ر باکرۀ به نام سوگا که در دامان کوه درمیان سبزه زار تنها نشسته بود، ازدواج کرد. ازاین ازدواج پسری به نام هیمندو به دنیا آمد.
مارا یا یمرا گفت: مخلوق من در هنگام پرستش نام مرا ،و درهنگام دعا اسم سوگا و هیمندو را یاد کنند.
مردم قریه شټوي پارون به ارتباط این کار مارا، شعری را سروده اند که در هنگام مارا ناټ یا رقص مارا، در معبد مارا می سرودند.
ای مارا ! تو کاینات را آفریدی
تو اول وآخر هستی
تومرگ نداری، پایند و باقی هستی
تو موجودات بشری وحیوانی را رزق می دهی
بزرگترین فخر ما این است که تو موجود پاک با ما خویشی کردی
دختری به نام سوگا از جنس ما را به همسری قبول نمودی.
(سمیع الله تازه، ادبیات شفاهی نورستان، چاپ سوم، ص۲۸۶)
نوت: مارا، یمرا، ایمرا، نام رب النو ع برتر درنورستان قبل از اسلام بود.


