کلمات گرءام وگرام با دو تلفظ ، به معنای قریه ،درزبان نورستانی ،وسیعاً موجودمی باشد .به یقین این کلمه درزبانهای مختلف آریایی از زمانه های دور طرف استعمال بوده است،اما با به شهرت رسیدن شهر بگرام به حیث مرکز کاپیسا یا پاراپامیزاد، وتبدیل شدن آن شهر به مرکز سیاست ،نظام وهنردر دوران کوشانیا ن،نه تنها اسم وشهر بگرام به شهرت رسید ،بلکه کلمه (گرام) نیز طرف توجه محققین قرار گرفته وبه ریشه یابی این اسم پرداخته اند.
داکترحسین یمین به نقل از مرحوم کهزاد نوشته است : بگرام درعهد شاهان یونانو- باختر شهری با عظمت وآبادان بوده، پایتخت آنان را درجنوب هندوکش وکابلستان تشکیل میداد؛اما دورۀ شکوه وعظمت آن با ورود کوشانیان ،خاصتا ًدرعهد کنشکا بوده است . همچنان درعصر یفتلی ها وکیداری ها تا اواخر سده هفتم میلادی، مرکزیت خود را ازدست نداده ،وبه نام کاپیسا مقر سلطنتی بوده ،ساحه آن تا تکسیلا امتداد داشته است. بگرام درزمانه های مختلف به نام های کی- پن ،جایا پورا،نیکایا،کاپیساوبگرام یاد شده است، که زمانی حاکم نشین ،مدتی مرکز ولایت وبیشتر ازششصد سال ،تا زمان انتشار دین مقدس اسلام ، پایتخت شاهی وامپراتوری آریانا محسوب میشد .(۱)
اولین کسی که نام کاپیسا را به ما میرساند، پانی نی عالم گرامرزبان سانسکریت است که درقرن چهار ق م درحوالی پشاور زندگی می کرد .او از شراب کا پیسا تعریف کرده است. او همعصر هیرودوت پدر تاریخ بوده است. به این ترتیب پیش از آمدن سکندرمقدونی به کشورما ،شهرکاپیسا درجای که امروز خرابه های بگرام واقع است ،بوده است که اهالی این شهر درقرن چهار ق م دربرابر سیروس هخامنشی مقاومت سخت کرده بودند.
مرحوم کهزاد به نقل از مسیو فوشه شرق شناس فرانسوی نوشته است: ازپانی نی تا هیوان تسنگ چینی یعنی از قرن چهار ق م تا قرن هفت مسیحی ،درطول هزارسال پیش از عهد اسلامی ،ازکاپیسا نام برده شده است. این نام درسکه های شاهان یونانی جنوب هندوکش نیزذکرشده است .
حفریات گیرشمن دانشمند فرانسوی درسالهای ۱۹۴۱-۱۹۴۲ م که درخرابه های بگرام به عمل آورد ، نشان داد که در دوره تعالی سلطنت یونانو- باختر درنیمه اول قرن دوم ق م ،شهری دراینجا بنا یافته بود که میتوان آن را شهریونانی کاپیساخواند .(۲)
خرابه های بگرام را موسیو هاکن به نام شهرجدید شاهی یاد کرده است که به عقیده گیرشمن ،اساس آن درنیمه اول قرن 2 ق م گذاشته شده است. بعد از آن که کوشانیهای بزرگ این شهر را در آغاز عهد مسیح ازیونانی ها گرفتند، پایتخت تابستانی خود ساختند وتا قرن هفت مسیحی یعنی تا آغاز عهد اسلامی به همان نام مشهور بود .(۳)
منبسط ترین خرابه ی که به وجود شهری دلالت میکند،خرابه های بگرام است. این خرابۀ مهم درطول تاریخ باستان فقط به نام کاپیسا یاد شده ،وبگرام با اینکه نامی است قدیمی ،ولی انتساب آن به این نقطه ، تازه گی دارد.(۴ )
شهرت شهر بگرام مورخین را برآن داشت تا روی ریشه ومعنای کلمه بگرام فکرکنند.کپتان کننگهم انگلیس درکتاب (جغرافیای قدیم هند) می نویسد: نام بگرام اصلاً ویگرام است که (گرام) درسانسکریت شهر معنا می دهد .حرف (وی) درجلو کلمه ګرام ،حرف تعریف است، که شهر را خصوصیت وافضلیت می دهد و معنای کلمه مرکبه (ویگرام ) شهر مهم ،مرکز و پایتخت می شود.(۵)
اگربه خط وسیر کوچ آریائیها دیده شود، درمسیرکوچ ازجنوب هندوکش تا آنطرف تنگه خیبر، این نام درچهار محل هنوز هم موجود است. درکاپیسا ،کابل ،ننگرهار ودرخیبرپښتونخوا . این امرنشان می دهد که کلمه گرام مربوط زبان آریائی مشترک یا مادر بوده ونام های محلات مذکور را نیز، آریائیها گذاشته اند.
محققین نوشته اند : دراسم بگرام که متشکل ازدوکلمه (بگ) و(گرام)می باشد ،(بغ ) یا (بگ) را به معنای بزرگ، ایزد ونجیب می دانند ؛ وگرام در تشکیلات اداری آریائیان بر یک حوزه جغرافیایی اطلاق می شد که چندین (گوشتی)یا قبیله را در برمیگرفت، وآن خود مرکب از چندین (گوترا) یا خانواده بوده است. پس بگرام به معنای شهر بزرگ و شهر یزدان، پنداشته شده است.(۶)
ابراهیم پورداوود اوستا شناس درزمینه نوشته است: (بغ) به معنای خدا و ایزد است ونیز به معنای برخ،بهره وبخش می باشد . چنانچه (بگ) درگاتها به معنای اخیر،یعنی بهره وبخش آمده است . درسایر قسمت های اوستا ،(بغ) گاهی به معنای ایزد وگاهی به معنای برخ وبهره است. (۷) که درصورت اول بگرام به مفهوم شهر خدا یا شهرمقدس ودر صورت دوم ،به مفهوم برخی از شهر یا حصه ی ازشهر می باشد .
ازنظرفوق چنان برمی آید که اسم بگرام درابتدا به شکل( بگ گرام) بوده است که به اساس تحول زبانی ، ویا جهت گریز ازثقلت ادای اسم مذکور ،حرف( گ) کلمۀ (بگ )حذف و حرف (ب)به حیث پیشوند باکلمه گرام پیوند خورده است، که به این ترتیب کلمۀ (گرام ) کلمۀ محوری یا اساسی حفظ شده است.
مورخ نامدارکشور مرحوم احمد علی کهزاد در ریشه یابی کلمه گرام نوشته است: در مراتب حیات اجتماعی آریایی، بعد از خانواده، عشیره می آید، وکلمه گوترای آریایی را ،می توان در مقابل عشیره قرار داد.
معنای لفظی کلمه گوترا، محل حفاظت ونگهداری گاو است. معلوم می شود خانواده های که برای نگهداری گاوهای خود یک آغیل مشترک داشتند،جز یک عشیره بودند. چون در مراتب اولی حیات آریایی مالداری رول مهم بازی میکرد، ومعیار دارایی آنها به تعداد حیوانات بسته بود، طبیعی است که در تقسیمات اجتماعی آنها نیزدخالت زیاد داشت و آغیل مشترک، عامل تشکل عشیره گردیده بود.
به همینگونه ،خانواده های متعددی که یک گوترا یعنی آغیل مشترک داشتند ،چراگاه مشترک را نیز مالک بودند، که آنرا گوشتا Goshta یا وراجا Vraja می گفتند. خانواده هاوعشیرۀ که یک گوشتا یعنی چراگاه مشترک داشتند، به نام گوشتی یاد می شدند .پس میتوان گفت که گوترا از چند خانواده وگوشتی که آن راعشیرۀ بزرگتر ترجمه میکنیم، ازچند گوترا یاعشیره تشکیل شده بود.ازاجتماع چند گوشتی یک گرامه تشکیل می شد.معنای لفظی گرامه، مجموعه یا تجمع است.
کهزاد در ادامه می نویسد: زیمر المانی گرامه را عشیره ترجمه کرده از نگاه مراتب حیات اجتماعی آن را بین خانواده وقبیله قرار میدهد . حیات اولیه آریائیها که بیشتر جنبه مالداری وکوچگری داشت، در مهاجرت های خود یک (گرامه) که مرکب ازمجموعه چندین گوشتی یا عشیره بزرگ بود، تحت نظارت یک سرکرده حرکت می کردند.وقتی که آریایی ها در کدام نقطه متوقف وبه زراعت مشغول می شدند، قریه را تشکیل میدادند ، آن را گرامه می گفتند.چنانچه این کلمه به کمال وضوح تا امروز درزبان هاینورستانی حفظ گردیده وتقریبا نام های اکثر قریه جات آنها به کلمه (گرام )ختم میشود.(۸)
کلمات گرءام (۹) Gřam وگرام Grām به معنای قریه وده ،درزبان نورستانی موجود بوده وزمینه کار برد وسیع دارد.این کلمه به اشکال ترکیبی و مستقل موجود است. صرف در دواسم خاص کام بگرءام Kām bagřam به معنای قریه کام وبگرءام اټال Bagřam aţāl به معنای قریه سرکوه،با پیشوند حرف (ب)،به شکل اسم خاص آمده است؛ اما کلمه گرءام به شکل مرکب با کلمات دیگر زیاد موجود است.مانند: کته گرءام، پرایگرءام، پڅیگرءام ، کښتاگرءام، سمریگرءام، بگل گرءام، مریا گرءام،درمناطق شرق نورستان، وبه اشکال نیشی گرام ،اوگرام،بښټی گرام(شاید بگښټی گرام یا بگښټ گرام)درمناطق مرکزی نورستان ،اوړی گرام، نټی گرام ،کولیگرام وغیره درولایت کنر وکاڼیګرام دروزیرستان هنوزهم موجود می باشد.
جورج رابرتسن که درسال ۱۸۹۰ م ازنورستان قبل ازاسلام بازدید نموده، نیزنوشته است:نام اکثر قرای نورستان باکلمه گرءام پایان می یابد.مانند: کښتاگرءام ، پښکی گرءام ، څڅوم گرءام، کشتکی گرءام ،ډیوه گرءام ، ښټوی گرءام وغیره. (۱۰)
همچنان درزبان نورستانی کلمه ویگرءام Vigřamهم داریم که به معنای همشهری یا هم قریه می باشد.
همچنان باترکیب کلمه گرءام با کلمات واسمای دیگر ،می توانیم اسمای متعدد جدید بسازیم. مانند اور بگرءام ،یعنی قریه بالا ، ویربگرءام، قریه پائین وغیره.
امروز ما درولایات نورستان وکنر محلات ومناطقی داریم که از اسم قدیمی آنها به مرورزمان حرف(ر) که در وسط کلمه گرام موقعیت دارد ،حذف گردیده وبه شکل (گام) باقی مانده است که به شکل ترکیبی با دیگر کلمات به کار برده می شود،مانند: تریگام،که شکل اصلی این اسم تری گرءام یا تری گرام یعنی سه قریه می باشد .همچنان اسم نیشه گام که شکل اصلی آن نیشه ں گرءام به معنای قریه ی که درهمواری قراردارد ، دانگام که شکل اصلی آن داگرءام است ،به معنای قریه کوهی. قرای دیگری مانند : بارګام ، شینی گام ،ستگام، کاگه گام، نیز درولایت کنر موقعیت دارند. اسمای قرای مذکور، واضحاً ریشه نورستانی دارند .
علاوتاً در زبان نورستانی کلمات گرءم Gřam وگرم Grám هم داریم که مفهوم مالکیت مشترک یا جمعی ویا عامه را بیان می کند. مانند: گرم تاں ̃Grám Tā به معنای عبادت گاه مشترک یا عامه،گرم دا Grám Dā کوه مشترک وگرم اما Grám Amā خانه مشترک یا عامه ، که درزمان قبل از اسلام دراین گونه خانه ها،محافل ،مجالس ومراسم رسمی ومذهبی برگزار میگردید .
هرگاه کلمه گرام با کلمه دیگر پیوست ویکجا گردد، یک اسم به دست می آید که در آن اسم یا کلمه گرءام و گرام حالت مضاف را به خود میگیرد. مانند پڅي گرءام،قریۀ که کس نه پسندیده، بگل گرءام ،قریۀ قول ،نیشيی گرام ،قریۀ مردم نیشیی وغیره .
ویس یاویسه که به معنای قریه ،ده،شهرک وناحیه است. در دوره اوستایی نیز واژه (گرامه) و (ویسه) در تقسیمات ولایات بخشهای ویژه ی را احتوامیکرده است.(۱۱)
تحقیق روی کلمه گرام در زبان نورستانی وسانسکریت نشان میدهد که این کلمه ،باقی مانده از زبانهای آریائی بوده وقدمت بیشترینه را دارد. اما اینکه حرف (ب) بحیث پیشوند در اسم بگرام ،چه وقت وبه چه معنا ومفهوم پیوند خورده است ،ویا این که کلمه بگرام یک کلمه واحدبوده است، به تحقیق بیشتر نیار دارد. زیرا موجودیت وسیع کلمات گرءام، گرام ودیش در زبان نورستانی با توجه به قدمت تاریخی این زبان ، گمان میرود که ریشه این کلمه فراتر از عصرسانسکریت ،در وادیی تاریخ مشترک آریایی ها پیش میرود.
می بینیم که هرسه کلمه گرءام، گرام ودیش به معنای قریه، همانگونه که چند هزار سال قبل میان قبایل آریائی مورد استعمال بود، امروز هم درفرهنگ وزبان نورستانی به کار برده میشود
درموجودیت وسیع کلمات گرءام وگرام درزبان نورستانی اکنون میخواهم قدمت تاریخی این کلمه را به استناد قدمت زبان نورستانی جستجو نمایم.
فوسمن Fussman استاد پوهنتون سوربن فرانسه نوشته است: ریشه زبانهای نورستانیان به زبان پیشقراولان مهاجم هند وآریایی ، به یک مرحله بعدی حتی پیشتراز سانسکریت وویدا میرسد ....میتوان فرض کرد که مذهب آنان نیز مانند زبانهای شان از بسا جهات ،به زمانهای پیش از ویدایی میرسد.(۱۲)
مورگنسترن زبانشناس معروف نارویژی درصنف بندی زبان اندوآریانی(اندوایرانی) ، به زبانهای نورستانی جایگاه خاصی قایل گردیده ،نوشته است: ویژه گیهای بسیار کهن زبان اندوآریانی در سیستم آوایی و درعده ی ازکلمات کلیدی زبانهای نورستانی هنوز دیده می شود. بناءً مورگنسترن، این زبانها را گروپ مستقل فامیل زبانهای اندوآریانی واندوآریایی می داند.
موصوف درفرضیه دیگرنوشته است : زبانهای نورستانی،باید در نزدیکی مرکززبان اندوآریانی ویا آریایی مادر،قرار داده شوند،که یک زمان درجایی از اسیای مرکزی، وجود داشت. زبانهای نورستانی شاید قبل از آنکه زبان اندوآریانی مرکزی به زبانهای آریانی واندوآریایی تقسیم گردد، اززبان مادربه وجود آمده است.لذا زبان نورستانی، شاخه سوم زبان اندواریانی می باشد ؛ویا اینکه این زبانها بعد از جدا شدن زبان اندوآریایی اززبان اندو آریانی، بسیارزود اززبان اندوآریایی به وجود آمده اند .(۱۳)
هند شناس معروف جورج بودروس از استدلال مورگنسترن حمایت نموده اظهار میدارد،که زبان نورستانی شاید حاوی آخرین بقایای زبان قدیمی اندوآریایی باشد، که درآن باقی است ،زبانی که درزمان قبل از ویدی ،ازلهجه قدیمی هندی جداشده ،وویژه گیهای متعدد کهن راحفظ نموده است، که درزبان های دیگر هندی دیده نمی شود.(۱۴)
داکترخلیل الله اورمړامر دیپارتمنت زبانهای باستانی مرکز زبان وادبیات دراکادمی علوم افغانستان به استناد تحقیقات جدید در رابطه به مهاجرت آریائیهای باختر، نوشته است: حوزه باختر چهاربارمیزبان مهاجرت ها بوده است که دانشمندان به استثنای بعضی موارد، به این چهارمرحله مهاجرت ،با هم توافق دارند. اومهاجرت اجداد نورستانیها را درمرحله اول ،یعنی از۱۸۰۰-۱۴۰۰ ق م قرارمیدهد. (۱۵)
باتوجه به نظرات مورگنسترن،بودروس وفوسمن زبانشناسان معروف درمورد ریشه زبان نورستانی، به این نتیجه میرسیم، که قدمت این زبان ، حداقل به چهارهزارتا چهارهزارو پنجصد سال قبل از امروز برمی گردد.
پس با اطمینان میتوان گفت که کلمات گرءام وگرام نیز ریشه در زبان قبل از ویدی واوستا یعنی درزبان مشترکی که در حیات مشترک آریاییها(آرین) دربلخ ویا شاید قبل از آن صحبت می شد،دارد
نتیجه :
۱- معلوم می شود که کلمه گرءام و گرام به معنای قریه وده ،یک کلمه اصیل زبان آریایی بوده وحرف (ب) که خلص شده کلمه (بگ) می باشد ،بعداً به آن وصل گردیده ،به اسم ویا کلمه گرام ،صفت بخشیده است .به این ترتیب کلمه گرام ،بیش از چهار هزار وپنجصد سال قدمت دارد.
۲-اگرقبول کنیم که حرف (ب) دراسم بگرام کاپیسا ،به مناسب توصیف آن شهرمهم سیاسی ونظامی بعدا ًعلاوه گردیده است، با بودن اسمای مانند کام بگرءام وبگرءام اټال درنورستان قبل از اسلام ،بگرامی درکابل ،به نوشته بابر، بگرام درمنطقه کوره کتری (کان وکترغی امروزننگرها (۱۶) بیچگرام یا پیچگرام (۱۷) درننگرهار(که امروز به نام پچیر واگام یا دمی شود) وبازهم به نوشته بابر، بیگرام (۱۸) ، به نوشته تاریخ فرشته بټنی گرام(۱۹)، وبټ گرام کنونی درمربوطه پشاور، به این باورقوت می بخشد که کلمه یا اسم گرام ،یک کلمه واحدکهن زبان آریایی می باشد،که آریائیها درهنگام سکونت ویا درهنگام کوچ ،این نامها را از کاپیسا تا پشاوردرمناطق مختلف ،ازخود به یادگار گذاشته اند.
\*\*\*
مأخذ :
۱- دوکتور حسین یمین . مجله تحقیقات کوشانی، شماره ششم سال ۱۳۸۶
۲-احمدعلی کهزاد، افغانستان درپرتوتاریخ ، ص۱۶۹
۳-همان کتاب ، ص ۱۷۰
۴-همان کتاب، ص۱۶۸
۵-احمدعلی کهزاد . بگرام ، کابل ۱۳۸۵ ص ۲
۶- دوکتور حسین یمین ، مجله تحقیقات کوشانی، شماره ششم سال ۱۳۸۶
۷-ابراهیم پورداوود، یشت ها ، ج۲ ص۲۴۵، تهران ۱۳۷۷
۸-احمدعلی کهزاد ، تاریخ افغانستان ج ۱، کابل ۱۳۲۵ ، ص ۱۱۷و۱۱۹
۹- درکلمه یااسم گرءام حرف(رء)که یکی ازحروف اصلی زبان نورستانی است،به مانند حرف( آر )انگلیسی تلفظ می شود.
۱۰- جورج رابرتسن ،کافرهای هندوکش ، لاهور ۲۰۰۱ ، ص ۸۰
۱۱- دوکتوریمین، تحقیقات کوشانی، شماره ششم ۱۳۸۶
۱۲-احمدعلی معتمدی ، مذهب قدیم نورستان ، کابل ۱۳۷۰ ص ۱۶۱
۱۳- ماکس کلیمبورگ ،کافرهای هندوکش ج۱، شتوتگارت المان ۱۹۹۹ ص ۵۸
۱۴- ماکس کلیمبورگ ، کافرهای هندوکش ج ۱ ، ص ۵۸ . همچنان دیده شود:زبانهای داردیک و نورستانی ، ترجمه جان محمد نورستانی، کابل ۱۳۶۴ ،ص ۲
۱۵- داکترخلیل الله اورمړ، کابل مجله ، دآریایی قبایلو مهاجرت ، شماره۱۰-۱۲ سال ۱۳۸۷
۱۶- بابرنامه ، ترجمه دوکتور شفیقه یارقین ، کابل ۱۳۸۶ ،ص ۶۴ و۲۵۰
۱۷- همان کتاب ، ص ۲۲۵
۱۸- همان کتاب ،ص ۲۴۰ و ۲۴۱
۱۹- تاریخ فرشته ص ۸۰


