مقدمه:

سلسله کوه هندوکش، ازبزرگترین ومعروفترین سلسله کوه های کشور است که ازکوه های یخچالی قراقروم آغاز وتا منطقه کهگدای بامیان، به طول ششصد کیلومتر، ازشمال شرق به طرف جنوب غرب ،موقعیت یافته است.

نام قدیم هندوکش (یو پایی ری سنا ) بوده است ، که درزمیاد یشت اوستا ودر یسنا ذکر می باشد، که به معنای بلند ترا از پرواز عقاب است. در بنداهش این کوه به نام (اپارسین) یاد شده است. این نامگذاری پهلوی، عبارت از همان کلمه اوستایی (یو پایی ری سنا ) می باشد، که با کمی تغییر وتحول، اپارسین شده است. درین اسم (اپار) به معنای ماورا و(سین) به معنای عقاب می باشد.یعنی بلند تراز پرواز عقاب. ونیز به اساس یک سند انترنیتی ،هندوکش به نام یوپایی الینیا ،نیز یاد شده است .

هنگامی که یونانی ها به پای هندوکش رسیده توقف نمودند، این کوه را اسرار آمیز و انتهای شرق تصور نموده، به نام قفقاز هند یا (کوکازوس) یاد کردند . نام کنونی هندوکش ، از کلمه (اندیکس) به میان آمده است. کلمه اندیکس را هندیکس، وبالاخره هندوکش ساختند . ( احمدعلی کهزاد، افغانستان درپرتو تاریخ ،ص ۲۷۰ )

دهندوکش بل نوم پاراپامیزاد یا پاراپامیزوس ده. افغانی پوهاند ډاکتر عبدالرازق پالوال ،چی په سیمه کی یی د بشرپېژندنی څېړنی کړیدي، ددغه نوم په اړه لیکنه لری، چی ځینی برخی یی، کټ مټ دلته راوړم :

یو مشهورنوم چی د افغانستان په پخوانی تاریخ کی یی خاصه یا دونه کېږي، هغه (پارو- په - می - سه - دا) paropamisada دی. دغه نورستانی نوم دی . په نورستانی ژبه کی ، دا da غرته وایی . ميmi یو راز عبادتي مراسم وو، چی نوماند به یی شل ورځی له کلي کوره بهر ، دغره په ډډه یعنی sa ، باندی اجرا کاوه. پاpa د اضافت توری دی . اود پاروparo معنا، ،په هغه خوا، ده . چی د (پارو- په - می - سه - دا ) ټوله معنا ، د می سه دغره په هغه خوا ، جوړېږي .

همدارنگه ډاکترپالوال دهمالیه ،توشیته (دوشی) اود هندوکش د نومونو ريښو له څېړنی وروسته لیکي : دغه ژبني نومن څرکونه دلالت په دي کوي ،چی هم دهندوکش په شمال دوشی کی کاتي نورستانیان اوسېدل ،اوهم دهندوکش په سهیل کاپیسا کی ، نورستانیان اوسېدل . داسی بریښي چی کاپیسا ka-pi-sa دي هم ، کاوkaw یی - سه sa و ،چی معنایی د کاوکاسوس kawkasus غره ډډه sa وي .

ډاکترپالوال وړاندی لیکي : (کاپوره ) مانا ،غرنی کلا وهلی ښار، دی. دکابل نوم هم له دغه (کاپوره) څخه اخستل سوی دی . ددغه ادعا د ثبوت له پاره ،بل ژبنی دلیل دادی، چی دوه نورځایونه ،یو بگرامbagram اوبل دکابل ختیځ کی بگرامیbagrami ،هم دنورستاني ژبی نومونه دي . په دغه ژبه کی بهba او پهpa د، اضافت مفهوم افاده کوي.

کله چی له ۷۰ او ۲۶۵ مېلادی کلونو ترمنځ ، دهندوکش په شمال او سهیل کی د کوشانیانو پادشاهی جوړ و ، دوی چی غزنی او دهند شمال تربارهوت اوساڼچی په هاخوا ، ختیځی برخی نیولی وی ، دغه پخواني نورستانیان ورسره ول، اوهم په بارزه توگه، څرک او اثار یی ،په وضاحت سره پېژندل کېدای سی. چی ځینی یی ما د زیمرمنzimmerman په کتاب کی، چی پربودایت کښل سوی دی ، پېژندلي ول.

نوموړی زیاتوي : داچی ژبني شواهد داسی ښکارندوينه کوي، چی په کاپیسا اود کابل په بگرامي کی، نورستانیان اوسېدل ، بیا نو څه پیښه شوی ده ، چی دوي نور په دغو ځایو کی نشته.؟

... د اړوندو تاریخی پېښوپه یادونه ،ډاکترپالوال وړاندی لیکي : کله چی الپ تگین په شمال کی له سامانیانو څخه مرور سوی و ، دئ له خپل لښکره سره ترهندوکش وسهیل ته واوښت ،اوپه غزنی کی یی وځان ته شاهی جوړه کړه . ده غوښتل چی د خوست او کورمی له لاری پرهندوستان بریدونه وکړي . ولی چی دکابل- خیبرلار دهغو نورستانیانو له خوا نا ارامه او غیرمصونه وه، چی دوی له کاپیسا او کابل څخه ، و الیشنگ او لغمان ته شړل سوی ول .هغو هم پردغی لاری باندی د کاروانونو په چورولو سره ولجی کولی ، اوهم یی دکاروانیانو او نورو لارویانو په وژلو سره ، په خپله ټولنه کی، رتبی او امتیازات ، اخستل.

نو سبکتگین د مرکور(مقر) پښین او زابل څخه ،گڼ شمیر خلک، په خپل سپاه کی شامل کړی ول. دلغمان ،کونړ او مله کنډ درو په خوله کی ځای کړل، څو د کابل - پیښور لار یی ، محفوظ کړی وي .

وروسته محمود غزنوی له کندهار او ودیرستان ( اوسنی وزیرستان) څخه سپاهیان په کونړکی د پیچ دری د واما ترنژدو پوری(چی د اوسنی نورستانیانو ټاټوبی ده) ځایان کړل ،څو له دغو کلو او لارو څخه یی لا بیا هم دکابل - پېښور لار مصونه کړی وي . (دکندهار مجله ، ډاکتر پالوال مقاله،کال ۱۳۹۲ )

من دراین جا هندوکش را از دونگاه به بحث می گیرم .

۱- ازدید جغرافیای و

۲- از دید تمدنی .

۱- هندوکش از دید گاه جغرافیایی :

قبل از وارد شدن به بحث باید گفت، که سلسله کوه هندوکش به دو بخش شرقی وغربی، منقسم است. درینجا مدعا وغرض من ،هندوکش شرقی می باشد.

هندوکش شرقی ازشمال شرق پامیر خورد، به سمت جنوب غرب امتداد یافته ، ازکوتل انجمن گذشته ، تابه کوتل خاواک می رسد. هندوکش شرقی ۳۶۰ کیلومتر طول داشته ،ارتفاع اوسط آن ازسطح بحر از ۵۰۰۰ متر کمترنبوده ،قلل بلند آن از برف دایمی پوشیده می باشد.

نشیب های شمالی هندوکش شرقی فاقد جنگلات بوده ،اما درنشیب جنوبی جنگلات زیاد دیده می شود. این کوه از ارتفاع ۹۰۰ تا ۴۰۰۰ متر، دارای مناطق جنگلاتی بوده ،اما بلند تر از ارتفاع ۴۰۰۰ متر، فاقد درختان می باشد.

موجودیت برف های دایمی ویخچال ها درقله های بلند هندوکش شرقی ، سبب جریان آب های دایمی وخروشان ،درنشیب های شمالی وجنوبی این کوه گردیده است ،که ازجمله میتوان، از رود های واخان وکوکچه درشمال ، و رود های نورستان،کنر،الیشنگ ،الینگار،وپنجشیر ، درنشیب های جنوبی نام برد. (محمد اکبرشورماچ ، جغرافیای عمومی افغانستان،کابل ۱۳۵۰ ، ص ۴۱- ۴۴ )

نکته دیگری که به ارتباط جغرافیای هندوکش قابل یاد آوری می باشد، این است ، که برخی از شانزده قطعه خاک آریایی، که در اوستا ذ کر است، درچهارطرف سلسله کوه هندوکش ،قرارگرفته است. مناطقی که از آب های این سلسله کوه آبیاری می گردد ،جز اراضی مقدس اوستا محسوب می گردید . ( احمد علی کهزاد،افغانستان درپرتو تاریخ،ص ۴۹ )

اگرهندوکش روزی به برکت دریاهای خروشان وطبیعت زیبای آن ، سوژۀ شاعران کشورما بوده است ، امروز برعلاوه آن غنا، با داشتن غنای زیرزمینی اش ، مورد توجه همه می باشد .

۲- هندوکش از دید گاه بشری وتمدنی :

 سلسله کوه هندوکش، از کهن زمان حد فاصل میان مناطق شمال وجنوب این خطۀ جغرافیایی بوده است. این سلسله کوه، هرچند درطول تاریخ، به حیث عامل بطی کننده جریان آزاد انسانها ، وداد وستد تمدن های بشری این ساحه ، نقش داشته است، اما هیچگاه فاصل میان مردمان شمال وجنوب آن نبوده است . با وجود ممانعت طبیعی این کوه ،انسانها درطول زمانه ها، به قامت بلند قلل آن سرخم ننموده ،از دل دره ها ، به سوی شمال وجنوب ره گشوده، ازبلخ به بامیان وکابل وعکس آن ، کاروان ها را عبور داده اند.

آریایی ها درهنگام کوچ ازبلخ به جنوب درحوالی ۲۰۰۰ ق م ، از دره های این سلسله کوه گذشته ، با خود تمدن آریایی را ، به جنوب آوردند .

به اساس تحقیقات باستانشناسی یک متخصص قبل التاریخ ، که از مغاره های قره کمر ایبک ، دردامنۀ شمالی هندوکش به عمل آورده ،معلوم گردید ،که از ۳۰ تا ۵۰ هزارسال قبل، هندوکش مرکز رهایش شکارچیان مغاره نشینی بوده است ،که قدیمترین دوره مدنیت سنگ (پاله اولی تیک ) یا دورۀ حجرقدیم را به میان آورده اند . انسانهای این دورۀ تمدن بشری، به شکار حیوانات مصروف بوده ، ووسایل شکار را ، ازسنگ چقماق می ساختند. (کهزاد،افغانستان درپرتوتاریخ،ص۲۷۰ )

آنها بعداً ازکوه پایین آمده ، درکناره های رود های آمو،هیرمند، هریرود، ارغنداب وکابل مسکون ، ودوره های تاریخی مالداری وزراعت را سپری نموده اند. (همان کتاب ،ص ۹۵ )

موضوع دیگری که آریایی ها را با هندوکش پیوند قوی میدهد ،روییدن بته هوما یا سوما می باشد، که آریایی ها ازین بته، شراب استحصال می کردند، وآن را می نوشیدند ، که درهوم یشت اوستا، در بارۀ این نوشیدنی، ذکررفته است. همچنان درویدا کتاب مقدس آریایی های ویدی نیز، درمورد سوما سروده های وجود دارد . توجه به سوما درمیان آریایی های ویدی به حدی بوده است ،که سوم را به مقام خدایی ارتقا داده اند.

به اساس نوشته های اوستا وویدا دانشمندان به این نتیجه رسیدند ، آریایی ها هنگامی که در دو طرف هندوکش می زیستند ، ممکن است گیاه سوما را درین کوه یافته ، روییدن همین بتۀ سوما - هوما ،موجب ساکن شدن آریایی ها، درین محل شده باشد . (کهزاد ، افغانستان درپرتوتاریخ، ص ۲۷ )

درعصر ریگویدا، سوما عبارت از عصارۀ گیاه کوهیی بود ، که قرار افسانه ها ،عقابی از آسمان آورده ، ودرکوه منجوان(منجان) می رویید . دختران وزنان آریایی، عصاره آن را در زیر نور سیمین مهتاب ، از دامنۀ کوه ها جمع وبا آب ، شیر، مسکه وعسل مخلوط نموده، مشروب مفرّح می ساختند ،که استعمال آن جزمراسم مذهبی بوده است. (کهزاد ،تاریخ افغانستان ج ۱ ،انتشارات میوند،کابل ۱۳۸۷ ،ص ۱۰۰ )

شاعرآریایی (ریشی) مخلوط شدن هوم - سوم را با آب در شعری این گونه تمثیل نموده است: وقتی که سوما جامۀ ازآب را به تن می کند،با نوای سرود خوانان، درمیان خُم ها ، دور می زند . (کهزاد،تاریخ افغانستان ،انتشارات میوند،ص۱۰۵ )

درهوم یشت اوستا نیز داستان مشابه آمده ونشان میدهد، که مبدای اولیه این گیاه در آسمان بوده، عقابی موسوم به سیناsyena ازکوه هریتی بری زاharatibareza برداشته ، روی کوه های بلند یوپایی ری سنا upairisaena (هندوکش) .. . وسایرکوه ها پراکنده ساخته است . ( تاریخ افغانستان ،انتشارات میوند ،ص۱۰۲ )

همان گونه که نام هندوکش به حیث کانون رهایش باشنده گان قدیم افغانستان دراوستا ذکراست ، درسروده های ویدی نیز، نامهای مناطق اطراف هندوکش ذکرمی باشد. این تذکرات به معنی سکونت این دوکتلۀ آریایی درزمانی ، درین ساحه جغرفیایی می باشد.

دانشمندان ،طبیعت زیبای هندوکش را ، نه صرف درظرافت ساختمان بدنی ساکنان آنجا دخیل دانسته اند،بلکه سروده های ریگویدا را که آریایی ها در شمال وجنوب هندوکش سروده اند،امتزاجی از طبیعت زیبای هندوکش، واستعداد سرشار شاعرانه ریشی های آریایی، میدانند.

مرحوم کهزاد نوشته است: ازمجموعۀ سرود ه های آریایی ها ی ویدی ،که چهار کتاب می باشد ، ریگویدا قدیمیترین آنها بوده ، درزمان استقرارآنها درحوزه شاداب رودخانه های هندوکش، سروده شده است . ازجمله میتوان حکم کرد ، که اولین پارچه های نظم وشعر ریگویدا، درشمال هندوکش سروده شده است . ( تاریخ افغانسان ، انتشارات میوند، ص۳۷ ) بدون شک بقیه سرود های ریگویدا ،درجنوب هندوکش سروده شده اند .

به عقیده مرحوم کهزاد ، مبدا وپرورشگاه نخستین کتله آریایی هرجا که باشد، دورۀ که ایشان دارای سرود می شوند،به شهادت خود سروده ها ،آنها درماحول هندوکش ، چه درشمال وچه درجنوب زندگی داشته اند . (افغانستان درپرتو تاریخ ،ص۳۹ )

سکندر مقدونی به سوی شرق لشکرکشید و به پای هندوکش رسید. این کوه را انتهای شرق تصورنموده ، درپای آن قلعۀ به نام سکندریه ساخت . سه ماه زمستان را درآن سپری نموده ، در بهار ۳۲۷ قبل ازمیلاد، از راه قلب هندوکش به باختر تاخت و بنیاد سلطنت یونانی را گذاشت . یونانی ها درآنجا درتبانی با عناصر محلی، دوصد سال حاکمیت کرده وساحه اقتدارخود را به دوطرف هندوکش وسعت بخشیدند .

امپراطوری کوشانیان نیز توانست هردو سمت شمال وجنوب هندوکش را درزیربال حاکمیت خود داشته ،مدنیت خودرا گسترش دهد .

هندوکش با داشتن لهجه های اززبان های ، آریایی ،ایریانی ،هندی ومخلوط از هندوایریانی ، ویژه گی خود را به حیث مقرقبایل آریایی ،حفظ نموده است. به این سبب محققین افغانستان را خانۀ مشترک آریایی ها، یاد کرده اند.

 با وجود انتشار عناصر دیگر ،هنوز عناصر وبقایای نژاد آریایی در دره های هندوکش ، با فرهنگ آن موجود بوده ، ممیزات ومشخصات زندگی گذشته خود را حفظ نموده اند . ( افغانستان درپرتو تاریخ ،ص۲۷۱)

دیده می شود که درشرق هندوکش، ازحوالی خنجان،پنجشیر تا نورستان وچترال ، سوات ودامنه های پامیر، مردمانی زنده گی می کنند، که وارث تمدن هندوکش اند. آن ها هنوز هم شیوه بخصوص خود را ،که ازچگونگی حیات گذشته شان نماینده گی می کند،دارند . ( افغانستان درپرتو تاریخ ،ص۲۷۱)

مشخصاً دردامنه های جنوبی هندوکش شرقی یک سلسله دره های پیچ وتاب خورده ،کوه ها وقله های پرازجنگل ودشوارگذر، موقعیت دارند، که امروز به نام نورستان یا د می شوند. نورستان به مفهوم عام جغرافیایی، دامنه های جنوب هندوکش شرقی را دربرمی گیرد ، وتنها علاقۀ است که تمدن وفرهنگ هندوکش درآن تا اندازۀ مصون مانده است. به همین سبب ،محققین نورستان قبل ازاسلام را، به نام (کشورهندوکش)، وفرهنگ مردم آنجا را ،به نام (تمدن هندوکش) یاد کرده اند. (سمیع الله تازه ،ریشه ها تاریخی وفرهنگی نورستان،کابل ۱۳۶۷ ، ص۲۹۴ )

کهزاد نوشته است: مردم نورستان به حیث باشنده گان اصیل هندوکش شرقی، دارای لباس ،اسلحه،الات موسیقی ،زیورات ،مفروشات ،موبل واثاثیه بخصوص خود را دارند، که بدون شک ،ازشواهد اشیای کهن مردم همین منطقه، می باشد.

هیات مردم شناسی دنمارک ثابت ساخت که مردمان چشم آبی،موخرمایی وسفید پوست،بلند قامت وباریک اندام این ناحیه ،از آریایی های کوه نشین این دیار محسوب می شوند، که باید مبدا واساس معتقدات وایین این کتله هندوکش را، درمعتقدات اولیه کتلۀ هندواروپایی ، وهندوآریایی ،جستجو نمود . ( افغانستان درپرتو تاریخ ،ص۲۷۳ )

دتاریخ په اوږدو کی ، د هندوکش د لوړوڅوکو تړو او سردرو ادبی اوفرهنگی وږمی تراباسینده اوښتی ،خو داځل دهندوکش له هسکو درو او شنو ایلبندونو څخه یوه غلی شانته ادبی اوفرهنگی وږمه په خورېدو ده . هیله ده دا وږمه غلی پاته نشی اوتل ترتله ،په درو رغو او ان په ښارونو وچلېږي .