جشن نوروز ریشه تاریخی داشته ازکهن زمان ازسوی مردمان آرین نژاد تجلیل گردیده و باگذشت زمان ،به گونۀ با تاریخ این قوم پیوند نا گسستنی یافته است. روایات تاریخی حاکیست که این جشن اززمان یما نخستین پادشاه آریایی های پیشدادی بلخ، تجلیل گردیده است .
قبایل وطوایف آریایی با کوچ از بلخ ،سنت تجلیل از نوروز را نیز به حیث فرهنگ خویش با خود انتقال داده، وبه تجلیل آن ادامه داده اند . نوروز عام ترین و دیرینه ترین جشن آریایی ها است که درآن از پیر تا جوان، زن ومرد، تمام افراد خانواده سهم گرفته واحساس خوشی می کنند.
جیمزدارمستتر نوشته است: نوروز ازمراسم بسیارکهن آریایی نژادان است. اگرچه ازین جشن و مراسم آن در اوستا سخنی نرفته است، اما درکتب دینی پهلوی از آن گفتگو شده است . (۱)
این که تجلیل ازین روز به حیث روزآغازین سال نوچه فلسفۀ نزد آریایی ها داشته است، را به بحث نمی گیرم ،بلکه بودن وادامه این جشن مطرح است، که به حیث فرهنگ پسندیده نیاکان خویش، برای آریایی ها یک سنت پذیرفته شده، بوده است.
دیده می شود که جشن نو روز درمیان قبایل آریایی از روز خوشی عنعنوی تا تقدیس بزرگداشت شده است. تا سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی جشن نوروز یک روز جشن عنعنوی آریایی نژادان بوده است، که در ایام مختلف سال تجلیل می شد. درزمان ملکشاه سلجوقی جشن نوروزی در روز اول سال که سرآغاز فصل رویش وپویش است ، قرار داده شده وبه تجلیل گرفته شد.( ۲)
قبایل وطوایف آریایی در زمانه های بعدی ودراعصار و سده های نزدیک به زمان ما ، باز هم به این جشن اهمیت قایل بوده وهستند. ازین قبایل، یکی هم الینا اجداد نورستانیها است که مانند سایرقبایل آریایی، ازبلخ به جنوب هندوکش کوچیده اند.
نورستانیها تا اواخر قرن نزده با فرهنگ کهن نیاکان آریایی خویش حیات بسر بردند .همه پدیده های اجتماعی وفرهنگی آنها بدون هیچ شک ،همان رنگ وبو ونمای فرهنگ پارینه آریایی را داشته است.
نورستانیهای قبل از پذیرفتن دین مبین اسلام، برعلاوه جشن های متعدد عنعنوی ومذهبی ،به به تقریب دو موسم سال، دوجشن داشتند . یکی خزانی ودیگری بهاری، که درواقع ادامه همان جشن های مهرگان ونوروز آریایی ها بودند.
درقریه ږنچیګل درجشن خزانی که درپایان برداشت حاصلات وسرآغاز فصل سرما برپا می گردید، دخترهای جوان قریه ، بامراسم خاص که منحصر به دخترها وخانم ها بود، از معبدی به نام سومره تاݩ sümrǝ tã که در بیرون قریه موقعیت داشت ،چیز های مانند دانه های غله جات ،موی ،حشره یا سایرچیز ها را با خود می آورده ،به جمعی اززنان سرسفید وپیچه سفید که تا حدی هویت دینی ومذهبی داشتند ، می دادند. آنها نوعیت سال نو را از روی چیز آورده شده از معبد سومره ، پیبینی نموده، به آګاهی شورای بزرگان قریه که درساختمانی به نام کنتار کونټ موقعیت داشت، می رسانیدند. به هدایت شورای بزرگان، با نواختن دهل ، موضوع به سمع اهالی قریه رسانیده می شد.
درپایان موسم زمستان که علایم بهار به ظهورمی رسید، جشن ورود سال نو که همانا جشن نوروز باشد ،درسرتاسرقریه برپا می گردید.
درین روز خانم ها صبح وقت ازخواب برخواسته مثل همیشه خانه های خود را جاروب زده، گرد ونواح خانه را نیزبه قدوم ارواح گذشته گان شان که معتقد بودند ،این روز را باخانواده های خود می گذرانند، جاروب و آبپاشی می نمودند. این کار یکی از ویژه گیهای این روز محسوب می گردید.
من هنوز هم به یا د دارم که درین روز،همه کوشش می کردند لباس جدید یا حداقل لباس شسته شده خود را به تن نمایند . بهترین غذا پخته شده وبا دمیدن شعاع آفتاب ،خانواده ها به صرف غذا می پرداختند . به خانه های خویشاوندان می رفتند ،و درخوشی ها باهم شریک می شدند. درین روز چند فامیل باهم یکجا شده یک حیوان را ذبح نموده ،گوشت آن را میان هم ،مساویانه تقسیم می نمودند .
بعد از آن جوانان گروه گروه به محل خاص قریه، که برای گردهمایی ها وجشن ها مشخص بود،می رفتند ،ومحفل بزرگ رقص وپاکوبی را، به راه می انداختند. رقص وپاکوبی تا ناوقت ها ادامه یافته، در پایان مراسم رقص وپایکوبی را عمداً به خانه شخصی که یا در مالداری ویا دربخل معروف بود کشانیده ، مهمانی راجبراً بر او تحمیل می کردند. باخاتمۀ این مهمانی، مراسم جشن نو روز نیز به پایان می رسید .(۳)
درقریه ویگل در روز اول سال نو تمام اهالی قریه ،رهبرمذهبی (اوتا) را تا معبد دی تاں یعنی پرستشگاه رب النوع دی ،به خاطربرپایی مراسم خاص همراهی می کردند. درین مراسم یک بز به نام رب النوع دی قربانی نموده ،خون آن را برجایگاه فرضی یوښ(دیو) که به دست رب النوع دی کشته شده است،ریخته می شد.(۴)
براساس اسطوره دیو مذکور به نام اینکه برای مردم قریه وایگل بهار را می آورد، دراول سال جدید یک انسان را به قربانی می گرفت.(۵)
جورج رابرتسن ازکارکنان حکومت هند برتانوی مدت یک سال (۱۸۹۱-۱۸۹۰) را در نورستان قبل ازاسلام سپری نموده ، مراسم جشن نوروز را درقریه کامدیش ازنزدیک دیده و آن را این گونه شرح می دهد: جشن گیچی عبارت از جشن نوروز است ومسلمانان اطراف آن روزرا، عید کافرها می نامند.
درسال ۱۸۹۱ به نسبت شدت برودت زمستان وبرفباری ، استثناً این جشن خیلی باشکوه برگزار گردید. تمام مردانی که درآن سال صاحب بچه شده بودند،هرکدام یک بز را برای قربانی به معبد الهه دیزانی بردند. از شام تا بام در اکثر خانه های کامدیش ضیافت های با سرور وشادی برپا بود. صبح وقت مردان وزنان با مشعل ها که از چوب کاج بود ،به طرف تپۀ بلند که معبد الهه دیزانی درآن جا قرار داشت، روان شدند، ومشعل خود را درمقابل معبد دیزانی گذاشتند. آتشی را که درمعبد دیزانی روشن بود ، با انداختن روغن شعله ورترمی ساختند .
دیبلال (ازسه مقام ،مقام دوم مذهبی بود) سرود وستایش الهه دیزانی را می سرود و حاضرین با وقفه های منظم در ادامه مراسم سهم می گرفتند . (۶)
باید گفت که دیزانی یا دیسانی [دیسڙېں] مشهور ترین الهه درنورستان قبل از اسلام بود.به باورمردم آن زمان، این الهه خودش زن ومربوط به جهان زن بوده ،در امور زنان نقش عمده را بازی می کرد. این الهه طرفدار خلقت بز وتولید لبنیات بوده ،ازین لحاظ در قربانی های که به او اهدا می گردید،خصلت وخصوصیت زراعتی وشبانی را داشت. درمراسم مذهبی درمعبد او گندم،شیر، مسکه هدیه وبز قربانی می گردید. (۷)
باید گفت که قربانی های زیاد وکشتارحیوانات شاخدار درمراسم پرستش ونیایش خدایان، ازسنت های آریایی ها قبل از زردشت بوده است.
درقریه ښټوی پارون نیز درماه اول سال مدت یک هفته الهه دیزانی را بارقص و نواختن سرود دیزانی ناټ، می پرستیدند. متن سرود مذکور این گونه بود:
ای دیزانی ! تونگهبان دروازه خداوند ،علاوه برآن، هجده وظیفه داری. نگهبان بتکده، شیر دهنده موجودات بشری، نگهبان اطفال، خیرخواه بنده گان، خیرآور ازسوی الهی، گشاینده دروازه شیر، شهوت دهنده انسان، تکثیر کننده نفوس ،اجازه خواه از طرف الهی ونگهبان دروازه رحمت هستی .(۸)
دیده می شود که مردم پارون تمام آنچه که درطول سال مورد نیاز است ، در آغاز سال ازبارگاه الهه دیزانی تمنا می کردند.
درقریه واما که درآنجا رب النوع ایندر بزرگترین خدا محسوب می شد، باغ بزرگی منسوب به این رب النوع آباد بود ، که کارگاه شراب سازی را داشت. ایندرتاںindr tā᷈ یعنی محل پرستش ایندر نیز درمرکز این باغ قرار داشت. بزرگترین جشن ها به خصوص جشن سال نو که درآن بزرگان عشایر قریه واما نیز اشتراک می کردند ، درین باغ برپا می گردید، و ز شراب ساخته شده باغ مذکورکه درخم های سنګی آنجا نهګداری می ګردید، لذت می بردند. (۹)
درمیان قبیله اښکوں با شکوه ترین جشن به افتخار رب النوع یمرا در روز اول ماه اول سال نو که به نام یمراگا yamrā gā یاد میشد،برپا می گردید. مشخص بود که در روز اول ماه اول سال نو، شعاع آفتاب به درخت یا سنگ نزدیک قریه می تابد . با تابیدن آفتاب به جا های مشخص، جشن سال نوآغاز می ګردید. به مناسبت سال نو درهر قریه نرگاو فربه به افتخار یمرا، قربانی می گردید .درهمین روز به مناسبت خوشی سال نو، مسابقه تیر اندازی با کمان به راه انداخته می شد، وبرنده مسابقه ،به تمام اهالی قریه دعوت ترتیب می داد. (۱۰)
ساکنان کلاش چترال که از نگاه نژادی ازاهالی کافرستان قبل ازاسلام بوده وفرهنگ مشترک داشتند، وهنوزهم با دین وفرهنگ کهن زنده گی می کنند، جشن نوروز را به نام روز گل یاد نموده، درین روز ،مادران دختران خود را برای جمع آوری گل ها ارایش میدهند و انان دسته های گل را ازکوه ها جمع نموده ،خانه های خود را با آن زینت می دهند. زنان موهای خود را درجویبار های روان می شویند وجوانان با نوای دهل دوسره می رقصند وسرود های عاشقانه می خوانند .(۱۱)
جیمز دارمستتر نوشته است: دربندهش آمده است که هر سال درنوروز ومهرگان مردم دختران خود را در آب دریاچه کسوه [که آن را دریاچه هامون دانسته اند] شستشو می دهند ،زیرا زردشت به آنها گفته است که درین روز از دختران شان موعودان سه گانه مزد یسنا به وجود خواهند آمد. (۱۲)
دیده می شود که درمیان قبایل مختلف نورستان از گذشته ها سنت تجلیل از جشن نوروز وجود داشته اما مراسم این تجلیل از یک منطقه تا منطقه دیگر، تاحدی متفاوت بوده است.
نوروز در واقع ازتجلیل ساده تجدید طبیعت تا تقدیس، ره پیموده ،درمیان این راه دراز و طویل ،علاقمندان این سنت دیرینه را، از راه افراط دردوستی ، مقدس شمرده اساطیر و افسانه های زیادی در پیوند به آن، بافته وساخته اند.
همانگونه که امروز درکشورما عدۀ با کوتاه بینی جشن نوروز را رسم دین زردشتی تبلیغ نموده درصدد بدنام وازبین بردن آن هستند ،درنورستان افراد این چنین گروه توانسته اند جشن نوروز را ، رسم قبل از اسلام نامیده آن را یک سره محو سازند.
درسی چهل سال اخیر، درنورستانی نه تنها به عنعنات تاریخی هیچکسی هیچگونه ارزشی قایل نیست ، بلکه عدۀ از افراد مذهبی نما، عمدا ً درتلاش اند ،تا تمام پدیده های فرهنگی وعنعنات مردم نورستان را که دراجرای آنها هیچگونه خللی به دین ومذهب وارد نمی گردد، به نام عنعنات ورسوم قبل از اسلام ،ازمیان ببرند .
به این سبب اکنون درنورستان نه تنها جشن نو روزی وخزانی تجلیل نمی شوند، بلکه نسل کنونی ما ،نام این جشن ها را نیز نمی دانند. به این لحاظ ناگزیر آنچه را که ما درگذشته ازفرهنگ غنی خود داشته ایم ،یاد آورشویم ،تا نسل کنونی ما ازعنعنات تاریخی خود حد اقل اگاهی ومعلومات داشته باشند .
زیرنویسها :
۱- دکترمنصور رستگارفسایی ،ادبستان ،شماره ۲۸،ص ۹
۲- همانجا
۳- سمیع الله تازه ،ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان ،ص ۱۸۹
۴-K.Jettmar ,the Religions of the Hindu kush ,vol 1 ,p 116
۵-سمیع الله تازه ،ادبیات شفاهی نورستان چاپ سوم ،ص ۳۵۲
۶-G.Robertson, The Kafiers of the Hindukush,p 583
۷- احمد علی معتمدی ، مذهب قدیم نورستان ،ص۱۴۸
۸- ریشه های تاریخی وفرهنگی نورستان،ص ۲۳۴
۹-K.Jettmar ,the Religions of the Hindu kush ,vol 1 ,p 125
۱۰- //, p 123- -
۱۱- مذهب قدیم نورستان ،ص۸۶
۱۲- دکتر منصور رستگار ،ادبستان شماره ۲۸،ص۹


