جغرافیا :

نورستان امروزدرگوشه شمال شرق کشور بین ۳۴ و۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض البلد شمالی وبین ۷۰و ۷۱ درجه و ۳۰ دقیقه طول البلد شرقی واقع بوده ودارای مساحت ۵۰۰۰ میل مربع می باشد.(مجله کابل، شماره ۶۷ و۶۸ ،سال ۱۳۱۵)

احمدعلی معتمدی نوشته است: نورستان بین ۳۵ و۳۶ درجه عرض البلد شمالی و بین ۷۰ و۷۲ درجه طول البلد شرق واقع بو ده، مساحت آن حدود ۱۰۵۰۰ کیلومترمربع می باشد.( مذهب قدیم نورستان،ص۹)

محمد اکبرشورماچ وسعت جغرافیای نورستان را بیش از ۱۷۰۰۰ کیلومترمربع وانمود نموده است.(نورستان درگستره تاریخ،ص۴۱)درحالی که یک نویسنده المانی مساحت نورستان را ۱۲۵۰۰ کیلو مترمربع نشان داده است.(مجله آریانا،شماره۴ ،سال ۱۳۳۷)

درنقشه معلوماتی به نام افغانستان ،که ازسوی اداره عمومی جیودیزی وکارتوگرافی افغانستان چاپ ونشرشده است، موقعیت جغرافیایی نورستان را بین ۹۱،۳۴ و ۰۴، ۳۶ عرض البلد و بین ۹۱، ۶۹ و ۶۲، ۷۱ طول البلد نشان داده و مساحت این ولایت را ۷۴، ۹۲۶۶ کیلومترمربع نوشته است، که غالباً به حیث ارقام رسمی ، دقیق تر از سایرمعلومات می باشد.

ولایت نورستان ازطرف شرق باچترال پاکستان، به طرف شمال با ولایت بدخشان، به طرف غرب با ولایت پنجشیر، وازطرف جنوب با ولایات کنرولغمان سرحد دارد.

ولایت نورستان که به شدت کوهستانی می باشد، از سه دره بزرگ وبه صدها دره کوچک متشکل می باشد. دره بزرگی که درشرق قراردارد، طبق نقشه معلوماتی افغانستان، با پاکستان به طول ۲۵، ۹۸ کیلومترسرحد دارد. این دره درگذشته به نام لنډی سین،نورستانی شرقی، وازسوی خارجی ها به نام باشگل یاد شده است،که ازبریکوت تانشیب های جنوب بدخشان امتداد دارد. درین دره ولسوالی های کامدیش وبرگمټال(بگرءام اټال) موقعیت داشته، قبایل کام، کته ،موما و کښتا ،حیات دارند.

دره بزرگ دیگری که دربخش مرکزی نورستان قرار دارد و درآن جا درعموم اهالی کلښه زنده گی دارند وبه نام کلښوم یا نورستان مرکزی یاد میشود،قبایل تریگمه ،کلښه(وای)، وامایی، اښکوﮞ، پرسون (پارونی)،کته وپشه یی حیات به سرمی برند. درین دره ولسوالی های وانت- وایگل، واما و پارون مرکز ولایت نورستان، موقعیت دارند. این دره ازولسوالی وانت تا نشیب های جنوبی بدخشان وانتهای بالایی قریه ښټوی پارون، وسعت دارد.

در دره غربی نورستان که به نام نورستان غربی یا رءمگل یاد می شود،قبایل کته، کلښه وپشه یی سکونت دارند . این دره ازشمال ولسوالی الینگار ولایت لغمان تا شرق ولایت پنجشیر وسعت دارد. درین بخش جغرافیایی ولسوالی های منډول،دوآب و نورگرام موقعیت دارند.

نامگذاری ها به نورستان شرقی ،مرکزی وغربی ،قبلاً به دلیل شناخت بهترساحات جغرافیایی منطقه صورت گرفته است، که این دره ها هنوز ازطریق ولایت لغمان وکنر اداره می شدند.

یک هیات المانی درسال ۱۸۳۵ م به نورستان سفر نموده وضع جغرافیایی نورستان را این گونه تشریح نموده است. دروسط کوه ها عظیم الشان هندوکش، دره طولانی مشاهده می شود که ازسمت جنوب رخ آ ن به طرف چترال باز می شود. درحوزه فوقانی آن چترال وخاک هند موقعیت دارد، بعداً درخاک افغانستان سه دره کوتاه دیگری دیده می شود که عبارت اند ار دره باشگل ، دره پیچ (کلښوم) ورءمگل که رخ آنها نیز به طرف جنوب بوده وسرزمین نورستان را تشکیل می دهند.( مجله کابل، شماره ۷۶ ،سال ۱۳۱۶)

دره های نورستان چنان تنگ وباریک اند که گویی با زور تبر درکوهستان تراشیده شده اند، ومی توان دالان سنگی نام گذاشت. عرض دره ها بسیار کم، نشیب آنها ازشمال به جنوب بوده ، درارتفاع ۴۰۰۰ متری از تعداد درخت ها کا سته شده، صرف بید زیاد به مشاهده رسیده، وبربته ها افزود می گردد.(تمدن ایرانی، عیسی بهنام،تهران ۱۳۳۷،ص ۳۳۹- ۳۴۰)

نورستان که درجنوب هندوکش شرقی قرار دارد،درنشیبی های شمالی وجنوبی تاارتفاعات ۳۶۰۰ متر ازسطح بحر حیات به نظرمی خورد. درهندوکش شرقی از ارتفاع ۴۰۰۰ متر تا قلل مرتفع هندوکش شرقی جنگلات وجود ندارند. در دره های تنگ گیاه های متنوع و درختان پست قامت دیده می شوند. این دره ها ازطریق کوتل ها باهم ونیزبامناطق همجوار مانند چترال وپنجشیر وبدخشان وصل گردیده اند. (سمیع الله تازه ، ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان،ص ۱۲،کابل ۱۳۶۷ )

مناطق نورستان شامل اقلیم مدیترانه،مونسونی والپاین تندرا (۲۵۰۰- ۳۰۰۰ متر) وکوهستانی ( تا ۳۰۰۰ متر وبالاتراز آن) اند. مطابق اقلیم مدیترانه یی درارتفاعات بلند تراز ۹۰۰ متر عموماً برفباری صورت می گیرد وساحات نورستان را پربرف می سازد.

درنشیب سلسله کوه های فرعی هندوکش شرقی عموماُ سرسبزی دیده می شود. موجودیت رطوبت زیاد سبب شده است که این ناحیه، ازدرختان بلند قامت همیشه بهار مانند بلوط، ارچه، نښتر،جلغوزه وغیره مستور باشد. ( محمد اکبرشورماچ، جغرافیای عمومی افغانستان،ص ۱۲۹)

اراضی نورستان بیشتر ازسایرمناطق افغانستان درمناطق سلسله کوه های شرقی ، رطوبت فراوان می گیرد. ازین لحاظ اکثرقسمت های کوه های بلند، ازجنگل پوشیده است، واین جنگل ها تا ارتفاع ۳۲۰۰ متر، ادامه دارد. (جان هملوم، مجله جغرافیا،پوهنځی ادبیات وعلوم بشری،شماره ۴،سال ۱۳۵۱)

ریکاردی را که جیولوجیست ها ضمن کارهای مسلکی خود ازوضع طبیعی نورستان ثبت نموده اند می رساند، که از ارتفاع ۱۲۰۰ تا ۱۸۵۰ متردرختان بلوط، زیتون وسایر اشجار ، ازارتفاع ۱۸۵۰ تا ۲۷۵۰ متردرختان ناجو ،جلغوزه و ارچه بیشتر دیده می شود. از ارتفاع ۲۷۵۰ تا ۳۳۵۰ متر درختان سوزنی برگ همیشه بهار که بخصوص درمقابل سردی مقاومت زیاد دارند، به چشم می خورند.

درمناطقی که بلند تر از ۳۳۵۰ متر قرار دارند، صرف بعضی از انواع بته ها دیده می شود. درمناطق مرتفع نورستان برف های همیشگی و دربعضی قسمت ها یخچال های بزرگ با اشکال مختلف، دیده می شود .(ازیادداشت های ساحوی انجنیر غلام نجم الدین ترین، ریاست سروی معادن، وزارت معان وصنایع)

اشجارنورستان عموماً از درختان مخروطی یا سوزنی برگ ها تشکیل یافته است. اشجارجنگلات این منطقه، ارچه، جلغوزه،نښتر، بلوط، اوبخت،سیروب،بیجور بوده، علاوتاً بعضی اشجار خودروی مثمر از قبیل بادام، تاک کوهی،انجیر،زیتون کوهی، نیز به وفور موجود است. ( سالنامه،سال ۱۳۳۳،ص ۴۶۳-۴۶۴) برخی از دانشمندان وسعت جنگلات نورستان را با نفت خلیج فارس تشبیه نموده اند، که اکنون درنتیجه سازش قاچاقبران پاکستانی ومنطقه ،قطع جنگلات زیبا ادامه داشته ودرحال ازبین رفتن است.

موجودیت جنگلات ونباتات مختلف درنورستان، بنابر مساعدت آب وخاک واوضاع خاص اقلیمی مونسون می باشد، که شباهت زیاد را با جنگلات نشیبی های جنوبی همالیا می رساند. عده ازدانشمندان ایکولوجی Ecology نورستان را ادامه منطقه مونسونی جنوب همالیا می دانند. (ریشه های تاریخ وفرهنگی نورستان، ص۱۷) چون دره های نورستان موافق به سمت آمد هوای موسمی امتداد یافته است، بنابرآن ازقسمت اعظم بارنده گی وتاثیرات هوای موسمی هندوستان، مستفید می گردد.

درقسمت غربی نورستان که حدفاصل میان حوزه مونسون و مناطق نیمه خشک وستیپ به شمار می رود ، بارنده گی موسمی از آن به بعد صورت نمی گیرد.بناءً نشیبی های غربی نورستان و دره پنجشیر اوصاف اقلیم ستیپ ونیمه خشک را ،دارا می باشند.

بارنده گی موسمی تابستا نی نورستان نظر به هند به مراتب کمتر است. از طرف دیگر جبهه سرد سایبیریا ازشمال درفصل زمستان باعث برفباری زیاد می شود. بارنده گی بهاری اندازه رطوبت وذخایر آبی را به حدی بالا می برد ، که اقلیم نورستان شبیه اقلیم مناطق مرطوب می گردد. مقداربارنده گی این ناحیه سالانه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ ملی متر قرار دارد.

دردره های که بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ مترواقع اند وتا ۲۰۰۰ متردرنشیبی های کوهستانی دارای رطوبت کافی بوده ،موجودیت دریا ها وآب های زیاد توام باجنگلات انبوه ومتکاثف، محیط مرطوب وگوارای موسمی را بار آورده است.

بنابرموجودیت ارتفاعات کوهستان ، تغییرحرارت، رطوبت وبارنده گی انواع نباتات وجنگلات درنورستان متفاوت بوده، در دره های مختلف، انواع مختلف نباتی را می توان یافت. (غلام جیلانی عارض،اقلیم افغانستان،پوهنتون کابل،ص۲۸-۳۱،سال۱۳۵۱ )

موجودیت کوه های برفگیر وباران های موسمی موجب شده است که دربیشترین دره های نورستان رود های خورد وبزرگ جاری باشد. منبع آبهای این رودها را چشمه سارهای پرآب برفهای موسمی و دایمی کوه های نشیبی جنوب هندوکش شرقی، تشکیل می دهند. این دریا ها دوماه تابستان طغیانی بوده،بعداز آن هم آب کافی را به دریای کابل می ریزند.سرچشمه رود های ا لینگار، کامدیش، وایگل وپارون که ازمعاونین دریای کابل اند، درهمین نشیبی های دامنه های جنوبی هندوکش شرقی قرار دارد.

دره های که کمترارتفاع دارند ،دارای رسوبات مساعد دریایی بوده ، ساحه مناسب را برای زرع حبوبات مساعد می سازد. (ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان،ص۲۲)

یک هیات المانی که مدت شش ماه را درنورستان سپری نموده، ضمن بحث بر اوضاع طبیعی نورستان ،به اهمیت ستراتیژیک ونظامی آن، این گونه اشاره نموده است: دراین اراضی کوهستانی دربخش های مختلف کوه های تدافعی زیاد سرکشیده است که ازنقطه نظر سوق الجیشی، اهمیت درجه اول دارد. زیرا کلید هند درین دره ها است. لذا دره های مذکور که در دست هرکس باشد، کنترول هند دردست او خواهد بود. این سرزمین شگفت آورکوهی، دارای سلسله مناظر باشکوهی درمدخل دره های تنگ ودشوارگذر نیز می باشد. ( سید قاسم رشتیا، مجله کابل،شماره ۷۶ ، سال ۱۳۱۶)

تاریخ :

محققین جامعه شناسی نورستانی ها را ازنگاه نژاد شناسی هوموالپینوس یا آریایی های کوهی سفید پوست تعریف نموده اند. لذا ایجاب می نماید تا ریشه این قوم را درمیان آریایی ها جستجونمود.

اسناد نشان می دهندکه آریایی ها بعد ازکوچ از اطراف بحیره های ارالAral و کسپینCaspian به دو دسته تقسیم شدند. یک گروه آنها به سوی غرب رفته به اروپارسیدند. گروه دیگرآنها درسرزمین سرد میان آمو دریا وسیردریا ، متوطن شدند. ازآنجا درحوالی ۳۵۰۰ – ۴۰۰۰ ق م به نسبت سردی هوا که ده ماه را دربر می گرفت، ویا به اثرجنگها فی مابین ، به سغد وباختر کوچیدند.

آریایی ها درباختر دهکده ها وشهرها را بنا نهادند وبخدی را با بیرق های بلند اراستند. حدود ۲۵۰۰ یا ۲۰۰۰ ق م ازبخدی نیز بنا برعواملی به مهاجرت پرداختند. گروهی از آنها به جنوب بعد ازعبور ازهندوکش به وادی سرسبز جنوب آن فرود آمده، دروادی خوش آب وهوا و سرسبز آریانای جنوبی وشرقی منتشرشدند. ( احمدعلی کهزاد، تاریخ افغانستان ج ۱ ، ص ۳۹،کابل ۱۳۲۵)

آریایی های که ازباختر کوچیده بودند درآریانا (هرات و غور) اراکوشیه یا اراکوزیا(قندهار،هلمند) ،بلوچستان،تخارستان(قطغن وبدخشان) تا دریای طارم،بلورستان( نورستان،چترال،سوات وغیره) ،پاکتیا(علاقه جات پشتون های امروزی)، تا پنجاب وکشمیر پراکنده وسکونت اختیار نمودند. (تمدن ایرانی ،ترجمه عیسی بهنام،ص۳۳۹- ۳۴۰)

قبیله آریایی مها بهاراته به سوی شرق رهسپارشد وبه کناره های دریای بزرگ رسیده آن را سندهو نام کرد. عده دیگر آریایی ها که به طرف غرب رفته بودند، درآنجا یک تمدن بزرگ را اساس گذاشتند که به نام تمدن آوستایی معروف گردید. اما برخی از آریایی ها که به جنوب هندوکش کوچیده بودند،برای مواشی خود مراتع سرسبز یافته درآنجا مسکون گردیده،نظام جدید زنده گی را براصول وپایه های کهن اساس گذاشتند.

متون کهن ویدی (ریگویدا) درمورد آریایی های که از هندوکش به جنوب فرود آمدند، معلوماتی را ارایه می دهد که دانشمندان به آن اعتبار می دهند. ازمیان وقایع تاریخی کهازسروده های ویدی به دست آمده،یکی آن بسیارمعروف است، که درمیان ده قبیله آریایی، بعد ازمهاجرت درکنار رودخانه پاروشنیParushni (ایراواتی- راوی) جنگ رخ داده است، که به نام جنگ ده ملک یا ده پادشاه معروف می باشد.

یکی از ده قبیله شامل این جنگ به نام الینا بود، که اجداد نورستانی های امروز می باشند. قبیله الینا یکی ازپنج قبیله بود که دراتحاد باهم درجبهه بهاراته جنگ را علیه پادشاه داسوس که یک ریشی را معزول ودیگری را مقرر نموده بود، به را ه انداختند.(احمدعلی کهزاد،تاریخ افغانستان ج۱ ،ص ۸۷) به همین دلیل محققی نوشته است ، از روی اشعار رزمی ریگویدا Regveda و پوراناPuranas برمی آید، که اجداد نورستانیان حدود هزاره سوم یا دوم قبل ازمیلاد می زیسته اند.)احمد علی معتمدی، مذهب قدیم نورستان، ص۱۸)

مرحوم کهزاد نوشته است: درترجمه بعضی از سرود های ویدی دیده می شود که ازقبیله الینا (اجداد نورستانی ها) علاوه ازجنگ ده ملک یا پادشاه، در دیگر موارد نیز درسروده ها اسم برده شده، وپیوستگی آنها را با پکتها (پختون ها) ،گنداریها ودیگر قبایل آریایی ،چه از روی مسکن وچه ازروی نصب العین ومفاد، وچه از حیث تذکرات سرود، درعصرویدی ثابت می باشد.(تاریخ افغانستان ج۱ ،ص ۱۰۳)

حملات سکندرکبیر به آریانا سبب تغییرات مهم سیاسی واداری درآریانا گردید. اوبه سلسله فتوحات وبه عزم تسخیرهند، ازشمال به جنوب هندوکش، به لغمان وبعد به ساحه کنررفت، تا قبایل یاغی کنر، اسمار، باجور وسوات را که درانقیاد هیچ قدرتی نبودند، تحت سلطه خویش درآورد. ( محمد یعقوب حسن، نگاهی به تاریخ قدیم افغانستان،سالنامه ۱۳۱۴، ص ۱۵۳)

لینارت ایدلبرگLennart Edelberg که با هیات مردم شناسی دنمارک درنورستان تحقیق نموده، نوشته است: سکندردرچغه سرای یکی ازپایگاه های نورستانی ها را آتش زد. سکندرویونانی ها با آریایی های کوه نشین وکوهستانی اجداد قدیم نورستانی ها مواجه شده، ازدیدن مجالس رقص وباده نوشی وصحنه های پهلوانی و حماسی آنها، که شباهت زیاد به عادات یونانی ها داشت،به حیرت اندرشد.

هیات درنتیجه گیری تحقیقات خود نوشت: از احتمال بیرون نیست که سکندرکبیر حین عبور ازدره کنر درهمین محل تلاقی دره پیچ با دره کنر(تپه چغان)، یکی از دهکده های بزرگ ویایکی ازقلعه های جنگی نورستانی های قدیم را آتش زده باشد. گمان اغلب این است که درزمان سکندر مقدونی درهمین جای که امروز خرابه های تپه چغان واقع است، وبرای یک قلعه نظامی محل ممتازی به شمارمی رود، قلعه مهمی بوده و اجداد نورستانی ها دربیش از دوهزارو چهارصد سال قبل درهمین نقطه با فاتح مقدونی مقابله ومجادله کرده اند وبالاخره قرار گاه مقاومت ایشان، طعمه حریق شده است . ( احمد علی کهزاد، افغانستان درپرتوتاریخ،ص ۲۸۴)

سکندر بعد ازجنگها درکنر با اجداد نورستانی ها ازحوالی اسمار گذشته، وارد سوات وبونیر شده است. (همان کتاب ،ص ۵۶).

لویس دوپریL.Dupree محقق امریکایی نیز نوشته است: شواهد وافسانه های نورستانی ها نشان می دهد که عساکر مقدونی وقتی که به عزم تسخیر سوات حرکت کردند ،باقهرمانان جنگی نورستانیان مواجه شدند. نورستانیان چندینمرتبه عساکر سکندر کبیر را شکست داده به عقب نشینی مجبور ساختند. آنها از جنگ دلیرانه نورستانی ها تعجب نموده از آنها تقاضا نمودند، تا یک دسته ازرزمنده گان خود را جهت فتح هند به همراه شان بگمارند. همان بود که از هزار تا دوهزار تن ازجنگجویان خود را به این منظور گماشتند. این جنگجویان درمحاربه جهیلوم اشتراک نموده ،دوباره به نورستان برگشتند.(محمد علم مله بار، مجله آریانا، شماره ۲ و۳ سال۱۳۵۷ و احمدعلی معتمدی ،ص ۱۸)

درکتاب رهنمای تاریخی افغانستان آمده است: حینی که سکندر به کوهسار نورستان قدیم داخل شد، اکلیلې از بته هوما بساخت واز نوشیدن شراب محلی (هوما) مست ومدهوش گشت. بناءً از اشغال سرزمین نورستان صرف نظر کرد، وایشان را مستقل گذاشت. (ریاست گرځندوی،ص۱۶۸،کابل ۱۹۷۳)

یک نویسنده المانی نوشته است: یونانی ها می گویند که درشهرنیسا Nysa ما با مردمی برخوردیم که آنها اصلا ً ازنژاد هندی نه،بلکه ازنژاد یونانی بودند وازنظرعقیده هم با یونانی ها شباهت داشتند. بناءً میتوانیم نژاد برادربا یونانی ها بدانیم، که درنیسا آنها را دیده بودیم. اینها ازمعتقدان دیونیزوس بودند که سه صد سال قبل ازسکندر ازمنطقه عقب زده شده بودند. (هربرت تیخ، افغانستان دروازه هند،لیپزیک ۱۹۴۹،ص۲۰۴ و افغانستان، اکسفورد، ۱۹۵۳، ۵۷)

مرحوم کهزاد ضمن بحث بر موقعیت شهرنیسا نوشته است: موقعیت شهرنیسا را یا درلغمان ویا درکنرباید تجسس نمود. برعلاوه بر آن پیچک و سبزه پیچان بیشتردرکوه های شمالی دره کنر، که عبارت از کوه های نورستان می باشد، می روید.آن چه موجودیت شهرنیسا را در دره کنر مثلا ً درچغه سرای تایید می کند، ملاقات رییس شهر با سکندرمقدونی است ،که از مداخله در آزادی آنها منصرف شد.

همه میدانیم که شراب نوشی درمیان اهالی نورستان تا زمان مشرف شدن به اسلام رایج بود. ازاحتمال دورنیست که سکندر بعد ازملاقات رییس شهر، به احترام رب النوع بکوس، درواقع موقعیت دشوار جغرافیایی ازمداخله به امور شان، منصرف شده باشد. ( تاریخ افغانستان ج۱، ص۱۶)