان دور، درکلښوم، اښکوݩ گل وواما تراشیده شده باشد. ( مکس کلیمبورگ، کافرهای هندوکش،ص ۲۹۸)
دکتر مکس کلیمبورگ ضمن بیان مطلب فوق می نویسد: این موتیف ها که رنگا رنگ بوده وبا دیزاین خطوط با هم پیچیده ترسیم شده اند، احتمالاً جزقدیمی موتیف ها نبوده، بلکه درزمان نزدیک به مشرف شدن به اسلام، طرح شده اند.
وی در ادامه نوشته است : این موتیف غالباً درمناطق باشگل ومناطق غربی کته ها نیز بسیار مهم بوده ؛ جای که بسیار پراهمیت تلقی می شد. نقش یا سمبول مذکور دردرۀ کلښوم به نام کنتارپڼوک وملده پڼوک و درواما به نام گول مو پڼوکgol mu paṇok ،یاد شده است.
اصطلاح کنتار به معنای آسمان وگاهی هم به معنای رب النوع به کار برده شده است. کلیمبورگ نوشته است:
اصطلاح کنتار درمیان قبایل کته اشاره به آسمان دارد؛ چنانچه درکنتار کونټ می بینیم. این اصطلاح به یکی و یا به هردو معنا، یعنی آسمان و رب النوع، مستعمل بوده است. (کافرهای هندوکش، ص۲۹۹)
دوسمبول کنتار پڼاو که دریک مسجد بالا ده ویگل نقش شده است ، احتمالا ازمرحله انتقالی نمایندگی می کند. این نقش ونقشی که در واما دیده شده، یک موتیف جدید را نشان می دهند، که احتمالاً از دره باشگل وارد شده باشد. ( همان کتاب،ص ۲۵۳)
کنتارپڼوک یا کنتارپڼاو، سمبول اشرافیت بوده است. نام این سمبول درهنرکندنکاری اندک زمان قبل از اسلام درهنرکندنکاری واما داخل گردیده است . (همان کتاب، ص ۲۱۶) و درعین زمان، در اچڼو نیز این سمبول به شکل چهار کیړه کوچک، نشان داده شده است. (همانجا،ص۲۶۴) سمبول کنتارپڼاو از واما به ویگل راه یافته ونیز به مناطق نزدیک کته نشین کانتیوا، انتقال نموده است. (همانجا،ص ۲۶۱)
یکی ازسه پارچۀ توته شدۀ (ډل ḍal )، که درعقب مسجد پایین ده ویگل گذاشته شده است، سمبول کنتار پڼاو می باشد. این سمبول شایستگی شخص را درضیافت دهی و جنگجویی، نشان می دهد.
کلیمبورگ درجای دیگرمی نویسد : احتمالاً نام این سمبول با اهمیت را کته ها از ویگل یا واما گرفته باشند. همچنان این سمبول که به آسمان مرتبط دانسته می شود، نشان دهنده حمایت الهی از دارنده این سمبول، درهردو بخش، دارایی و رزمجویی، می باشد. چنانچه این سمبول درخانه های خانواده های با نفوذ جامعه کتۀ باشگل، ترسیم گردیده است.
این سمبول همچنان دردرۀ کلښوم و واما نیز برجسته ترین علامه یاسمبول جنگجویی به شمار رفته است . سمبول مذکور در ستون یک برنده در بالاده ویگل به گونه متبارز، نقش شده است. نقش مذکور در داخل یک دایره (کیړه) طوری نقش شده است که برحصه مرکزی آن حاکمیت دارد. این نقش شامل است بریک نقش بزرگ پڼاو، که توسط چهارسمبول کېړه که به نام گوݩچه gũča (بروت) یاد می شود، محاط گردیده است.
سه پارچه تخریب شده (ډل) که درعقب مسجد پایین ده ویگل گذاشته شده است، ترکیب جالبی را ارایه می دهد، که درجای دیگر دیده نشده است. شکل مذکور پنج کېړه را به نام گوݩچۀ (بروت)، نشان می دهد؛ ویا می توان ګفت، ترکیبی است از کیړه گوݩچه، که توسط پڼاو گوݩچه، احاطه شده است .
پڼاو گوݩچه به گونۀ نماد ویا سمبول اشرافیت و برازنده گی بوده است؛ که برای تشویق وترغیب جنگجویان طرح شده بود. همچنان شکل لوزی یا متساوی الاضلاع نشان دهنده قتل وقتال بوده است. سمبول بزرگی که در برخی از موتیف ها دیده می شود ودرمرکز کیړه گوݩچه قرار دارد، سمبول بزرگ جنگجویی بوده است.
معنای عنعنوی اصطلاح کنتار، به کافرهای کته برمی گردد، که نشان دهنده کشتار دشمنان توسط بزرگ مردان کته، میباشد. (کلیمبورگ، کافرهای هندوکش،ص۲۹۹)
داکترکلیمبورگ درجای دیګر می نویسد: این موتیف همچنان ازمحدود سمبول های مهم فرهنگ مردم کته می باشد که همکاری نزدیک زن وشوهر، یا خانواده را نشان می دهد. این سمبول درابتدا برای نخبه های اجتماعی درفرهنگ کته ها به میان آمده، به مرور زمان، به درۀ کلښوم وواما، انتقال یافته است. (همانجا،ص ۳۰۰)
طوریکه گفته شد این سمبول در سرتاسر نورستان با اشکال مختلف در دروازه ها ،ستون ها وسایر جای های مناسب دیده شده است، که نشان دهنده سرتاسری بودن این سمبول به حیث سمبول برازندۀ جنگجویی می باشد.
به قول محترم دگروال امان الله، این سمبول درمناطق ولسوالی های دوآب ومندول هم بوده است. با وجود انتظار وتلاش، من موفق نشدم تا نمونه های همچو سمبول های آن جا را به دست بیاورم.
این که کلیمبورگ ادعا نموده است این سمبول در زمان نزدیک به مشرف شدن اسلام در کلښوم وواما طرح شده است، درست به نظر نمی رسد. سرتاسری بودن این سمبول نشان دهنده این واقعیت میباشد، که سمبول یاد شده درجامعه ودرهنرکندنکاری نورستان، قدمت بیشتری داشته و درتمام مناطق نورستان بوده است. لذا مشکل است مشخص نمود که سمبول مذکور نخست درکجای نورستان طرح شده است.
در ذیل نقش های متنوع این سمبول را که در مناطق مختلف نورستان نقش گردیده ، وبه عنوان سمبول اشرافیت درسرتاسر نورستان قبل ازاسلام اعتبار داشته وحاوی مفاهیم جنگجویی وضیافت دهی بوده است ، ارایه گردیده است.
باید گفت که تصاویر آتی از کتب کافرهای هندوکش نوشته دکترمکس کلیمبورگ ، ونورستانی بلدنگز نوشته لینارت ایدلبرگ ، گرد آوری گردیده است.
توضیحات:
۱- کنتارپڼاوkantār paṇāw : معنای دقیق این کلمه روشن نیست. اما بودن کلمه کنتار دراسم کوݩټ که نام خانه مهم مذهبی واجتماعی درنورستان قبل از اسلام بود، و تقریباً درتمام قرای کلان وجود داشت، با اهمیت می باشد . به عقیده داکترمکس کلیمبورگ کنتار نام کدام رب النوع بوده است. همچنان موجودیت این کلمه درکلمات متعدد مفاهیم آسمان، جهان بالا، جهان لایتناهی را، هم میرساند.
2- پڼاوpaṇāw : این کلمه هم به گونه اسم وهم به گونه صفت استعمال شده است . این اسم گاهی به معنای رب النوع وگاهی به معنای جن زورآور در ادبیات وزبان نورستانی به کار رفته است. اما در اصطلاح به معنای سرآمد، سرآمد همه، بالاترو بهتر از دیگران، و برگزیده، استعمال شده است.
به این ترتیب (کنتارپناو) را باید بالاترین همه، والاترین ازهمه ، برازنده تر از دیگران،نخبه وکسی که
در جهان بالا سرآمد است، و یا برگزیده رب النوع، ترجمه نمود.
کارل یتمار درمورد پڼاو نوشته است ،هفت رب النوع برادربودند که با الهه دیزانی پیوند داشند. (مذاهب هندوکش ،ج۱ ، ۱۵۴) اما دکتر کلیمبورگ به نقل از مورگنسترن می نویسد که پڼاو ازکلمه پنداواpandava سانسکریت گرفته شده که به معنای پنج پسرپندو می باشد. (کافرهای هندوکش، ج ۱،ص۱۴۰)
3- پڼوک paṇok: این کلمه ازنگاه لغوی به معنای علامه، نشان، مدال، سمبول و نشانه می باشد. لذا (کنتارپڼوک) را باید ازنگاه اصطلاحی، مدال، نشان رب النوع وبالاخره ،نشان نجابت واشرافیت، ترجمه کرد.

سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok
سمبول کنتار پڼاو- کنتار پڼوک درطرز کندنکاری نورستانی kantār paṇāw, kantār paṇok