نژاد:
بربنیاد مطالعاتی که دانشمندان دربخش زبان ،قیافه شناسی وفرهنگ مردم نورستان انجام داده اند،آریایی بودن شان محقق بوده،اما جهت توضیح بیشتر برعلاوه آریایی بودن، به دوفرضیه دیگرکه عده به اشتباه ویا به اثر نداشتن معلومات، آن را مطرح می سازند، یعنی یونانی بودن وعرب بودن را، نیزجهت معلومات خواننده گان ، دراینجاارایه می کنم.
۱- آریایی بودن: یک هیأت المانی بعد ازپژوهش نوشته است: تقریباً نصف نورستانی ها رنگ گندمی چشمان آسمانی دارند. دربین شان اشخاصی یافت می شود که ساختمان جسمی شبیه اروپایی ها دارند. مردم این سرزمین عموماً ازنژاد آرین اند .(ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان،ص ۷۱)
رابرتسن نوشته است: قیافه عموم نورستانی ها واضحاً خوب و از آرین خالص نماینده گی می کند. خاصتاً بینی آنها نهایت خوش ساخت است. اهالی موجوده اساساً از نژاد هندوآریایی افغانستان شرقی می باشند، که درقرن یازده میلادی از قبول دین اسلام سرباز زده، در وادیهای صعب العبورمسکن گزیده،نفوس قدیمی آنجا را تابع ساخته، با آنها درآمیخته اند. (محمدصفر وکیل غرزی،نورستان،۱۳۳۹،ص۱۲)
یک بشرشناس امریکایی به این عقیده است که مردم نورستان نماینده گی ازقبایل هندو اروپای شرقی می کنند وبقایای مردمی هستند، که درجنوب روسیه و اسیای مرکزی زیست داشتند. (محمد علم مله بار، مجله آریانا شماره ۲ و۳ سال۱۳۵۷)
فراسرتیلر محقق امریکایی می نویسد: ازخصوصیات وتاریخ احتمالی گذشته دورشان گمان می رود که نورستانی ها مبدای اندوایرانی داشته وممکن اولاده یک قبیله متمدن باشند.( افغانستان، اکسفورد۱۸۵۳،ص ۵۷)
قبل از آن که دانشمندان از نزدیک با مردم نورستان آشنا شوند،عدۀ بنابر مشاهده چهرۀ سفید وفرهنگ شان به این عقیده شدند که آنها یونانی هستند. اما هنگامی که محققین از نزدیک مردم وجامعه نورستان را مشاهده ومطالعه نمودند،به این باور رسیدند که آنها با چهره واضحاً آریایی متعلق به آریایی های الپینوس هستند.
احمدعلی کهزاد نوشته است: نورستانی های امروز وکافرهای قدیم هندوکش، بقایای آریایی های هستند که دروطن اصلی خود باقی مانده اند.تحقیقات هیأت مردم شناسی دنمارک ثابت ساخت که مردمان چشم آبی،موخرمایی سفید پوست،بلند قامت باریک اندام این ناحیه، باشنده گان اصلی هندوکش بوده وازجمله آریایی های کوه نشین این دیار می باشند. (افغانستان درپرتوتاریخ،ص ۲۷۳- ۲۷۹)
۲- فرضیه یونانی بودن: به نسبت این که نورستانی ها دارای چهره سفید وچشمان آبی وموهای خرمایی اند، ودرحیات روزمره ازمیزوچوکی استفاده نموده و درپیاله های سیمین شراب می نوشیدند، زایشگاه،انواع سپورت،جشن ها ،موسیقی ورقص واعیاد،داشتند،همسایه گان شان حدس زدند که آنها ممکن است ازبقایای لشکر مقدونی باشند.
درتاریخ خورشید جهان آمده است: مردم ترک،تاجک ومغل وغیره طوایف فارسی زبان این طایفه را کافر فرنگ می گویند. وجه تسمیه ایشان به کافرفرنگ، از سبب ملک قدیم این طایفه است . یعنی ملک فرنگستان که اسلاف ایشان ازملک روم وفرنگ همراه سکندر رومی به این ملک آمده بودند.رنگ شان سرخ وسفید،تمام قد، فراخچشم،راست بینی،یونانی چهره، خوش اندام، شکری چشم مایل به سیاهی اکثراً بیضاوی خوشرنگ نفیس می باشد. (تواریخ خورشید جهان،شیرمحمد خان گنداپورابراهیم زی، لاهور۱۳۱۱ هـ ،ص۳۱۷)
الفنستن نوشته است: ما دریافتیم که کافران یعنی مردمان کوهستانهای شمال باجور وجوه مشترک متعددی با یونانیان دارند. آنان معروف به زیبایی وداشتن سیمای اروپایی،بت پرستی ومی نوشی درجامهای سیمین بودند. ازمیز وچوکی استفاده می کردند وبه زبانی سخن می گفتند که برای همسایگان شان آشنا نبود. (افغانان،ترجمه محمد آصف فکرت، ص۵۵۷)
الفنستن نیزمانند عدۀ دیگر ازنویسنده گان ،نظرخودرا براساس روایاتی که افراد ازکافرستان آورده بودند، ابراز نموده است.
این نظربعد ازمطالعه جامعه نورستان ازسوی زبان شناسان وجامعه شناسان اروپایی، رد گردید.
۳- فرضیه عرب بودن: عدۀ از نورستانی ها هنوزهم با این فکرنا درست بسرمی برند، که اجداد شان قریش عرب بوده، وازعربستان آمده اند. مفکوره عرب بودن درواقع در دوره امیر عبدالرحمن خان به هدف سیاسی وبه منظور اسلامیزه ساختن سریع نورستان، طرح گردیده بود.
با درنظرداشت بی اعتمادی ورقابت های که درآن وقت میان خانواده های مدعی قدرت از یک طرف، وازطرف دیگر خوانین قدرت خواه وبانفوذ وجود داشت ،امیرخواست نورستانی ها را که شجاع وصادق یافته بود ، درارگ جهت امنیت خود بگمارد. برای اینکه مخالفین اورا جهت به خدمت گرفتن کافرهای سابق ،مورد ملامتی وطعن قرار ندهند، فرضیه عرب به خصوص قریش بودن نورتسانی ها را پخش نمود، که اساس علمی وحقیقت نداشته بلکه به هدف سیاسی ایجاد شده بود.
امیریک تعداد از نورستانی ها را درنظام عسکری ارگ جا به جا نموده وعدۀدیگر را نیز به خدمات نزدیک به خویش گمارد. خدمات صادقانۀنورستانی ها ثابت ساخت که این عملکرد ذیرکانه امیر به جا بودهاست.
قبایل نورستان:
قوم نورستانی شامل است بر قبایل کته ،کلښه وپارونی وبا مد نظرداشت برخی روایات، گواریا ستره نیز ازقبایل نورستانی است. قبیله کته که درگذشته ازسوی مسلمانان به نام کافرهای سیاه پوش شناخته می شد،شامل است برقبایل کته،کام،موما،وکښتا. که دربخش شرق وغرب نورستان ساکن می باشند.
قبیله کلښه که درگذشته به نام کافرهای سفید پوش معروف بودند ،شامل بر کلښه (وۍ) ،تریگمه، سامه یی واښکوں می باشد،که درمناطق مرکزی نورستان زنده گی دارند.
قبیله پرسون یا پارونی شاخه دیگری است که درشمال بخش مرکزی نورستان حیات بسرمی برند، ودرجمله سفید پوشان هستند.
برخی روایات محلی حاکی است که قبیله ستره یا گوار شاخه دیگر قوم نورستانی می باشد.
قابل ذکراست که درچوکات ولایت نورستان امروز درکنارقبایل نورستانی، قوم پشه یی نیز حیات دارند.
فرهنگ :
مردم نورستان با داشتن زبان کهن وفرهنگ مشخص آریایی خود، ازسایر هموطنان مجزا می شوند. به عقیده محققین، مردم نورستان ازشمارنخستن آریایی های هستند که ازباختر درمرحله اول مهاجرت، حدود ۱۸۰۰ ق م به جنوب هندوکش کوچیدند. (داکترخلیل الله اورمړ،مجله آریانا شماره ۱۰ – ۱۱ ،سال ۱۳۸۷)
درنتیجه مخاصمت با سایراقوام همسایه به نسبت نه پذیرفتن دین اسلام، مجزا مانده ،این امر سبب شده است تا آنها فرهنگ کهن آریایی خود را تا اواخر قرن نزده به گونه کامل حفظ نمایند.
واله دوپوسن پژوهشگرفرانسوی نیاکان نورستانیها را الینا خوانده علاوه می کند که آنان خون وممیزات آریایی را به وجهه احسن حفظ کرده ،مطالعه حیات ،عرف، عادات وزبان آنان روشنی بزرگی درتاریخ افغانستان می اندازد. (معتمدی،مذهب قدیم نورستان،ص الف)
احمد علی کهزاد نوشته است: نورستانی ها دراثر فشارهای مسلمانان به انزوا کشانیده شده واین امر سبب شد تا عرف وعادات ومعتقدات پارینه با مظاهرفرهنگی ،تهذیبی وادبی درآنجا به صورت اولیه وقدیم خود بدون امتزاج محافظه شود. (افغانستان درپرتوتاریخ، ص۲۷۳ و ۲۷۹)
درجای دیگر موصوف می نویسد: در هندوکش دره های عمیق و دشوار گذر وقله های بلند وشامخ وجود دارد. باشنده گان اصلی آن درجریان تاریخ دونیم هزار سال، کمتراز جاهای خود حرکت کرده و دربعضی نقاط جا به جا مانده اند. آنها به صورت عموم مختصات وممیزات زنده گی خود را محافظه کرده اند. این مردم وارث تهذیب قدیم هندوکش هستند. چنانچه یک دانشمند فرانسوی نیز رسم وعنعنه نورستانی ها را منظره ازتمدن کهن آریایی هندوکش خوانده است.
مردم نورستان که باشنده گان اصلی هندوکش شرقی محسوب می شوند، در فنون جمیله مانند موسیقی علاقه خاص داشته ودارند. به اساس تحقیقات هیأت مردم شناسی دنمارکی هارپ(واج) که امروز درمیان نورستانی ها متداول است،عصرسومری ها را درسه هزار سال ق م ،یاد آوری می کند،وآهنگی که می نوازند نیز همان سابقه را دارا می باشد . (افغانستان درپرتو تاریخ، ص۲۷۱)
کهزاد درنگاشته های خود برعلاوه نگاه دقیق به پدیده های فرهنگی نورستان، براهمیت و ارزش این پدیده ها به صورت مجزا تاکید می کند وآنها را برای شناخت رسوم وکلتور کهن آریایی بسیارپراهمیت و درخور توجه، می داند.
استعمال شیره هوما، میز وچوکی بهره مند بودن اززایشگاه ،دیکوریشن خانه ها ازنمونه های بارز سنت جامعه نورستان قبل ازاسلام می باشد.
می خواهم به گونه نتیجه گیری گفته های ادلبرگ محقق دنمارکی را بیاورم که نوشته است: قبل از آن که محققین وارد نورستان شوند همسایگان شان بنا برخصومت مذهبی، نورستانی ها را مردم فاقد کلتور وفرهنگ معرفی می نمودند.اما هنگامی که پژوهشگران وارد نورستان شدند، درفرجام مطالعات جامعه ، نژاد وفرهنگ دریافتند که مردم نورستان، برخلاف تصورشان ،دارای فرهنگ بسیارعالی انسانی اند.
روی همین ویژه گی های تاریخی وفرهنگی است که پژوهشگران نورستان قبل از اسلام را (کشورهندوکش) ،کلتور وفرهنگ آن را به نام (تمدن هندوکش) یاد کرده اند. (ریشه های تاریخی و فرهنگی نورستان،ص ۲۸۳)
دکتردیوید کتز نوشته است : دوام وضعیت کنونی بدان معنا خطرناک است که نورستانی ها ممکن مقدار زیاد ارزش ها و میراث های فرهنگی وتاریخی خود را از دست بدهند. هرگاه این میراث ها نابود گردد، هیچ زمانی دوباره به دست نمی آید. این وضع میتواند از چندین بعد یک فاجعه باشد. ( مقاله برای سمینار نورستان درگذرگاه تاریخ)
جامعه ما اکنون با چنان وضع خطرناک عملا ً مواجه بوده تمام آن ارزشهای فرهنگی ، اجتماعی وتاریخی که جامعه ما را هویت مشخص می داد ،واقعا ً درخطرنابودی کامل قرار دارند.
آن های که درلباس سپید و سیاه برای تخریب صلح و امنیت کشوربه هدایت عده ازکشورها ازسوی استخبارات پاکستان استخدام، تمویل و فرستاده شده و می شوند، هیچ ارزشی به داشته های فرهنگی وتاریخی جامعه قایل نبوده ، بلکه نابودی این ارزش ها را ازجمله نخستین اهداف تخریبی خود قرار داده اند.


