ښیل یا شل ،نیزه یا گرز یکی از وسایل حربی کهن زمان است که درمیان تمام قبایل آریایی ،تقریبا به عین نام یاد شده وتا امروز در فرهنگ وزبان اکثر مردم کشورما ،باقی مانده است.

ښیل یکی ازوسایل جنگی نورستان قدیم نیز بود، که در جنگ های تن به تن وبرای محو اهداف نزدیک استفاده می گردید .این وسیله به شکل دانگ بوده در قسمت فوقانی نوک چوب دراز ،نوک فلزی یا تیر فلزی که اندازه آن بزرگتر از تیر ،کمان بود نصب گردیده وبه واسطه تاری که ازپوست یک نوع نبات ساخته می شد وبه نام جی jEEیاد میشد ،محکم بسته می کردند.

وسایل جنگی نورستانیها ی قدیم اکثرا ساده ومحدودبوده وشامل بود بر : شمشیر ،تیروکمان ،ښیل یعنی نیزه وقمه یا کتره . (۱) ښیل یا نیزه در حدود بیش از یک ونیم تا دو متر طول داشته، نوک فلزی آن در وقت ضرورت با زهر مارزهری ساخته می شد . ښیل ساختمان ساده داشته برای اهداف مشخص ، هم به حیث وسیله دفاعی وهم به حیث وسیله تعرضی استفاده میگردید .

نیزه یک آله حربی و جنگی شناخته شده قدیمی بوده واز زمانه های دور به اینطرف از طرف انسانها درمحاربات کاربرد داشته است .آریاییهادر نبرد های شان از تیر وکمان ، نیزه ،قمه ،تبر و فلخمان اتفاده می نمودند. درتاریخ قدیم نیزه به نام گرز یادشده است.

 مرحوم احمد علی کهزاد در معرفی گرز نوشته است :قدیمی ترین سلاح تعرضی گرزبود که صورت ابتدایی آن به شکل دانگ چوبی بود گره دارکه تعضی اوقات برای زیاد ساختن وزن به آن پارچه های فلزراهم نصب میکردند.یک نوع گرز کوچک دیگر هم داشتند که معمولا آنرا به کمر می بستند وآنرا بر دشمن برتاب میکردند .این گرزمعمولا تیغه های نیز داشت که انرا میخکوب میکردند . اوستا آنرا خطرناکترین تمام اسلحه قلمداد کرده است،این سلاح مخصوص میترا رب النوع آفتاب بوده و آنرا وزره Vazra میگفتند که معادل آن در سانسکریت Vajra است و پهلوان معروف کابلی یا سیستانی کرسسپه Karsaspa این سلاح را همیشه با خود داشت .

پهلوانان دوره اوستایی کشور یکنوع نیزه های کوچکی نیز داشتند ،که نسبت به تیر بزرگتر بود وبه قوت بازو بر دشمن پرتاب می شد و معمولا یک پهلوان سی عدد آنرا با خود میداشت . همانطوریکه شدت تیر به قوت انعطاف کمان تعلق بیشتر داشت،تیزی رفتار واصابت این نیزه ها ،مربوط به قوت بازو و مهارت انداخت پهلوان بود .نیزه ها را نوک تیز و طویل می ساختند. (۲)

طوریکه قبلا گفته شد ،نیزه یا گرز از سلاح آریاییها بوده ،این اسلحه ونام آن در میان قبایل مختلف آریایی فعلا هم موجو د میباشد .مرحوم عبدالشکور رشاد درین رابطه نوشته است : کلمه شل Shel که در فرهنگ های فارسی به کسره اول آمده است، معنی اش را چنین نگاشته اند : شل نیزه کوچی را گویند که آنرا گاهی دوپره وگاهی سه پره نیز سازند .ده پانزده آنرا بگیرند ویک یک آنرا به جانب خصم پرتاب کنند .

وی علاوه کرده است : شل کلمه ایست که در سراپای تاریخ بیهقی به آن بر میخوریم .چنانجه ابوالفضل گوید :تیر وشل و شمشیر در ... نهادند وی بسیار کوشید اخر بکشتند .

ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی معروف به فرخی شاعر دربار غزنه تقریبا هزار سال قبل گفته بود :

به گونه شل افغانیان دوپره وتیز چو دسته دسته بهم تیرهای بی سوفار

همچنان دوصد سال بعد از فرخی ، مبارکشاه یکی از نویسندگان نامی غزنه نوشت :شل وژوبین سلاح افغانان و هندوان است .کسانی که هم تیغ دارند هم شل وژوبین که چو بیندازند اگر کاری نیاید به شمشیر جنگ کنند .

مرحوم رشاد در ادامه به نقل از مرحوم حبیبی نوشته است :شل و شلگی درپشتو نیزه را گویند واین نیزه ها را در شلگرغزنی می ساختند .چنانچه سلطان محمود غزنوی به قبیله اندړکه در نیزه زنی وشل افگنی نام آور بودند،شل افگن لقب داد وباگذشت زمان خطه شان شلگر نام گرفت .(۳)

پوهاند دکتور حسین یمین درین رابطه نوشته است: واژه شل وتیر در تاریخ بیهقی با هم یکجا به گونه تیر وشل ودر آداب الحرب والشجاعه مبارکشاه واژه ژوبین با آن به هم یکجا به گونه شل و ژوبین استعمال شده است .البته شلگری از توابع قلات نیز میتواندهمین گونه ریشه یابی گردد. اما درمورد ریشه اسم شلگره یا شولگره ولایت بلخ، پوهاند یمین دلیل دیگری را ارایه نموده مینویسد : واژه شول میتواند شکل متحول سول ،ژول، زور باشد که به معنای ایزد مهر میباشد وهم جز دوم " گروگری" شاید هم همان "گیر" اوستایی وسانسکریت و "گر"بعدی به معنای کوه باشد و مجموعه" شلگر" کوه مهر و کوه معبد مهر میتواند با شد ،به ویژه شولگره در توابع بلخ بزرگ همین معنا را میرساند.(۴)

در هر دو صورت ښیل اسلحه قدیمی بوده در میان قبایل مختلف آریایی کشور طرف استعمالبودهوبه نام های شبیه به همیاد شده است که نشاندهنده قدامت اینوسیله واسم آن میباشد.

مرحوم رشاد نوشته است :کلمه شل در زبان هندی نیز به شکل شول Sul موجود بوده وبا (واو)معروف خوانده میشود .همچنان در یکی ازپراکریت های هندی این کله به فتحه اول یعنی شل Sal نیز آمده است . در روایات مذهبی اهل هنود (تری سول)سلاحی است که رب النوع ویرانی (مهادیو شیوا)آنرا باخود میداشت .ابوریحان البیرونی دانشمند دربارغزنه وعبدالحی گردیزی مورخ غزنه ازین سلاح سه پره دربت وتصویر مهادیو ذکر کرده اند . چون نیزه مهادیو سه نوک داشت لذا موحوم رشاد این نتیجه را میگیرد ،که سول (شل ) به معنی پره می باشد .

وی نتیجه گیری کرده نوشته است :نیزه کوچکی را که پهلوانان باستانی ، سوی حریف می افگندند مجازا آنرا شل وشلگی می گفتند . (۵)

با بررسی فوق به این نتیجه میرسیم که کلمات ښیل زبان نورستانی،شل زبان پښتو ،سول زبان هندی و شل در زبان دری ریشه مشترک داشته ،وعین شی را معرفی میکنند .با توجه به موجودیت این کلمه درچهار زبان آریایی ،میتوان چنین گفت که ښیل ،شل و سول ریشه مشترک داشته ،زادگاه آنرا باید در خانه مشترک آریایی ها ،ومحل پرورش آنرا ،آغوش زبان مشترک آریایی قرار داد .

ماخذ :

۱-سمیع الله تازه . ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان . ص ۱۴۴

۲-احمد علی کهزاد . تاریخ افغانشتان ج ۱ ص ۳۳۰

۳-پوهاند عبدالشکور رشاد . مجله ادب شماره ۳و۴ سال ۱۳۴۹ ص۸۹

۴-پوهاند دکتور حسین یمین . مجله هموطن . شماره حمل – جوزا سال ۱۳۸۵

۵-پوهاند رشاد . مجله ادب . شماره ۳و۴ سال ۱۳۴۹ را به ج آ